يکشنبه - 2020 سپتامبر 20 - 3 صفر 1442 - 30 شهريور 1399
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 269279
تاریخ انتشار : 31 اردیبهشت 1399 14:41
تعداد بازدید : 67

تفسیر جزء بیست و چهارم قران کریم

مدرسه علمیه حضرت زینب کبری سلام الله علیها تفسیر جزء بیست و چهارم قرآن را به صورت مجازی برگزار کرد
undefined

به گزارش معاونت فرهنگی مدرسه، در بیست و چهارمین روز از ماه مبارک رمضان تفسیر جزء بیست و چهارم توسط استاد گرانقدر سرکار خانم جواهری در ۲۹ اردیبهشت به صورت مجازی برگزار شد.
استاد جواهری در تفسیر سوره زمر آیه ۶۸ گفت: این آیه دو مورد را بیان می کند : ۱. تمام شدن دنیا ۲. برپایی قیامت.
در اینجا نشان می دهد با تمام شدن دنیا قیامت آغاز می شود و در قرآن این نفخ به صورت های مختلف آمده است.
طبق صريح اين آيه، پايان عمر دنيا و آغاز رستاخيز، از طريق نفخه است. اين نفخه گاهى به صورت دميده شدن در صور و شيپور: «نُقِرَ فِي النَّاقُورِ»و گاهى با تعبير «القارعة» به معناى كوبنده وگاهى با تعبير «الصَّاخَّةُ» به معناى صداى هول انگيز و گاهى با تعبير «صَيْحَةً» آمده است.
به هم ريختن نظام هستى و نابودى طبيعت از طريق ايجاد صداى وحشتناك، براى كسانى كه در جبهه صداى موج انفجار يا شكسته شدن ديوار صوتى را شنيده اند باور كردنى است.
تمام انسان ها به هنگام نفخه ى صور مى ميرند، پس مراد از استثنا در جمله ى «إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ» بيان قدرت الهى است. يعنى دست خداوند بسته نيست و در آن زمان كه همه مى ميرند اگر خدا بخواهد، افرادى را زنده نگاه مى دارد.
نتیجه ای که از این آیه می گیریم: مرگ و رستاخيز همه ى انسان ها، براى خداوند آسان و همچون دميدن در شيپور است و وقوع قيامت را قطعى بدانيد. رستاخيز، تنها مربوط به انسان ها و ساكنان زمين نيست. ميان نفخه ى اول و دوم قيامت، زمانى طولانى است. رستاخيز، ناگهانى و دفعى است.
استاد بزرگوار در ادامه و آیه ۶۹ می فرمایند: مراد از «نور رب»، يا نور حقّ و عدالت است كه خداوند در آن روز زمين را با آن نورانى مى كند يا مراد نورى است غير از نور خورشيد و ماه كه خداوند در آن روز مى آفريند و مراد از «نور رب» كشف اسرار و حقايق در قيامت است. نظر دیگر چون در قيامت نور خورشيد و ماه گرفته مى شود، مراد از «نور رب» نورى است كه از مؤمنان بر مى خيزد. ارائه ى نامه ى اعمال و احضار انبيا و گواهان و داورى به حقّ در قيامت، از امور قطعى است. در قيامت گواهان متعدّدى در كار است و شاهدان انبيا، امامان، فرشتگان، اعضاى بدن، زمين، زمان و .... . تمام رفتار و كردار انسان در دنيا تحت نظارت گروهى شاهد و گواه قرار دارد زيرا شرط گواهى دادن در قيامت، حضور و نظارت بر اعمال در دنيا است. قضاوت و داورى خداوند بر پايه مستندات پرونده اعمال و گواهى پيامبران و شاهدان است. براى گواهى بر اعمال امّت خودشان است.
خانم جواهری در ادامه و تفسیر آیات ۷۰ تا ۷۲ بیان کرد: در قیامت کافران را کشان کشان، گروه گروه به سمت آتش می برند. مجازات و یا بهره الهی شامل همه می شود و کسی از قلم نمی افتد. علت گفتن کشاندن این است که زیرا کفار نمی خواهند بروند.
استاد جواهری در تفسیر سوره غافر آیه ۲۳ گفت: در این چند آیه عاقبت ستمگران را مشاهده می کنیم و در مورد صحبت حضرت موسی علیه السلام و هامان و فرعون است.  كلمات «آيات» و «سُلْطانٍ» هر كدام به تنهايى در مواردى آمده است ولى هر كجا اين دو كلمه با هم باشند در مورد حضرت موسى علیه السلام و فرعون است. يعنى حضرت هم معجزاتى ارائه داد و هم با دليل و برهان با فرعون سخن گفت. مبلغین برای راه يافتن و نفوذ در مراكز قدرت، براى تبليغ دين و دفاع از حقّ لازم است. پيامبران، در برابر طاغوت ها دو سلاح مهم داشتند: يكى معجزه «بِآياتِنا» و ديگرى منطق روشن است . مبناى گرايش مردم متفاوت است، گروهى با معجزه ايمان مى آورند و گروهى با منطق. انبيا هر دو را داشته اند. سرلوحه ى رسالت انبيا مبارزه با رهبران فساد و كفر است، خواه در قالب زور و حكومت و قدرت سياسى،«فِرْعَوْنَ» يا در قالب تدبير و تدارك و شيطنت و قدرت فرهنگى، «هامانَ» يا در قالب سرمايه و ثروت و قدرت اقتصادى «قارُونَ» هرکدام را باید مثل خودشان استفاده کرد. مخالفان انبيا، معجزه را سحر و پيامبران را دروغگو مى خواندند. مخالفان انبيا هم با زبان ترور شخصيّت مى كنند و هم عملًا بر ضد آنان قيام مى كنند پس مبلغ اینگونه رفتار ها رو می بینیم. كشتن و شهيد كردنِ طرفداران حقّ شيوه ى همه مستكبران تاريخ است و کاردشمن، جوانان و زنان را هدف مى گيرد.
در آیه ۲۵سخن از كشتن جوانان بنى اسرائيل بود كه گويا اين كار در نزد فرعون كافى نبود و كانون اصلى خطر در نظر فرعون خود  حضرت موسى علیه السلام بود. لذا در اين آيه موضوع كشتن موسى را مطرح مى كند. كشتن موسى بازتاب دشوارى در افكار عمومى داشت و لذا فرعون با مشاوران و درباريانش به مشورت و رايزنى پرداخت. اين كه فرعون مى گويد: «ذَرُونِي» مرا رها كنيد، نشانه آن است كه مشاوران به قتل موسى تن در نمى دادند.
در ادامه و تفسیر آیه۲۶: در برابر تهديدهاى دشمن به خدا پناه ببريم. به كسى پناه ببريم كه امور همه ى ما به دست اوست و همه تحت ربوبيّت او هستيم. شخص فرعون مهم نيست، خصلت فرعونى مهم است كه تكبّر باشد و بايد از آن به خدا پناه برد و خصلت برای کسانی است که ایمان ندارند.
خانم جواهری در ادامه و تفسیر ایه ۲۸ گفت: داستان مؤمن آل فرعون تنها در اين سوره مطرح شده است. او شخصى از بستگان فرعون بود كه مخفيانه به حضرت موسى علیه السلام ايمان آورده بود، ولى ايمان خود را پنهان مى كرد تا به موقع به نفع موسى سخن بگويد، يا براى او كارى انجام دهد. اين شخص غير از همسر فرعون و غير از آن شخصى است كه با سرعت از نقطه ى دور شهر خود را به موسى رساند و خبر توطئه ى دستگيريش را به او داد. بر اساس حديثى كه شيخ صدوق در امالى و فخر رازى در تفسير خود آورده است، صدّيقون سه نفرند: حبيب نجّار (مؤمن آل يس)، مؤمن آل فرعون و علىّ بن ابى طالب علیه السلام  كه برترين آنان است. مؤمن آل فرعون، به جاى القاب بزرگ در مورد موسى، او را مردى ناشناس خواند و گفت: «رَجُلًا» تا فرعون به ايمان او پى نبرد. «اسراف» به هر نوع تجاوز از حدّ گفته مى شود، خواه تجاوز در مصرف باشد و خواه تجاوز در برخورد و اخلاق. كسى كه دلايل و معجزات انبيا را ناديده بگيرد، مسرف است. در متون اسلامى ابوطالب پدر حضرت على عليه السلام در چگونگى ايمانش به مؤمن آل فرعون تشبيه شده است. بنابراین گاهى تقيه و كتمان عقيده براى انجام كارهاى مهم و رسيدن به اهداف بالاتر لازم است. مؤمن، بى تفاوت نيست؛ حامى مظلوم است و عليه ظالم فرياد مى كشد. وجدان هاى خفته را از طريق سؤال بيدار كنيد. در شيوه ى تبليغ، تعصّب را كنار بگذاريم. مؤمن آل فرعون گفت: موسى يا راست مى گويد يا دروغ، اگر راست گويد كه آنچه وعده مى دهد پيش خواهد آمد و اگر دروغ گويد، به عهده ى خودش.  در آیه بعد ترس از این که نکند آنان هم مثل قوم هایی که پیامبران را تکذیب کردند نباشید. بنابراین تبليغ از ضروريات ايمان است. مبلّغ بايد سوز داشته باشد و قهر خداوند به خاطر عملكرد خود ما و بر اساس عدل و حكمت است.
استاد جواهری در ادامه و تفسیر آیه ۳۲ گفت:«تناد» از «نداء» به معناى يكديگر را صدا زدن است. روز قيامت ناله ها و فريادها بلند است، مؤمن فرياد مى زند بياييد نامه ى مرا بخوانيد. كافر، فريادكنان، حسرت خود را با كلمات «يا لَيْتَنِي» و .. اظهار مى كند. و دوزخيان از بهشتيان استمداد مى كنند كه از آن چه خداوند رزق شما كرده به ما نيز برسانيد. به هر حال نداها از هر سو بلند است.
 خانم جواهری در پایان و تفسیر آیات ۳۸تا ۴۱ گفت: در دعوت مردم، گاهى بايد يك تنه به پاخاست و منتظر ديگران نبود. تبليغ دين در فضاى خفقان طاغوتى، به قدرى ارزش دارد كه خداوند آن را در قرآن بازگو مى كند و ياد و خاطره اش را گرامى مى دارد. دنیا کوتاه است و آخرت دار الباقی است. در نهایت کیفر برابر با عمل است و خداوند آنقدر عادل است که کیفرش به مقدار عمل ما است و آنقدر رحمن و رحیم است که می فرماید هر عمل خیری که کند وارد بهشت می شود و روزی نیز بدون حساب می دهد و کسی که عمل صالح کند چه مرد چه زن ولی مومن باشند و ورود به بهشت ایمان می خواهد.





نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :