چهارشنبه - 2018 فوريه 21 - 6 جمادي الثاني 1439 - 2 اسفند 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 225146
تاریخ انتشار : 29 آبان 1396 9:32
تعداد مشاهدات : 106

مدرسه علمیه زهرای اطهر(س)

نشانه های حماقت (5و6و7)

صفات و ویژگی های احمق.



*پنجمین نشانه احمق
«در راهنمائيش نسبت به حل مشكل توجهى به راه‏هاى ممكن و معقول ندارد .»
عن الامام علي (علیه السلام): «مِنْ دَلائِلِ الْحُمْقِ دالَّةٌ بِغَيْرِ آلَةٍ ...» (غرر الدرر: ص 77 شماره 1241)؛ از دلائل حماقت، راهنمائي نمودن بدون ابزار است.
كار عقل بررسي راه های رسیدن به هدف است. خصوصا وقتی مشکلی پیش می آید این عقل است که تلاش می کند تا بهترین راه را برای حل مشکل بیابد و اگر در این کار موفق نشود، نه تنها مشکل حل نخواهد شد بلکه بر عمق و وسعت آن نیز افزوده می شود.
انسان عاقل مکث می کند، فکر می کند، مشورت می کند؛ ولی انسان احمق نه مکثی دارد و نه فکری و نه اهل مشورت کردن است! لذا برای حل مشکل راه هایی پیشنهاد می دهد که جز به بدتر شدن اوضاع، کمکی دیگر نمی کند.احمق کسی نیست که عقل کم دارد، بلکه کسی است که عقلش را زیاد می داند.

*ششمین نشانه احمق
«تعريف‏‏هايش بر اساس ارزش‏‏هاى واقعى نيست .»
عن الامام علي (علیه السلام) :«...مِنْ دَلائِلِ الْحُمْقِ ... وَ صَلَفٌ بِغَيْرِ شَرَفٍ.» (غرر الدرر: ص 77 شماره 1241)؛ از دلائل حماقت ...  تعريف كردن بدوت خصوصيتي شاخص است.
وقتي کسی درباره خودش دچار اغراق است، همین افراط را درباره دیگران نیز دارد.
احمق که نمی تواند بدرستی محدودیتهای خود را بشناسد و لذا خوبیهایش را مطلق و کامل می پندارد، درباره خوبیهای دیگران نیز دچار همین توهم است و لذا به محض دیدن مقداری خوبی از کسی کاملا جذب او می شود و به دفاع از او می پردازد، بی آنکه خود را محتاج بررسی بیشتر درباره آن شخص ببیند.
انسان همانگونه که خودش را می شناسد، دیگران را نیز می شناسد. 

*هفتمین نشانه احمق:
«ناتوانايى‏‏‏هايش را زرنگى مى‏نامد .»
عن الامام علي (علیه السلام): «إحْذَرِ الأحمَقَ فَإِنَّ الأَحْمَقَ يَرَي نَفسَهُ مُحسِناً وَ إنْ كانَ مُسِيئاً وَ يَرى عَجْزَهُ كَيْساً وَ شَرُّه خيراً» (ميزان الحكمة، ج‏3-عربى، ص: 234)؛ از احمق پرهيز كن! زيرا احمق خودش را نيكوكار مي‏بيند هرچند بدكار باشد و ناتواني‏‏‏هايش را زرنگي مي‏بيند و بدي‏‏هايش را خوب.
انسان احمق وقتی نمی تواند با محدودیتهایش کنار بیاید، آنها را تزیین می کند. شیطان هم کمکش می کند.
از پس کاری بر نمی آید ولی می گوید: آن کار در شأن من نیست. نمی تواند پاسخ کسی را بدهد می گوید: آدم عاقل سکوت می کند! به نتیجه مطلوب نمی رسد می گوید: خودم نخواستم. وقتی سخن نابجایی می زند می گوید: شوخی کردم. ترسش را احتیاط و گستاخی اش را شجاعت و خواریش را تواضع و تکبرش را وقار و ... می خواند.خلاصه همه ناتوانیهای های روحی و شخصیتی و اخلاقیش را زرنگی و هوشمندی می نامد.

به فضل الهی ادامه دارد


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :