شنبه - 2017 فوريه 25 - 29 جمادي الاول 1438 - 7 اسفند 1395
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 192898
تاریخ انتشار : 18 مهر 1395 9:5
تعداد مشاهدات : 28

رابطه عقل و دين از ديدگاه اماميه

موضوع اين تحقيق رابطه عقل و دين از ديدگاه اماميه مي باشد. عقل، موهبتي الهي و يكي از ابزارهاي شناخت مي باشد و چنان كه مي دانيم، ارزش و بهاي آن در قبال به كارگيري آن و خردورزي مي باشد. اين توانايي، روي ديگر سكه دين مداري است و از چنان جايگاه رفيعي برخوردار است كه عقل سليم، هم چون پيامبري دانسته شده كه انسان را از درون خويش به سوي حقيقت و راستي هدايت مي نمايد. به كارگيري عقل در دايره دين مداري در اديان و مكاتب مختلف به ميزان متفاوت مورد توجه قرار گرفته شده است. به طور مثال، حنابله، عقل را از ادراك گزاره هاي ديني ناتوان مي دانستند و در مقابل، معتزله با اصالت دادن به آن، در نهايت، به انكار برخي امور ماورايي پرداختند. از همين رو، احقاق حق و دور نگه داشتن عقل از هر كجي و كاستي امري لازم است. چنين مسئله اي از ديد علماي اماميه دور نمانده و ايشان در مواقع مختلف و در علوم خود به اين امر اشاراتي داشته اند. چنان كه متكلمين، به كارگيري عقل در اثبات ضروريات و اصول ديني و استناد به آن ادله را لازم دانستند. اصوليون، در بيان ملازمات مستقله و ملازمات غير مستقله به ادله عقلي استناد مي- كردند و مفسرين، در تفسير آيات (علي الخصوص) آيات محكم و متشابه و در تبيين و نتيجه گيري آيات، از عقل بهره مي گرفتند. فلاسفه نيز در جملات خود به صراحت به رابطه مستقيم عقل و دين اذعان داشتند. در آخر، علماي اماميه در بخش ايمان گرايي، عقل را در ايجاد و استمرار حيات خود مفيد مي- دانستند. در آسيب شناسي تعقل نيز مي توان با كمك ادله عقلي، به شبهات مربوط به مسئله رابطه عقل و دين پاسخ گفت؛ و كفر و عناد،تكبر و خودبيني، دنياطلبي، تقليد كوركورانه، عدم تفكر، ميگساري، غفلت و غرور، هواهاي نفساني و هوس زدگي و سرگرمي هاي دنيوي را از موانع تعقل و علم آموزي، دوري از تعصب و غرور، تفكر، هم نشيني با خردمندان، پرسش و كاوش،تقوا و تزكيه نفس و بهره گيري از تجارب گذشتگان را از عوامل رشد و شكوفايي عقل و ناتواني عقل از ادراك حقيقت ذات و صفات خداوند، ناتواني عقل از ادراك حقيقت افعال خداوند، نهي از تعمق در قضا و قدر الهي، جزئيات ديني و مرگ و معاد را از محدوديت هاي ادراكات عقلي به شمار آورد.
موضوع اين تحقيق رابطه عقل و دين از ديدگاه اماميه مي باشد.
     عقل، موهبتي الهي و يكي از ابزارهاي شناخت مي باشد و چنان كه مي دانيم، ارزش و بهاي آن در قبال به كارگيري آن و خردورزي مي باشد.
     اين توانايي، روي ديگر سكه دين مداري است و از چنان جايگاه رفيعي برخوردار است كه عقل سليم، هم چون پيامبري دانسته شده كه انسان را از درون خويش به سوي حقيقت و راستي هدايت مي نمايد.
     به كارگيري عقل در دايره دين مداري در اديان و مكاتب مختلف به ميزان متفاوت مورد توجه قرار گرفته شده است. به طور مثال، حنابله، عقل را از ادراك گزاره هاي ديني ناتوان مي دانستند و در مقابل، معتزله با اصالت دادن به آن، در نهايت، به انكار برخي امور ماورايي پرداختند. از همين رو، احقاق حق و دور نگه داشتن عقل از هر كجي و كاستي امري لازم است.
     چنين مسئله اي از ديد علماي اماميه دور نمانده و ايشان در مواقع مختلف و در علوم خود به اين امر اشاراتي داشته اند. چنان كه متكلمين، به كارگيري عقل در اثبات ضروريات و اصول ديني و استناد به آن ادله را لازم دانستند. اصوليون، در بيان ملازمات مستقله و ملازمات غير مستقله به ادله عقلي استناد مي- كردند و مفسرين، در تفسير آيات (علي الخصوص) آيات محكم و متشابه و در تبيين و نتيجه گيري آيات، از عقل بهره مي گرفتند. فلاسفه نيز در جملات خود به صراحت به رابطه مستقيم عقل و دين اذعان داشتند. در آخر، علماي اماميه در بخش ايمان گرايي، عقل را در ايجاد و استمرار حيات خود مفيد مي- دانستند.    
     در آسيب شناسي تعقل نيز مي توان با كمك ادله عقلي، به شبهات مربوط به مسئله رابطه عقل و دين پاسخ گفت؛ و كفر و عناد،تكبر و خودبيني، دنياطلبي، تقليد كوركورانه، عدم تفكر، ميگساري، غفلت و غرور، هواهاي نفساني و هوس زدگي و سرگرمي هاي دنيوي را از موانع تعقل و علم آموزي، دوري از تعصب و غرور، تفكر، هم نشيني با خردمندان، پرسش و كاوش،تقوا و تزكيه نفس و بهره گيري از تجارب گذشتگان را از عوامل رشد و شكوفايي عقل و ناتواني عقل از ادراك حقيقت ذات و صفات خداوند، ناتواني عقل از ادراك حقيقت افعال خداوند، نهي از تعمق در قضا و قدر الهي، جزئيات ديني و مرگ و معاد را از محدوديت هاي ادراكات عقلي به شمار آورد.


نظر شما



نمایش غیر عمومی