دوشنبه - 2019 سپتامبر 16 - 17 محرم 1441 - 25 شهريور 1398
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 258773
تاریخ انتشار : 3 شهریور 1398 0:0
تعداد بازدید : 32

مدرسه علمیه انسیه الحوراء

2 شهریور آغاز هفته دولت

هفته دولت و یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر گرامی باد.
  • سالروز شهادت شهید محمدعلی رجایی و شهید دکتر محمدجواد باهنر

    شهید رجایی وباهنر دو همسنگر علم و جهاد و خدمت بودند که دوشادوش یکدیگر کمر به خدمت مردم ایران بستند، اما منافقین کور دل چشم دیدن یاران خمینی را نداشتند و در 8شهریور سال60 آن دو یار عزیز رابه شهادت رساندند.

    زندگینامه شهید رجایی

    شهید رجائی در سال 1312هجری شمسی، در قزوین متولد شد. در سن 4 سالگی از نعمت داشتن پدر محروم شد و تحت تکفل مادری مهربان قرار گرفت. درسال 1327 به تهران مهاجرت کرد و سال بعد وارد نیروی هوائی شد. در مدت 5 سال خدمت در نیروی هوائی، دوره متوسطه را با تحصیل شبانه گذراند. در سال 1335 به دانشسرای عالی وارد شد و دوره لیسانس خود را در رشته ریاضی به پایان برد و به سمت دبیر ریاضی در وزارت فرهنگ استخدام گردید.

    در اردیبهشت 1342 به علت فعالیتهای سیاسی علیه رژیم طاغوت دستگیر و 50 روز زندانی شد. پس از آزادی با شهید باهنر به سازماندهی مجدد هیئت موتلفه پرداخت و داوطلبانی را به جبهه فلسطین اعزام کرد. پس از بازگشت در سال 1353 دستگیر و دو سال در زندانهای انفرادی رژیم پهلوی انواع شکنجه ها را تحمل نمود.

    شهید رجائی در سال 1358، مسئولیت وزارت آموزش و پرورش را به عهده گرفت و به دنبال تمایل مجلس در تاریخ 18/5/1359 به عنوان اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران به مجلس معرفی و با رأی قاطع به نخست وزیری انتخاب شد و با عزل بنی صدر از جانب امام به عنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران معرفی گردید و سرانجام در هشتم شهریور ماه 1360 توسط ایادی دشمنان انقلاب به فیض رفیع شهادت نائل آمد. اگر بخواهیم بهتر و دقیق تر به زندگی شهید رجایی نگاه کنیم چیزی که بیشتر به چشم میآید، سخت کوشی اوست. شهید رجایی پس از آنکه از نعمت پدر محروم گردید برای تأمین زندگی خود و خانواده از هیچ تلاشی فروگذار نکرد او با انجام کارهای به ظاهر کم ارزشی چون دستفروشی و... روزها را میگذراند و شبها وقت خود را صرف درس خواندن میکرد چراکه هدفی با ارزش در مقابل او قرار داشت و او را در راهی که انتخاب کرده بود مصمم تر می کرد. زندگی افرادی چون شهید رجایی میتواند الگویی مناسب برای ما باشد ما که شاید لحظه ای نتوانیم تصور چنین شرائطی را برای خود داشته باشیم. اما از همه مهمتر این است که او با تلاش و کوشش خود توانست سرانجام در برهه های حساس از انقلاب نقش مهمی ایفا نماید و در عرصه علم و عمل به چهره ای نمونه و ماندگار بدل گردد.

    زندگینامه شهید باهنر

    شهید حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر، در سال 1312 هجری شمسی در خانواده ای پیشه ور در شهر کرمان به دنیا آمد.

    پس از اخذ دیپلم در سال 1332 به قم رفت و سطوح عالی علوم اسلامی را در حوزه علمیه قم سپری نمود؛ فقه را در محضر مرحوم آیت الله بروجردی، اصول را در محضر امام خمینی (ره) و تفسیر و فلسفه را نزد مرحوم علامه طباطبائی فرا گرفت و سپس به تحصیلات دانشگاهی رو آورد و در دو رشته علوم تربیتی و دکترای الهیات از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد.

    شهید باهنر در اسفند ماه 1342 پس از ایراد سخنرانی هائی در مسجد «هدایت»، «الجواد» و«حسینیه ارشاد»، به مناسبت سالگرد حادثه فیضیه دستگیر و به زندان های کوتاه مدت محکوم شد و از سال 1350 ممنوع المنبر گردید.

    وی در سال 1357 به فرمان امام به عضویت شورای انقلاب اسلامی درآمد و به دنبال انتخاب شهید رجائی، به عنوان نخست وزیر دولت رجایی انتخاب شد.

    ویژگیهای اخلاقی شهیدان رجایی و باهنر

    امید به ایجاد جامعه ای اسلامی، نخستین و مهم ترین هدف شهید رجایی در تمام دوران حیات فردی و اجتماعی او بود. چه آن روز که به عنوان معلمی ساده، تعلیم نوجوانان و جوانان این کشور را بر عهده داشت و چه آن روز که با آراء چهارده میلیون نفر به عنوان رئیس جمهوری برگزیده شد، هیچ گاه جز در مسیر تعالیم اسلام و اهداف متعالی آن گام برنداشت.

    شهید رجایی، ولایت فقیه را دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی می دانست و همه را به حمایت از آن سفارش می کرد: «آنچه که ما فریاد می کنیم این است که رهبری در ایران صرفا باید به ولایت فقیه باشد ولو این که بسیاری از روشن فکران و بسیاری از کسانی که محتوای انقلاب اسلامی ما را در نیافته اند، این مطلب عظیم و این دستاورد مشترک انقلاب ما را در نیابند

    فعالیت ها و خدمات شبانه روزی شهید باهنر نسبت به نظام اسلامی و مردم شهیدپرور، هیچ گاه او را از توسل و عرض ادب به پیشگاه مقام رسالت و ولایت باز نمی داشت؛ چرا که وی موفقیت خویش را مرهون همین توسلات می دانست. بدین ترتیب وی کوچک ترین سوء ادب و کژاندیشی را نسبت به این خاندان شایسته چشم پوشی نمی دانست.

    یکی از ویژگی های اخلاقی شهید باهنر نظم ایشان بود. با نگاهی هرچند گذرا تأثیرعمیق نظم در زندگی سراسر افتخار ایشان در صحنه های علم و عمل، به راحتی نمایان می شود. از دیگر صفات پسندیده آن شهید، صبر ایشان در مقابل ناملایمات و مشکلات بود. او در برابر مشکلات، هرگز عصبانی نمی شد؛ بلکه همواره با صبر و متانت آنها را حل می کرد و از کنارشان به راحتی می گذشت.

    شهیدان رجایی و باهنر از نگاه دیگران

    ملتی که قیام کرده است در مقابل همه قدرت های عالم، ملتی که برای اسلام قیام کرده است، برای خدا قیام کرده است، برای پیشرفت احکام قیام کرده است، این ملت را با ترور نمی شود عقب راند؛...گرچه خود واقعه و خود این افرادی که شهید شده اند، در نظر همه ما عزیز و ارجمندند.آقای رجایی و آقای باهنر هر دو شهیدی هستند که با هم در جبهه های نبرد با قدرت های فاسد هم جنگ و هم رزم بودند. مرحوم رجایی به من گفتند که من بیست سال است که با آقای باهنر همراه بودم و خدا خواست که با هم از این دنیا به سوی او هجرت کنند.(صحيفه امام، ج‏15، ص 134)

    ما با اينها بخصوص با مرحوم باهنر، سالهاى متمادى مأنوس بوديم، با مرحوم رجائى‏ هم همين‏ جور؛ از قبل از انقلاب تا دوران مسئوليّتها و در مجلس و بيرون مجلس؛ واقعاً خصوصيّاتى داشتند كه ما اينها را بايستى از ياد نبريم. به نظر من ايمانشان به اين راه، به اين اهداف، اهدافى كه امام ترسيم كرده و جمهورى اسلامى مظهر آن اهداف است، شاخص خيلى مهمّى است؛ اخلاصشان؛ روحيّه‏ ى خدمتگزارى‏ اى كه در اينها وجود داشت كه واقعاً شب و روز نمى‏ شناختند و براى خدمتگزارى كار مي كردند. روحيّه‏ ى مردمى بودن و انس با مردم، تماس با مردم، از نزديك پاى صحبت مردم نشستن..‏براى خودشان از مقامى كه داشتند، كيسه ندوخته بودند؛ اين يكى از چيزهاى مهم است. اين‏جور نباشد كه ما فكر كنيم حالا كه يك مسئوليّتى داريم، اين را وسيله‏ اى قرار بدهيم براى تأمين آينده؛ همچنان‏كه در مسئولان بسيارى از كشورهاى دنيا اين هست و اين را وسيله ‏اى قرار مي دهند. براى اينكه در آينده در هيئت مديره ‏ى فلان شركت عضو باشند، در فلان مركز مالى حسّاس سهم داشته باشند. پايبندى به مبانى انقلاب و امثال اينها؛ اينها خصوصيّت اين دو شخصيّت بود؛ اينها را بايد در نظر داشته باشيم و خودمان را با اينها تطبيق بكنيم. (بيانات مقام معظم رهبری حفظه الله در ديدار رئيس‏ جمهور و اعضاى هيأت دولت به‏ مناسبت هفته ‏ى دولت ‏04/ 06/ 1394)

    شهد شیرین شهادت

    در ساعت سه عصر، صدای انفجار مهیبی از ساختمان نخست وزیری برخاست. کارکنان به طرف محل انفجار دویدند. جمعیت زیادی از راه رسید. همه نگران رجایی و باهنر بودند. رجایی از چند روز قبل به فرمان حضرت امام خانواده اش را در یکی از واحدهای مسکونی نهاد ریاست جمهوری ساکن کرده بود تا دیگر مجبور به رفت وآمد به خانه اش نباشد. کمال، پسر سیزده ساله رجایی از دور شاهد شعله های آتش بود. او با حالی آشفته به مادرش تلفن کرد و ماجرا را با او در میان گذاشت تا همسر شهیدرجایی خودش را برساند. پیکرهای خونین و سوخته رجایی و باهنر را به بیمارستان منتقل کردند. شدت انفجار به حدی بود که ابتدا هیچ کس نتوانست کشته شدگان را شناسایی کند. جنازه ها را به بیمارستان انقلاب منتقل کرده و پیکر شهیدرجایی را در سردخانه قراردادند.

    هیچ کس نمی دانست که این پیکر سوخته، بدن شهیدرجایی است. به فکر یکی از اطرافیان او رسید که از روی دندان ها می توان فهمید که پیکر سوخته، بدن شهیدرجایی است یا خیر؟ اما سوختگی آن چنان بود که دهان رجایی به سادگی باز نمی شد. لحظاتی بعد یکی از پزشکان از راه رسید و پس از شستن لب ها با آب اکسیژنه، دهان را باز کرد و دندان ها دیده شد، اما باز هم کسی او را نشناخت. همسر شهید رجایی به بیمارستان آمد و در سردخانه پیکر سوخته شهید رجایی را شناسایی کرد.

    با شنیدن خبر شهادت رجایی و باهنر، مردم به خیابان ها ریختند و ایران در سوگ رئیس جمهور و نخست وزیر خود فرو رفت. با طلوع آفتاب روز نهم شهریور ماه سال 1360 مردم در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کرده و با سردادن شعار«رجایی، رجایی! راهت ادامه دارد! » پیکر او و شهید باهنر را تا بهشت زهرا مشایعت کردند. (سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی)

     


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :