يکشنبه - 2017 اکتبر 22 - 2 صفر 1439 - 30 مهر 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 192886
تاریخ انتشار : 17 مهر 1395 20:18
تعداد مشاهدات : 123

نقش زنان در عاشورا

حفاظت از فضايل و ارزشهاي اسلامي پافشاري بر حفظ ارزشها نيز از جايگاه زنان عاشوراست .

عاشورا؛ پيامي به بانوان

عاشورا را نمي توان در قلمرو قشر خاصي محدود كرد. تأثير درسهاي آن براي همگان است ، از اين رو پيامهايي كه مي دهد، عام و براي همگان مي باشد، مخصوصاًزنان . و از آنجايي كه نيمي از افراد جامعه را بانوان و دختران تشكيل مي دهند و از آنجا كه در نهضت عاشورا سهمي عمده و قابل ملاحظه بر دوش بانوان كاروان حسيني استوار بودو عاشورا ماندگاري خود را تا حد زيادي مرهون فداكاريها و قهرمانيهاي خانوادة امام حسين (ع) بخصوص زينب كبري است ، از اين رو پيامهاي عاشورا خطاب به زنان مسلمان است تا هم رسالت اجتماعي و سياسي اين قشر را نشان دهد و هم خنثي كنندة تبليغات سوئي باشد كه ديدگاه اسلام را از محروم كردن زنان از مشاركت در كارهاي اجتماعي و حضور در صحنه ، معرفي مي كند و هم نقش زنان در پشتيباني از مبارزات مردان و جوانان ، نشان دهد.

همچنين آميختن عفاف و پاكدامني را به تلاش و مجاهدت اجتماعي قابل اجرابنماياند و هم به مسئوليت شهيد پروري و تربيت نسلي با ايمان ، شجاع و مدافع حق ،توسط بانوان اشاره كند و هم به تبليغ و تبيين مرام و اهداف شهيدان بپردازد.

 

پيامهاي عاشورا

1- مشاركت زنان در جهاد.

2- آموزش و الهام صبر و مقاومت .

3- پيام رساني پس از يك حماسه و انقلاب و جهاد.

4- روحيه بخشي به رزمندگان و بازماندگان شهدا.

5- مديريت خانواده هاي شهدا و بازماندگان نهضت در شرايط دشوار.

6- حفظ ارزشها و پايبندي به اصول ، حتي در شرايط اسارت .

زنان حاضر در عاشورا، برخي از اولاد علي (ع) بودند و برخي ، جز آنان ، چه از بني هاشم يا ديگران ، از فرزندان اميرالمؤمنين مي توان از زينب ، ام كلثوم ، فاطمه ، صفيه ، رقيه و ام هاني ، نام برد.

سكينه و فاطمه نيز دختران سيدالشهداء بودند كه در نهضت مشاركت داشتند.

رباب ، عاتكه ، مادر محسن بن حسن ، دختر مسلم بن عقيل ، فضة نوبيّه ، كنيزخاص امام حسين ، مادر وهب بن عبدالله و... از جمله زنان حاضر در كربلا بودند.

پنج نفر از خيام امام حسين (ع) به طرف دشمن بيرون آمدند، آنان عبارت بودند ازكنيز مسلم بن عوسجه ، ام وهب زن عبدالله كلبي ، مادر عبدالله كلبي ، مادر عمرو بن جناده و زينب كبري 3 كه نقش چشمگيرتري از ديگران داشت . ام وهب ، زني بود كه در عاشوراشهيد شد، آن هم بر بالين شوهر شهيدش .

در عاشورا دو زن از فرط خشم و عصبانيت و احساس ، به حمايت از امام برخاستندو جنگيدند: يكي همسر عبدالله بن عمير، ديگري مادر عمرو بن جناده كه يادشان خواهدآمد.

همسر زهير بن قين در راه كربلا همراه شوهرش به امام حسين (ع) پيوستند، به نقلي ، رباب همسر امام حسين (ع) ، نيز مادر سكينه و عبدالله رضيع هم در كربلاحضورداشتند.

سخنرانيهاي زينب ، ام كلثوم و فاطمه بنت حسين در كوفه و شام ، كاخ يزيد ويزيديان را لرزاند.

 

مشاركت زنان در جهاد

وقتي حضرت مسلم به نمايندگي از سوي امام حسين (ع) به كوفه اعزام شد وهزاران نفر با او بيعت كردند، با آمدن ابن زياد به كوفه و دگرگون شدن اوضاع ، مردم نيز دورمسلم بن عقيل را خالي كردند و او تنها و غريب و سرگردان در شهر كوفه مي گشت و پناه ومأمني نداشت .

طوعه ، زني فداكار بود كه وقتي مسلم را شناخت ، با آنكه شهر، پرآشوب بود، او را به خانة خويش راه داد و پذيرايي كرد و با اين عمل مخاطره آميز و شجاعانه ، وفاداري خويش را به امام حسين (ع) و نمايندة او نشان داد.

درها همه بسته بود در قحطي مرد فرياد نشسته بود، در قحطي مرد

يك زن ، شب كوچه هاي بن بست غريب مردانه شكسته بود، در قحطي مرد

و در يك مرحله ، خانه آن زن ، ميدان رزم مسلم با مهاجمان كوفي شد و سرانجام ازخانه طوعه بيرون آمد و در ميدانگاه با آن سپاه مهاجم جنگيد.

 

زينب قهرمان كربلا

هنگامي كه دختران اميرالمومنين (ع) را وارد كوفه كردند، مردم جمع شده آنان راتماشا مي كردند. ام كلثوم فرياد زد: «اي مردم ! آيا شرم نمي كنيد و از خدا و رسول خدا حيانداريد كه به دختران و زنان پيغمبر نگاه مي كنيد».

يكي از زنان اهل كوفه سر خود را از غرفه اي بيرون كرد و آنان را در آن حال مشاهده كرد و گفت : شما از كدام اسيران هستيد؟ گفتند: ما اسيران آل محمد(ص) هستيم .در اين هنگام مردم براي آنان نان و خرما مي آوردند. ام كلثوم فرياد زد:«اي مردم كوفه !صدقه بر ما حرام است » و نان و خرما را از بچه ها گرفت و به زمين انداخت .

مردم كوفه وقتي اسيران را ديدند، گريه و زاري كردند. زينب تا اين منظره را ديدنتوانست تاب بياورد. زينب تاب نياورد كه ببيند اهل كوفه گريه مي كنند و هم آنان بودندكه به پدرش علي (ع) و برادرش حسن (ع) خيانت كردند و پسر عمويش را به دست دشمن دادند و برادرش حسين را به سوي خود خواندند و وعده ياري دادند، ولي وقتي كه به سويشان آمد، شمشيرهاي خود را به يزيد فروختند.

زينب نتوانست ببيند كه كوفيان بر حسين و جوانانش مي گريند. با آن كه همگي به دست آنها قرباني شدند. آنان براي اسيري دختران رسول خدا زاري مي كردند و كسي جزكوفيان هتك حرمت آن خاندان را نكرده است .

سخنان پدرش علي (ع) يادش آمد كه از اهل كوفه نكوهش مي كرد، ديده گان خودرا به سوي نقطة دوري متوجه گردانيد؛ جايي كه پيكرهاي عزيزانش در بيابان افتاده بودند. سپس چشمانش به سوي گريه كنندگان بازگشت و اشارت كرد كه خاموش شويد.همه سرها را از خواري و پشيماني ، به زير انداختند و تا زينب سخن مي گفت ، چنين بودند:

«اي اهل كوفه ! گريه مي كنيد، هرگز اشكهاي شما نايستد و شيونتان آرام نگيرد.مثل شما مثل زني است كه هر چه رشته است ، پنبه كند. شما ايمان خود را بازيچة فسادقرار داديد و بدانيد كه باري شوم بر دوش كشيديد. آري ، به خدا چنين است ، بايد بيشتربگرييد و كمتر بخنديد.

شما چنان خود را ننگين كرديد كه شستن نتوانيد؛ ننگ كشتن نوادة خاتم پيامبران و سالار فرستادگان را چگونه مي توانيد بشوييد!

نفس پليد شما، جنايتكاري را نزد شما خوب جلوه داد تا خشم خداي را براي شمابياورد و در عذاب الهي براي هميشه گرفتار باشيد. آيا مي دانيد چه جگري پاره پاره كرديدو چه خوني ريختيد و چه پرده نشيني را پرده دريديد؟ جنايتي بزرگ مرتكب شديد كه ازعظمتش نزديك است آسمانها بشكافد و زمين از هم بپاشد و كوه ها خوده شود».

در اين هنگام كسي خطبة زينب را شنيد و گفت من بانويي سخنورتر از او نديدم .زينب هنوز سخنانش تمام نشده بود كه مردم شروع به گريه كردند، وقتي به دارالاماره ،رسيد در خود سوزشي احساس كرد. او همه جاي اين خانه را مي شناخت ، آنجا روزي خانه زينب بود، بغض گلويش را گرفته بود. دست راستش را به روي باقي مانده قلبش گذاشت ،مبادا از هم بپاشد و اينكه (مبادا) ابن زياد ملعون گريه او را ببيند.

زماني كه ديد زينب با عظمت و شكوه مقابلش ايستاده پرسيد تو كيستي ؟ زينب جواب ملعون را نداد. بعد از چند بار تكرار، وقتي ديد زينب جوابش را نداد، گفت : شكر خدارا كه شماها را رسوا كرد و بكشت و دروغتان آشكار شد.

در اينجا بود كه زينب شجاعت از خود نشان داد و فرمود: «سپاس خدا را كه به واسطة پيامبرش ما را عزيز و شما را خوار كرد، فقط گنهكار رسوا مي شود و تنها فاجر دروغ مي گويد و او بحمدالله غير از ماست ».

ابن زياد پرسيد: كار خدا را با خويشانت چطور ديدي ؟ زينب كه همچنان عظمتش استوار بود، گفت : سرنوشت آنها كشته شدن و فداكاري بود، همه رفتند و در بسترهاي خودآرميدند و به همين زودي خدا آنها را با تو جمع خواهد كرد و در پيش او محاكمه مي شوي .و من جز زيبايي چيزي نديدم . پس تو نگران باش كه در آن روز پيروزمند چه كسي خواهدبود، اي پسر مرجانه ! مادر به عزايت بنشيند!».

 

پايبندي به حجاب و عفاف

از جلوه هاي بارز حضور زنان در حماسة عاشورا، تعهد و پايبندي آنان به حرمتها واحكام خدا و مراعات مسائل حجاب و عفاف است . حضوري اين چنين ، نشان مي دهد كه مشاركت زن در عرصه هاي مبارزات و دفاع از حق ، منافاتي با فعاليتهاي بيرون از خانه ندارد، به شرط آنكه حريم عفاف و حدود الهي رعايت شود و متانت لازم ، مراعات گردد.

اهل بيت امام حسين (ع) در سفر كربلا، منادي اين متانت و عفاف بودند، هر چندسپاه كوفه به حريم آنان بي حرمتي كردند و در دوران اسارت ، آنان را در مضيقه وسايل پوشش قرار دادند، ولي همين كه آن آزاد زنان ، از معترضان سرسخت اين بي حرمتي بودند، دليل ديگري بر اهميت و قداست حفظ حجاب و عفاف حتي در بدترين شرايط اجتماعي و مضيقه هاي تحميلي است .

به عنوان نمونه چون كاروان اسراي اهل بيت نزديك دروازة شام رسيدند، ام كلثوم ،شمر را طلب كرد و فرمود: مرا با تو حاجتي است . گفت : حاجتت چيست ؟ فرمود ما را ازدروازه اي داخل كن كه مردمان كمتر در آن انجمن باشند و بگو سرهاي شهدا را از ميان محملها دور كنند تا مردم به نظارة سرها مشغول شده و به حريم رسول خدا نگاه نكنند. اماشمر بالعكس عمل كرد و به كارش افتخار مي كرد، در اينجا بود كه ام كلثوم فرياد زد:«خاك بر دهانت باد اي ملعون ! لعنت خداوند بر ستمكاران باد. واي بر تو! آيا افتخار مي كني به اين عملي كه انجام دادي ؟! آيا افتخار مي كني كه فرزندان رسول خدا را در مقابل نامحرم قرار مي دهي و همه به نظارة ايشان بنشينند؟!».

وقتي مردم كوفه شجاعت اين دو خواهر داغديده را ديدند، اوضاع بحراني شد وبيم خطر مي رفت . ابن زياد دستور داد آنان را در يكي از خانه هاي همساية مسجد حبس كنند و مأموراني را هم بر آنان گماشت .

مردم هم كه آشفته حال و پريشان شده بودند و عده اي گريه مي كردند، حضرت زينب 3 با صداي بلند فرياد زد: «جز ام ولد، كسي بر ما وارد نشود آنان نيز همچون مااسير شده اند و رنج اسارت را مي شناسند».

اين كار، هم براي رعايت حريم عصمت و دوري چشم نامحرمان از ذرية پيامبر ودختران امام حسين (ع) بود، هم جلب عواطف آنان كه با سختيهاي اسيران آشناتر بودندو نسبت به بازماندگان شهدا خوش رفتاري مي كردند.

در سخنرانيهاي حضرت زينب ، ام كلثوم و فاطمه دختر امام حسين (ع)، عمدتاًهتك حرمت اهل بيت مطرح شده و به نحوة رفتار والي و مأموران ، با حرم و حريم پيامبر،انتقاد شده است . هنگام ورود اهل بيت به شام نيز ام كلثوم با بيانات خود، شمر و يزيديان را رسوا كرد.

 

سيره و ديدگاه حضرت زينب نسبت به مسألة حجاب

از آنجا كه تربيت ، فرهنگ و وراثت ، همه در شكل گيري انسان ، تأثير تام دارند،حضرت زينب (ع) هم به پيروي مادرش حضرت زهرا3 به مسأله حجاب و عفاف زن سفارش نمود. حتي در خطبه اي ، كه حضرت ، رو به يزيد مي كند و مي فرمايد:

«اي يزيد! آيا پنداشتي همين كه مارا همچون اسيران به اين شهر و آن شهركشاندي ، براي ما خواري و براي تو كرامت است ؟ اي زادة آزداشده گان فتح مكه ، آيا اين ازعدالت است كه همسران و كنيزان خودت در پس پرده باشند ولي دختران رسول خدا را به عنوان اسير روانه كرده اي ، پرده هاي حرمت آنان را دريده اي ، چهرهايشان را آشكارساختي و زير سلطة دشمنان از اين شهر به آن شهر مي كشاني ، آن گونه كه مردم آباديها وشهرها به آنان مي نگرند و دور و نزديك ، چهرة آنان را تماشا مي كنند».

«چگونه اميد مي رود كه نگهباني مانند كسي كه جگر آزادگان را جويده و از دهان بيفكند و گوشتش به خون شهيدان برويد و نمو كند و چه بهره توان يافت و چگونه درنگ خواهد كرد در دشمني ما اهل بيت ، كسي كه بغض و كينه ما را در دل دارد و هميشه به نظردشمني ، ما را نظر كرده ، پس بدون آنكه جرم و جريرتي بر خود داني و بي آنكه امري عظيم شماري ، شعري بدين شناعت مي خواني ».

دقت در اين خطبه نشان مي دهد كه حضرت زينب تا چه حد بر مسألة حجاب تأكيد داشتند. جداً مسألة حجاب و سترو پوشش زن در نظر حضرت زينب ، چه ويژگي داشته كه در حضور يزيد با آن همه جناياتي كه به اهل بيت شده ، ولي زينب نمونة كامل عفاف و حميت ديني را با لحني تحقيرآميز و اشاره اي به سابقة كفر و شرك بني اميه ، او راچنين طرف خطاب قرار مي دهد،:

«اين از مردانگي و حميت است ، تو كه خاندان و پدرانت بعد از فتح مكه آزاد شدند،زنان خود را در پس پرده و زنان اهل بيت را در معرض ديد قرار مي دهي »، اين خودنشانگر وقار و متانت و پوشش زينب با فرط فقر و كمبود امكانات در مجلس يزيد است كه در صحبت با يزيد، مقنعة خود را بر سر و صورت كشيد و نشان دهنده فرهنگ غني زينب است .

اينك بايد زنان پاكدامن و شجاع ايران اسلامي ، در تبعيت از اين اسوه ها، اهم درصحنة مبارزات و راهپيماييها و تظاهرات ضد طاغوت ، حضور فعال داشته باشند و هم حضور سياسي - اجتماعي ، خود را همراه با حفظ حجاب داشته باشند، اين درسي است كه از عاشورا آموخته اند.

 

پرستاري و رسيدگي به امورات امدادگري

علاوه بر خدمات امدادگري بر رزمندگان حامي امام حسين (ع) پرستاري از امام سجاد(ع) كه در آتش تب مي سوخت و با امدادهاي الهي ، جهت استمرار نعمت امامت و به بار نشستن رسالت فرهنگي نهضت ، بهبود يافت ، از محورهاي خدمات ارزنده زنان درنهضت حسيني بود.

به حق در نظام مقدس جمهوري اسلامي ، روز ميلاد حضرت زينب 3 روز پرستارنام گرفته تا هم از شخصيت ممتاز كاروان سالار فرهنگي نهضت عاشورا تجليل شود وهم از خدمات قشري خدمتگزار و گمنام كه فرشته هاي تسكين آلام و دردهاي مردم بوده و هستند؛ يعني پرستاران شريف شاغل در مراكز درماني ، تقدير به عمل آيد، اميدوارم همة خادمان به دين و ملت ، و به ويژه پرستاران ، در تمام شؤونات زندگي و پيروي ازفرهنگ ممتاز كاروان سالار فرهنگي نهضت عاشورا، تجليل شود و هم از خدمات قشري خدمتگزار پرستار، تشكر گردد.

 

حفاظت از فضايل و ارزشهاي اسلامي

پافشاري بر حفظ ارزشها نيز از جايگاه زنان عاشوراست .

 

عمق ابعاد عاطفي نهضت حسيني

يكي از اثرات شايان تقدير زنان در نهضت حسيني «عمق ابعاد عاطفي نهضت حسيني » است . هر چند قيام خونين كربلا، داراي مباني بسيار محكم و دلايل قانع كننده اي بوده و هست و اهل نظر متوجه ابعاد گوناگون سياسي و اجتماعي و منطق رساي آن بوده و هر كس از ديدگاهي آن را تجليل كرده اند، و اما انصاف اين است كه هيچ صحنه اي عاطفي تر از واقعة كربلا در طول وقايع اسلام نمي توان سراغ گرفت . حتي درزماني كه خيمه ها به غارت برده شد و سر و سامان دادن اطفال در آن خيمة بي چراغ وبالأخره تمام مرحلة فرهنگي نهضت زنان ، حضوري محوري داشتند كه به عنوان سمبل رهبري زينب ، انجام وظيفه مي كردند و به حق در تمامي مقاطع با اتخاذ موثرترين شيوه ،رسالت خود را به خوبي انجام مي دادند.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :