سه شنبه - 2020 مي 26 - 4 شوال 1441 - 6 خرداد 1399
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 269280
تاریخ انتشار : 31 اردیبهشت 1399 15:18
تعداد بازدید : 15

تفسیر جزء بیست و پنجم قران کریم

مدرسه علمیه حضرت زینب کبری سلام الله علیها تفسیر جزء بیست و پنجم قرآن را به صورت مجازی برگزار کرد
undefined
به گزارش معاونت فرهنگی مدرسه،در بیست و پنجمین روز از ماه مبارک رمضان تفسیر جزء بیست و پنجم توسط استاد گرانقدر سرکار خانم جواهری در ۳۰ اردیبهشت به صورت مجازی برگزار شد.
خانم جواهری در تفسیر آیات ۴۱ و ۴۲ سوره غافر گفت: در روز گذشته در مورد مومن آل فرعون صحبت شد و امروز ویژگی مومن آل فرعون در آیات که تقیه را کم کم کنار گذاشت و علنی دفاع کرد،کسی سوز دین داشته باشد یک تنه وارد می شود و سکوت نکردن طرف مقابل نشانه ی تداوم و استمرار دعوت از دو جبهه ى حقّ و باطل است.
اما كثرت دعوت كنندگان به باطل، در دعوت يك تنه ى شما اثر نگذارد.
راه حقّ به نجات و راه باطل به دوزخ مى انجامد. در دعوت به حقّ، تنها سراغ مردم عادى نرويد بلكه سراغ مناديان كفر و شرك نيز برويد و براى جذب افراد منحرف از بهترين تعبيرات استفاده كنيد.
اين كه فرمود: مرا چه شد، «ما لِي» و نفرمود: «ما لكم» شما را چه مى شود و همچنين تعبير به نجات، عزيز و غفّار، براى جذب منحرفان به راه رشد و سعادت است.
استاد تفسیر در ادامه و تفسیر آیه ۴۳ بیان داشت : در این آیه قاطعیت مومن آل فرعون است. در مسایل عقيدتى، ايمان و قاطعيّت لازم است. اسراف تنها در مال نيست، بلكه هدر دادن استعدادها و نيروهاى انسانى به خاطر پايبندى به بت هايى كه جمادى بيش نيستند نيز اسراف است.
استاد جواهری در ادامه و آیات ۴۴ و ۴۵ گفت: در اینجا خصوصیات مبلّغ را می گوید، مبلّغ باید آینده خود را روشن ببیند و به اهداف خود یقین داشته باشد.
مبلّغ بايد به اهداف خود يقين داشته باشد و در برابر تهدید ها تکیه به خدا کند. كارها را به كسى بسپاريم كه به حال ما آگاهى كامل داشته باشد و اگر خداوند اراده كند، يك نفر مؤمن را در ميان يك رژيم فاسد و حيله گر حفظ و يارى مى كند و همراهى و همدمى با ستمگران، انسان را در كيفر آنها شريك مى كنند.
خانم جواهری در ادامه و آیه ۴۶ بیان کرد: این آیه در مورد عذاب است. عذاب ها دائمی نیست. مجرمان، پس از مرگ و ورود به عالم برزخ، هر صبح و شام به آتش كه جايگاه آينده ى آنان است عرضه مى شوند و دلهره اى سخت پيدا مى كنند و اين حالت همواره هست تا روز قيامت كه رسماً داخل دوزخ مى شوند..
در ادامه و آیه ۴۷ در مورد صحبت دوزخیان بایکدیگر است. آتش دوزخ با همه ى سنگينى و دردناكى، نيروى درك و فهم انسان را محو نمى كند. دوزخيان با يكديگر احتجاجات و استمدادها دارند. مشكلات دنيوى مجوّز سرسپردگى به طاغوت نيست، بلكه اين سرسپردگى انسان را به دوزخ خواهد كشاند. در دوزخ مجرمان يكديگر را مى شناسند، دنيا را به ياد مى آورند و قدرت سخن گفتن دارند و تقليدها و تبعيت هاى نابجا سرانجامش دوزخ است. پيروى از باطل مشكل آفرين است؛ توجّه كنيم به دنبال چه كسى حركت مى كنيم.
در ادامه و آیات ۴۸ تا ۵۰ هنگامی که مرئوس ها در مورد پیروی از رئیس های خود می گویند و نشان از عجز رئیس ها است که در مقابل عذاب آتش کاری نمی توانند کنند. مستکبران اگر در دنیا متوجه نشوند در قیامت حتما خواهند فهمید که عدالت خدا بی چون و چرا انجام می شود. در قیامت انسان فرشتگان را می بیند و با او صحبت می کند. کار مجرم به جایی می رسد که بخاطر نجات خود از مامور خود نیز کمک می خواهد. كسانى كه هنگام ديدن قهر خداوند ايمان مى آورند، سودى نمى برند. بنابراین آمدن انبيا يك سنّت دائمى و مبلّغ بايد به سراغ مردم برود و دعاى كافر در دوزخ به جايى نمى رسد.
استاد جواهری در ادامه و تفسیر آیات ۵۱ و ۵۲ بیان کرد: در آيات قبل خوانديم كه: مؤمن آل فرعون ابتدا ايمان خود را كتمان مى كرد و سپس در رژيم طاغوتى فرعون يك تنه مردم را ارشاد كرد و آل فرعون براى بازگرداندن او از عقيده اش تلاش ها كردند، امّا خداوند دين او را حفظ كرد و حمايت خدا تنها برای کسانی است که سنّت او را حمايت کرده باشد و سختی های دنیا چند روز نیست و طرفداری از قیامت باقی می ماند.
خانم جواهری در ادامه و آیات ۱۹ تا ۲۱سوره فصلت اشاره کرد: دشمنان خدا و کسانی را که با او مخالفت کردند را به جهنم می برند.
كسانى به سوى دوزخ روانه مى شوند كه دشمنى آنان با خدا و دين ثابت شده باشد. اگر انسان با كفر و لجاجت، دشمن خدا مى شود. دوزخيان از پراكنده شدن و فرار در مسير حركت به طرف دوزخ بازداشته مى شوند و اعضاى بدن از عملكرد انسان آگاهند. زيرا تا آگاه نباشند نمى توانند در قيامت گواهى دهند و این عمل نشان می دهد معاد ما جسمانی است.
در قيامت، گواهان متعدّد هستند، از جمله: خداوند، انبيا، زمين، زمان، فرشتگان، اعضاى بدن و ... كه براى هر كدام، آيه و حديث آمده است.
گواهى دادن و نطق كردن، نشانه ى علم اعضاى انسان به عملكرد اوست.
خانم جواهری در ادامه تفسیر سوره شوری آیه ۱۳ اشاره کرد: در این آیه نام همه انبیای اولوالعزم آمده است. در اینجا نشان می دهد محور دعوت همه انبیا یکی است و همه مردم را به توحید، نبوت، معاد، تقوا، عدالت، رسیدگی به والدین و.... است.
«شَرَعَ» از «شَرِيعَةٍ» به معناى راهى است كه مردم را به ساحل رودخانه هاى بزرگ مى رساند، مانند شريعه ى علقمه براى رسيدن به آب رود فرات. از آنجا كه احكام دين، راه رسيدن به كمالات است، به آن شريعت گفته مى شود. در قرآن، كلمه «اديان» نداريم، چون دين الهى يكى بيش نيست. حضرت نوح علیه السلام، اولين پيامبرى است كه داراى شريعت جامع بوده است. اسلام دين جامع است و تعاليم همه ى پيامبران پيشين را در بردارد و وحدت واقعى در سايه دين الهى امكان دارد و خداوند افرادى را كه لايق مى داند برنبوت  برمى گزيند و انسان با اعمال خويش زمينه دريافت الطاف الهى را به وجود مى آورد.
در ادامه و آیه ۱۵: در برابر تفرقه هاى برخاسته از افزون طلبى، بايد در راه دين، استوار بود و تبليغ دين همراه با مشكلاتى است كه بايد تحمّل نمود و استقامتى ارزشمند است كه بر اساس حقّ و وظيفه باشد .پيروى از هوس هاى مردم آفتِ دعوت به راه حقّ است و رهبر الهى بايد به اصول دعوت خود پايبند باشد و در برابر خواسته هاى نامشروع مردم تسليم نشود. آثار دنیا پرستی نیز فراموش کردن خداوند است و اگر خداوند فراموش شود جایش را شیطان می گیرد.
خانم جواهری در ادامه و تفسیر سوره دخان و آیات ۱ تا۶ گفت: كلمه ى «مبين» از «ابانة» به معناى روشن و روشنگر است. يكى از ظلم هايى كه به قرآن شد اين بود كه برخى بزرگان گفتند: قرآن، قطعى الصدور و ظنّى الدلالة است. صدور قرآن از جانب خدا يقينى است، ولى دلالت هاى قرآن شفّاف و روشن نيست و مفاهيم آن ظنّى است. قران در شب قدر نازل شده است. قرآن از همه جهت مبارك است: جهت نازل كننده خود قرآن مبارك است. از جهت زمان نزول. سؤال: اگر نزول قرآن در شب قدر بوده است، پس نزول آيات در ۲۳ سال رسالت پيامبر به چه معناست؟
پاسخ: قرآن در شب قدر يك باره و يك جا بر قلب پيامبر و بار ديگر و به تدريج در طول بيست و سه سال نازل شد. همان گونه كه يك بار چمدان لباسى را يكجا به شخصى مى دهيد و در مرحله بعد درب آن را گشوده و لباسها را جداگانه به او نشان مى دهيد و يا كتاب شعر حافظ را يك جا به شما هديه مى كنند و در هر مناسبت، چند بيتى از آن را براى شما مى خوانند.
در اين آيه، زمان نزول قرآن مبارك شمرده شده و در آيات ديگر زمان نزول عذاب، نحس خوانده شده است، «أَيَّامٍ نَحِساتٍ» اصولًا مبارك يا منحوس بودن زمان يا به خاطر حوادث تلخ و شيرينى است كه در آنها واقع مى شود و يا در خود زمان خصوصيّتى است كه بر ما پوشيده است، چنانكه در قرآن از استغفار در سحرها ستايش شده كه معلوم مى شود در عنصر زمان خصوصيّتى است كه ما نمى دانيم. قرآن در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به عنوان كتاب مقدّس مطرح بود و خداوند به آن سوگند ياد مى كند. قرآن براى دست يابى انسان به نور از جايگاهى بلند نازل شده است و این نازل شدن با نزول باران متفاوت است، باران مقطعی است ولی قرآن هنگامی که نازل می شود ماندگار است. زمان ها متفاوتند و بعضى بر بعضى ديگر قدراست و برترى دارند. و نشان می دهد که براى مسائل معنوى، شب زمان مناسب ترى است.، شب قدر هرسال تکرار می شود و مشخص می شود در طول یک سال زندگی و شب سرنوشت است. خداوند سرچشمه رحمت است و پیامبر خدا ما یه رحمت است و قرانی که به دست ما نیز رسیده است رحمت است. عظمت قرآن در این چند آیه بیان شده است : ۱. خداوند قسم خورده است.۲ . در شب قدر نازل شده است. ۳. روشنگر و مبین است. ۴.رحمتی از پرودگار است. بنابر این قرآن رحمتی است که از جانب خدای رحیم نازل شده است و هر چیزی که در شب قدر می گذرد زیر نظر خداوند است. همان خدایی که قرآن را نازل کرده است پیامبران را نیز فرستاده است. خدایی که رحمن و رحیم است تمام کارهای او حکیمانه است و تمام از روی حکمت است.
 استاد جواهری در پایان و تفسیر سوره جاثیه ایه ۲۸ گفت: «جاثِيَةً» به معناى نشستن روى زانو، به هنگام ترس و وحشت يا فروتنى و تسليم است. قرآن هنگامی که نازل می شود در قیامت سه نوع معرفی می شود:
۱. شخصی است و برای هر فرد نازل شده است.
۲.نامه عمل اجتماعی و همه امت ها است.
۳.همه امت ها در نامه عملشان در قیامت نوشته شده است.
بنابراین هول و هراس قيامت همه را زمين گير مى كند و باز نشان می دهد که معاد جسمانی است. و جزاى هر شخصى در قيامت، بر اساس عملكرد او در دنياست.
خانم جواهری در ادامه و آیه ۲۹ افزود : رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هنگامى كه انسان در قلب خود خدا را ياد كند، خداوند آن را در كتابى ثبت مى كند و به فرشتگان يادآورى مى كند. آنان مى گويند: ما خبر نداريم. خداوند مى فرمايد: من ياد قلبى او را هم ثبت مى كنم. دليل دقّت و حقّانيّت كتابِ اعمال انسان آن است كه خداوند خود ثبت كرده است. و این هم بدانیم نکند گمان کنیم که کارهای خداوند از روی جبر است بلکه خودمان نیز می دانیم و شاهد کارهایی که ما می کنیم و از فرشتگان مخفی است اما از خدا نیست و عمل انسان، همان گونه كه واقع شده  ثبت مى شود، نه بر اساس قرائن و شواهد و آثار.




نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :