سه شنبه - 2020 مي 26 - 4 شوال 1441 - 6 خرداد 1399
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 269099
تاریخ انتشار : 27 اردیبهشت 1399 14:37
تعداد بازدید : 26

تفسیر جزء بیست و یکم قران کریم

مدرسه علمیه حضرت زینب کبری سلام الله علیها تفسیر جزء بیست و یکم قرآن را به صورت مجازی برگزار کرد
undefined

به گزارش معاونت فرهنگی مدرسه ، در بیست و یکمین روز از ماه مبارک رمضان تفسیر جزء بیست و یکم با سخنرانی استاد گرانقدر سرکار خانم جواهری در ۲۶ اردیبهشت به صورت مجازی برگزار شد.
استاد جواهری در مقدمه ای شهادت مولی الموحدین حضرت علی علیه السلام را تسلیت گفت و بیان کرد برای پیروی از حضرت باید شناخت داشته باشیم اگر نشناسیم آن پیروی ما پیروی درستی نیست، زمانی تحقق پیدا می کند که ما تا حدی نسبت به اون بزرگواران شناختی داشته باشم.
یکی از آیاتی که تاویلش در مورد آقا امیر المومنین علی علیه السلام است در سوره واقعه آیات ۱۰ و ۱۱ می باشد سبقت گیرندگان از مقربون هستند.(طبق این آیه حضرت جبرائیل نازل شد و گفت سابقون حضرت علی علیه السلام و پیروان ایشان هستند که پیشتازان به سوی بهشت می باشند).
از زبان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ایشان را بشناسیم که فرمودند: من و علی(علیه السلام) هر دو پدر امت هستیم، حق امیر المومنین علیه السلام بر امت مانند حق پدر بر فرزندش است.
کلامی را نیز از زبان خود حضرت در مورد شناخت خودشان که البته ایشان در نهج البلاغه بسیار از حضرت رسول الله (صلی الله علیه وآله) گفتند ولی در مورد خودشان خیلی کم است اما یکی از آنها در خطبه ۱۹۲ حضرت ظهور اسلام را تشریح می کنند و گفته ها در مورد ستایش پیامبر است. در همان اوایل زندگی من رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مرا در آغوش خود پرورش داد و هر روز یک بابی از علم و اخلاق بر من گشود و به من دستور داد که به آن اقتدا کنم و هر سال که آقا به غار حرا می رفتند من او را می دیدم و جز من کسی وی را نمی دید.
در ادامه و همین خطبه باز اشاره کردند در خانه ای که اسلام در آن ظهور کرده بود، غیر از رسول خدا و خانم حضرت خدیجه(سلام الله علیها) که من سومین نفر آنها بودم و من نور وحی و رسالت را می دیدم و نسیم نبوت را من علی علیه السلام استشمام می کردم.
این شامه باید یک شامه غیبی باشد که نسیم غیبی باشد تا بتواند استشمام کند و این حس مخصوص انبیا است (حضرت یعقوب و حضرت یوسف) پس مساله استشمام غیبی مخصوص انبیاست و امیر المومنین علیه السلام می فرماید: من بوی نبوت را استشمام کردم. پس با این همه عظمت ایشان را جز پیامبر کسی نشناخت و ما هم به اندازه سئه وجودی خودمان ایشان را بشناسیم.
استاد جواهری در ادامه و تفسیر سوره عنکبوت آیه ۴۶ گفت: «جدال» در لغت به معناى به هم تابيدن است و در اصطلاح به گفتگوهاى دو نفر كه با هم درگيرى لفظى پيدا مى كنند تا بر يكديگر پيروز شوند، جدال مى گويند.
جدال احسن به گفتگويى گفته مى شود كه همراه آن طعنه، استهزا، ناسزا و اهانت نباشد، بلكه بر اساس استدلال و محبّت و با انگيزه هاى اصلاحى باشد. در گفتگوها، قبل از اظهار عقيده و نظر، آنچه را كه مورد اتفاق است مطرح كنيم.
مخاطبانِ خود را بشناسيم و با هر دسته به نوعى مناسب برخورد كنيم. زيرا براى ستمگران، منطق، گفتگو و نرمش كارساز نيست و ايمان به تنهايى كافى نيست، تسليم و اطاعت نيز لازم است.
استاد بزرگوار در ادامه و آیه ۴۷ افزود : قرآن، پيروان همه ى اديان پيشين را به اسلام دعوت مى كند. هدايت گرى الهى حتمى و لازم است، گرچه همه ى مردم هدايت پذير نباشند.
کافران قرآن را فهمیدند ولی انکار کردند (جحد)نفى چيزى است كه دل مى پذيرد و يا پذيرش چيزى كه دل نفى مى كند و كسانى كه با قرآن آشنا مى شوند ولى آن را نمى پذيرند، گرفتار نوعى كفرند.
استاد در ادامه و آیه ۴۸ بیان کرد: آقا رسول خدا هیچ دستخطی از خود نداشتند و مکتبی هم نرفته بودند و رسول امی بودند و یکی از دلایل حقانیت قرآن امی بودن پيامبر اسلام است و نزول قرآن بر پيامبر امّى كه خواندن و نوشتن نمى داند، از راههاى اتمام حجّت خداوند بر مردم است. بنابراین به خواندن و نوشتن خود مغرور نشويم، گاهى به اراده ى الهى، يك فرد امّى و درس نخوانده، فرهنگ بشريّت را عوض مى كند.
آیه بعد را وقتی مقايسه ى آيه ى 47 كه تنها كافران را منكر آيات الهى مى داند، «وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا الْكافِرُونَ» و اين آيه كه تنها ظالمان را منكر آيات مى داند، «وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا الظَّالِمُونَ» مى توان استفاده نمود كه كفر، نوعى ظلم و يا بالعكس است.
گرچه بعضى آيات قرآن متشابه است، ولى مجموعه ى آيات آن، روشن و روشنگر است.و علم واقعى و عالم واقعی کسی است که  پذيرش آيات روشن الهى را دارد.درسته انسان براى رسيدن به مقصود، مأمور به تلاش و كوشش است، ليكن علم، هديه ى الهى است و آيات قرآن، بر دل اهل علم مى نشيند و اين گروه هستند كه حقانيّت آن را با تمام وجود درك مى كنند.پس نمونه ى روشن ظلم، ظلم فرهنگى و انكار نابجاست.
خانم جواهری در ادامه و تفسیر آیه ۶۹ اشاره کرد: براى رسيدن به هدايت ويژه ى الهى، تلاش لازم است و بايد گام اوّل را خود انسان بردارد. پس ما حرکت کنیم و برکت از سمت خداوند حاصل می شود.گاهى، يك قدم و يك لحظه تلاش خالصانه، هدايت و نجات ابدى را به دنبال دارد.
همين كه گامى الهى بر داشته شد، در وسط راه، هدايت هاى غيبى مى آيد و آنچه به تلاش ها ارزش مى دهد، خلوص است و اگر کسی تلاش کند ما راههای قرب الهی را به او نشان می دهیم که یکی از آن اخلاص است و راه هاى وصول به قرب الهى، محدوديّتى ندارد و به وعده هاى خداوند اطمينان داشته باشيم.
نشانه ى نيكوكار بودن، تلاش در راه حقّ و اخلاص است و خداوند، هم راه قرب را به ما نشان مى دهد و هم تا رسيدن به مقصد، دست ما را مى گيرد.
استاد جواهری در ادامه و تفسیر سوره روم آیه ۲۱ گفت: ياد خداوند مايه ى آرامش دل و روح است، همسر مايه ى آرامش جسم و روان. نقش همسر، آرام بخشى است و زن و مرد از يك جنس هستند و همسر بايد عامل آرامش باشد نه مايه ى تشنّج و اضطراب. محبّت، هديه اى الهى است و مودّت و رحمت، هديه ى خدا به عروس و داماد است و تنها اهل فكر مى توانند به نقش سازنده ى ازدواج پى ببرند. هدف از ازدواج، تنها ارضاى غريزه ى جنسى نيست، بلكه رسيدن به يك آرامش جسمى و روانى است.
در آیه ۲۲ اینگونه است که : آفرينش آسمان ها و زمين، از نشانه هاى قدرت بى پايان الهى است. تفاوت نژادها و زبان ها، راهى براى خداشناسى است. يكسان بودن شكل و رنگ همه ى انسان ها با ابتكار و نوآورى و بديع بودن خداوند سازگار نيست و انسان عالم و فهميده، از اختلاف رنگ ها و زبان ها به معرفت الهى مى رسد ولى جاهل، رنگ و زبان را وسيله ى تحقير قرار مى دهد.
در آیه بعدی یکی از نشانه هایی که آمده است خواب شب است و نعمت هاى الهى را ساده ننگيريم؛ خواب نيز يك نعمت بزرگ است و خواب، مقدّمه ى تلاش است و اصل خواب براى شب است و خواب در روز، براى استراحت جزيى است. فضل الهى گسترده است ولى تلاش ما براى كسب آن لازم است و وقتی بدست می آوریم قطعا لطف خدا بوده است و خواب شب هم یکی از نشانه هاست اگر نشانه شناس باشیم.
در تفسیر آیه ۲۴ اشاره شد: یکی دیگر از نشانه ها برق است. در اين آيه و آيات قبل، چهار تعبير به چشم مى خورد: «يَتَفَكَّرُونَ»، «لِلْعالِمِينَ»، «يَسْمَعُونَ» و «يَعْقِلُونَ».
براى عملى شدن اين چهار تعبير، چهار مرحله ى طبيعى بيان شده است: ۱. انسان در آغاز، فكر مى كند. «يَتَفَكَّرُونَ» ۲. سپس مى فهمد و عالم مى شود. «لِلْعالِمِينَ» ۳. كسى كه آگاه شد، حرف ها را با دقّت گوش مى دهد و نكته سنجى مى كند. «يَسْمَعُونَ» ۴. در اثر شنيدن عميق، به تعّقل و انديشيدن مى رسد. «يَعْقِلُونَ»
بنابراین برقِ آسمان، بارش و سبز شدن زمين تصادفى نيست، بلكه بر اساس يك برنامه ى دقيق و حساب شده است و نظام آفرينش، بر اساس اسباب و علل پايه ريزى شده است. پس اگر ما پائيز و بهار، ريزش و رويش گياهان، می بینیم از نشانه هاى قدرت خداوند در آفرينش است و خداشناسى بايد بر اساس علم و فكر و تعقّل باشد.
در آیات بعد یکی دیگر از نشانه های خداوند که آسمان و زمین به امر خدا برپاست. هم آفرينش انسان از خاك، نشانه ى قدرت الهى شمرده شد، «خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ» هم مرگ و خروج انسان از قبر. «مِنَ الْأَرْضِ إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ»نظام آفرينش، نه تصادفى است و نه به دست ديگران، به اراده الهى است. و پيدايش معاد، با اراده و دعوت خداوند است. ايمان به مبدأ، مقدّمه ى ايمان به معاد است. كسى كه نظام هستى را بر پا كرد، شما را نيز پس از مرگ زنده مى كند و معاد، جسمانى است. و هر آن چیزی که در آسمان و زمین هستند تسلیم خداوند هستند.
خانم جواهری در ادامه و تفسیر آیه ۵۴ سوره روم گفت: این آیه در مورد خلقت اولیه ما صحبت می کند و انسان در آغاز خلقت، سراسر ضعف است. آغاز و پايان انسان ضعف است، در چند روزى كه توان و قدرت داريم قدردانى كنيم. ضعفِ دوران كودكى به قوّت تغيير مى كند، ولى ضعف دوم باقى مى ماند و كسى كه ميان دو ضعف قرار گرفته، نبايد به چند روز قوّت مغرور شود و ضعفِ مخلوق، نشان ضعف خالق نيست و ضعف و پيرى ما یک برنامه ى حكيمانه ى خداوند است.
استاد در ادامه و تفسیر آیات ۵۵ و ۵۶گفت: كسى كه در دنيا به سوگند دروغ عادت كرد، در قيامت نيز آن را به كار مى برد. مجرمان درقيامت عذر و بهانه مى آورند كه در دنيا فرصت براى ايمان آوردن نداشتند، دروغ، سبب انواع كجى ها و انحرافات است و كج فكرى و كج روى مجرمان، دائمى است. اهل ایمان با زیانکاران صحبت می کنند . آنها از دوران كوتاه عمر خود در دنيا و يا مدّت اندك برزخ مى گويند؛ امّا اهل ايمان پاسخ مى دهند كه شما مطابق آنچه خداوند براى دوره ى دنيا و برزخ افراد معيّن كرده، زندگى كرده ايد و بى جهت براى كفر خود، عذرتراشى نكنيد و علم و ايمان، حتّى در قيامت آثار مثبت خود را نشان مى دهد. عالمان مؤمن، تنها در دنیا شبهه زدایی نمی کنند بلکه در قيامت نيز شبهه زدايى مى كنند.
علم و ايمان، دو هديه الهى است كه به افراد عطا مى شود و درست است که علم و ایمان کسب کردیم ولی یه وقت مغرور نشویم، خداوند با توفیقاتش آن را به ما ارزانی داده است.
استاد جواهری در پایان و تفسیر آیات ۵۸ تا۶۰ اشاره کرد و گفت: همه ى مردم مخاطب قرآن هستند و قرآن، كتاب ارشاد و هدايت است و مثال، از بهترين شيوه هاى فهماندن حقايق، لذا خداوند براى زمينه هاى مختلف مثال آورده است و مطالب قرآن، سبب اتمام حجّت است و كسى كه حقّ را بفهمد و حجّت بر او روشن شود، ديگر عذرش پذيرفته نيست. انسانى كه در مدار كفر و لجاجت قرار گيرد، باطل را حقّ مى بيند و حقّ را باطل. كافران، نه تنها حقّ را نمى پذيرند، بلكه نسبت باطل هم به آن مى دهند. كافران نه تنها پيامبر اسلام، بلكه تمام انبيا يا تمام مومنان را بر باطل مى دانند. خداوند مهر می زند روی قلب هایشان. مراد از «لا يَعْلَمُونَ»، افرادى هستند كه نمى خواهند بدانند. مُهر زدن بر دلِ نااهلان، يك سنّت الهى است. اینان زمينه ى سنگدلى را خود انسان، در خود بوجود می آوردند.
درنهایت رهبران دينى بايد صبور باشند و عامل صبر ايمان به وعده هاى الهى است و جوّسازى افراد بى دين، نبايد در تصميم گيرى ما اثر كند و يكى از طرفندهاى دشمنان، سبك كردن رهبر است. كسانى به فكر تضعيف و تحقير رهبر هستند كه به راه حقّ يقين ندارند.




نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :