يکشنبه - 2018 اکتبر 21 - 11 صفر 1440 - 29 مهر 1397
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 94427
تاریخ انتشار : 17 بهمن 1394 10:55
تعداد بازدید : 646

ریشه های انقلاب اسلامی در قرآن(الندوة العالمیة عن الثورة الاسلامیة فی ایران)

با توجه به اوضاع عمومی مردم جزيرة العرب قبل از بعثت، می توان نفوذ و گسترش سریع اسلام و تحوّلی را که در مردم آن سرزمین بوجود آورد، به عنوان یک انقلاب اسلامی نام برد. اکنون این سوال بوجود می آید که ریشه های انقلاب اسلامی در قرآن و سیره رسول خدا چیست؟ و چه عامل یا عواملی باعث آن پیروزی عظیم شد؟ تا ما از آن درس بگیریم. و آیا رهبر انقلاب اسلامی ایران، از انقلاب صدر اسلام چه درسی گرفت که توانست امّتی چنین نیرومند و شهید پرور بوجود آورد که در برابر قدرتهای طاغوتی شرق و غرب مقاومت نمایند؟.

غالبا در پاسخ این سوال، دو موضوع را به عنوان مهمترین عامل پیروزی مسلمین صدر اسلام معرفی می نمایند و آن دو چیز عبارتند از :

1.      اتحاد بی نظیر مسلمین صدراسلام.

2.      شرکت عموم مسلمین در جهاد و مقاومت شدید در برابر شرک و کفر.

در اینجا یادآور میشویم که نقش مهمّ اتحاد مسلمین و جهاد فی سبیل الله در پیروزی انقلاب محمّدی قابل انکار نیست لیکن باز هم این سوال بوجود می آید که چه عاملی قبائل پراکنده جزیره العرب را متحد گردانید؟ و چه عاملی مسلمین را به صف جهاد می کشید و با آنان آن همه نیرو و استقامت و ایثار و عشق به شهادت می داد؟

در اینجاست که می توان دو اصل مهم دیگر را به عنوان دو اصل زیر بنائی معرفی نمود:

1.      ایمان قوی مسلمین.

2.      رهبریهای رسول الله.

 

و بقیه را به عنوان آثار و فروع محسوب داشت. اصل اوّل ایمان به خدا

با اندکی تامل می توان گفت که ایمان واقعی مسلمین صدراسلام مهمترین عامل پیروزی آنان و زیر بنای تمام فضائل و حرکتهای انقلابی آنها میباشد. این اصل را بطور اجمال در سه بخش بررسی می کنیم.

بخش اول : ایمان به خدای یگانه:عقیده به توحید، در پیروزی مسلمانان انقلابی صدر اسلام نقش بسیار مهمی را ایفا کرده و از مهمترین اصول بشمار میرود. مشکل اساسی مردم جزیره العرب شرک بود.

ضعف و ناتوانی، اختلاف و پراکندگی، یاس و ناامیدی، محرومیت و فقر، خودباختگی و بی شخصیتی مردم همه اش معلول شرک و بت پرستی بود. در اثر شرک و تسلیم در برابر طاغوتها بود که ابوجهل ها و ابولهب ها و سایر مستکبرین بر جان و مال و تمام هستی اکثریت مردم تسلط یافته و آنان را باستضعاف و بردگی کشیده بودند. و همین شرک بزرگترین عامل تفرقه و خود باختگی و یاس آنها بود. مگر فرعون که بنی اسرائیل را به بندگی خویش و استضعاف کشیده بود و در این رابطه حضرت موسی (علیه السلام) باو می فرمود : «و تلک نعمة تمنّها علیّ ان عبدّت بنی اسرائیل»(1) خود را خدای عالم و خالق بنی اسرائیل میدانست؟ نه، بلکه بدان جهت بود که بنی اسرائیل را تحت سیطره طاغوتی و احکام ظالمانه خویش در آورده بود و می گفت: «انّا فوقهم قاهرون»(2) و بنی اسرائیل هم احکام جابرانه و غیر الهی او را گردن نهاده بودند. بدین جهت دعوت به خدای یگانه اجتناب و طرد طاغوتها برنامه همه پیامبران الهی بوده است. «ولقد بعثنا فی کل امة رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت»(3) پیامبران مبعوث می شدند تا به مردم تفهیم کنند که جهان یک آفریدگار بیش ندارد و حق حاکمیت مخصوص اوست و دیگری حق قانونگذاری و مطاع ومعبود شدن را ندارد. و هر نوع حاکمیتی که به الله منتهی نشود یک نوع شرک محسوب می شود.

« ان الحکم الاّ لله امر ان لا تعبدوا الاّ ایّاه ذالک الدین القیّم و لکنّ الناس لا یعلمون»(4) هر طغیانگری که در حاکمیت الله دخالت کند و مردم را به بندگی و اطاعت از خویش در آورد و خواسته هایش را بر آنان تحمیل نماید طاغوت است که مردم موظفند از او اجتناب کنند و زیر بار پرستش او نروند.

دعوت به خدای یگانه و طرد هر معبود دیگری در راس برنامه پیامبر اسلام قرار داشت و می فرمود: «قولوا لا اله الاّ الله تفلحوا». دین اسلام دین توحید است و قرآن در این باره عنایت مخصوص دارد. «و من یشرک بالله فقد ضلّ ضلالاً بعیداً »(5) «قل انّما امرت ان اعبد الله ولا اشرک به، الیه ادعوا و الیه مآب»(6) « واعبدوا الله ولا تشرکوا به شیئا»(7) پیامبر اسلام مردم را در سه مرحله (توحید ذات، توحید در صفات، توحید در پرستش) به توحید دعوت مینمود. و در این راه توفیق یافت که امّتی موّحد و مومن باشد و در برابر غیر الله خضوع نکند و برای مبارزه با مستکبرین و طاغوتها تا پای جان مقاومت کند و از هیچ نیروئی نهراسد. به یک نمونه اشاره می شود. وقتی که زهره سخنگوی سپاه اسلام با رستم فرمانده سپاه ایران روبرو شد باو گفت : انّا لم ناتکم لطلب الدنیا، انما طلبتنا و همتنا الاخرة کنّا کما ذکرت، یدین لکم من ورد علیکم منّا و یضرع الیکم یطلب ما فی ایدیکم ثم بعث الله تبارک و تعالی الینا رسولا فدعا الی ربّه فاجبناه فقال لنبیّه انّی قد سلّطت هذاه الطائفة علی من لم یدن بدینی فانا منتقم بهم منهم واجعل لهم الغلبة ما داموا مقرّین به و هو دین الحق لا یرغب عنه احد الّا ذلّ و لا یعتصم به احد الاّ عزّ فقال له رستم و ما هو؟ قال امّا عموده الذی لا یصلح منه شیء الاّ به فشهادة ان لا الله الاّ الله وانّ محمداً رسول الله و الاقرار بما جاء من عند الله تعالی. قال ما احسن هذا و ایّ شیء؟ قال و اخراج العباد من عبادة العباد الی عبادة الله. قُال : حسن، و ایّ شیء ایضاً؟ قال و الناس بنو آدم و حوّاء اخوه لاب و ام. قال : ما احسن هذا! ارایت لو انّی رضیت بهذا الامر و اجبتکم الیه و معی قومی کیف یکون امرکم؟ اترجعون؟ قال : ای والله ثم لا نقرب بلادکم ابداً الاّ فی تجارة او حاجُة (8).

پیامبر اسلام در اثر کوششها و تبلیغات و اقامه دلیل و برهان موفق شد امّت با ایمان ویگانه پرستی را بوجود آورد که ایمان به خدای یگانه در باطن ذاتشان نفوذ داشت و قولاً و عملاً از شعار لا الله الاّ الله و الله اکبر بهره می گرفتند و بهنگام دشواریها ازاین شعار شور انگیز نیرو می گرفتند.

بخش دوم : ایمان به نبوّت :ایمان به نوبت و رسالت حضرت محمد صلّی الله علیه و آله نیز دومین عامل پیروزی مسلمین صدر اسلام بود. مردمی که رهبر خویش را یک شخصیت برگزیده الهی میدانند که برای ارشاد آنان مبعوث گشته است (و ما ارسلناک الاّ مبشراً و نذیراً)(9) و برنامه های خویش را از قرآن می گیرند که (لا یاتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه)(10) و قوانین و دستورهای پیامبر و قرآن را برنامه حیاتبخش زندگی خویش می دانند (یا ایها الذین آمنوا استجیبوا الله وللرسول اذا دعاکم لما یحییکم)(11) چنین مردمی طبعاً مبارز و ایثارگر و مجاهد و مقاوم و هدفدار و نیرومند خواهند بود که در راه پیشبرد هدف الهی خویش و دفاع از آرمان و عقیده تا سر حد شهادت استقامت خواهند کرد. لذا در قرآن جهاد در راه خدا متفرع بر ایمان شده است.

-        «لکن الرسول و الذین آمنوا معه جاهدوا باموالهم و انفسهم واولئک لهم الخیرات و اولئک هم المفلحون»(12).

-        تومنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم»(13).

قرآن مجید تکذیب خدا و رسول را یکی از عوامل تخلّف از جهاد میداند. «و جاء المعذّرون من الاعراب لیئوذن لهم و قعد الذین کذبوا الله و رسوله سیصیب الذین کفروا منهم عذاب الیم» (14).

بعلاوه ایمان به نبوّت در اطاعت از مقام رهبری نیز نقش مهمّی را ایفا میکند. «وما ارسلنا من رسول الاّ لیطاع باذن الله»(15) « ثم جائکم رسول مصدّق لما معکم لتومننّ به و تنصرنّه» (16). با مطالعه زندگی رسول خدا و تأثیر و نفوذ فوق العاده اش در مسلمین می توانیم نقش ایمان و اعتماد به رهبر را بیابیم.

بخش سوّم : ایمان به معاد: بعد از ایمان به توحید، ایمان به زندگی جاوید آخرت مهمترین اصول معارف اسلام میباشد. قرآن مجید روی این اصل تکیه نموده و در صدها آیه بدان اشاره شده است.

همه پیامبران الهی برای تشویق مردم به نیکی و صلاح و تحذیر از طغیان و گناه از این اصل مهم استفاده کرده اند. ایمان به حیات اخروی زندگی انسان را هدفدار می سازد و از پوچ پنداری و بی هدفی رها می نماید. فکر انسان را از محیط تنگ و تاریک ماده و مادیات فراتر می برد و به حیات جاویدان و نورانی ووسیع جهان آخرت پرواز می دهد. «و ما هذه الحيوة الدنیا الاّ لهو و لعب و انّ الدار الآخره لهی الحیوان لو کانوا یعلمون»(17) ایمان به حیات اخروی است که به جهاد و ایثار و فداکاری معنا و هدف می دهد و به مجاهدین فی سبیل الله صبر و استقامت و جرات و شجاعت می بخشد. آن چنان که در جبهه نبرد از هیچ نیروئی نهراسند و تا سر حد شهادت در قلع و قمع دشمن بکوشند. ( ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون)(18). ایمان به معاد است که جبهه های جهاد را با صفا و نورانی و فرحبخش میگرداند.

 

پس بطور خلاصه می توان گفت که ایمان مهمترین عامل پیروزی مسلمین صدر اسلام و زیر بنای تمام تلاشها و کوششهای آنها بوده است. آن همه فداکاری و صبر و استقامت و جهاد آنها معلول ایمانشان می باشد. چون مومن واقعی بودند در انقلابشان پیروز شدند و پرچم نیرومند توحید را در جهان برافراشتند.

ما آثار خارق العاده ایمان را هم اکنون در مبارزات ضد شرک و اسکتبار مردم مجاهد و مقاوم و شهید پرور ایران بالعیان مشاهده می کنیم. ایمان است که بآنها این همه نیرو و توان داده است که در برابر نیروهای استکبار شرق و غرب وعمالشان پایدار بمانند و صدها دشواری را تحمل کنند.

 اصل دوّم رهبریهای رسول خدا (ص)

بعد از نیروی عظیم ایمان، رهبریهای مهم و بموقع رسول خدا بزرگترین عامل پیروزی انقلابیون صدر اسلام بود. اصل رهبری رسول الله و رهبریهای آن جناب از قرآن ووحی آسمانی سرچشمه می گرفت «یا ایها الذین آموا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»(19) لیکن مهم، استفاده به موقع و مناسب آن جناب بود متاسفانه در این فرصت کوتاه نمی توانیم جزئیات رهبریهای آن حضرت را بررسی کنیم لذا یک موضوع مهم را بررسی می کنیم سپس به جزئیاتی چند اشاره می نمائیم.

 امّت متحد و مستقل اسلامی:

بعد از ایمان مهمترین عاملی که می توانست به پیروزی مسلمین و به ثمر رسیدن اهداف الهی رسول خدا کمک کند تاسیس امت متحد و مستقل اسلامی بود. لذا رسول الله از آغاز بعثت به فکر آن بود و مقدماتش را فراهم میساخت. و در انجام این مهم دو کار لازم بود:

1.      اول: ایجاد ارتباط و اتحاد و برادری در بین افراد امت.

2.      دوم: حفظ استقلال و عدم وابستگی آن.

واین دو امر از قرآن سرچشمه می گرفت لیکن رسول الله مجری آن بود، و موفق شد.

 اول اتحاد :برای انجام این مهمّ رسول الله ابتداً از نیروی ایمان پیروانش استفاده کرد و هدف واحدی را که مورد پذیرش همگان بود یعنی تسلیم در برابر دستورات الهی و دفاع از دین اسلام و سعی و تلاش برای گسترش آن ومبارزه با طاغوتها بآنان ارائه داد وهمه را برای انجام این وظیفه الهی بسیج کرد. وجه اتحاد را ایمان به خدای یگانه و رسالت خودش و ایمان به معاد و پذیرش اسلام قرار داد نه چیز دیگر. به جای پیمانهای اختلاف انگیز قبائلی و نژادی و زبانی و غیره پیمان اسلامی را عرضه کرد. و برای انجام این مهمّ از هر موقعیتی استفاده می کرد، تا اینکه پیمان رسمی را در عقبه با گروهی از تازه مسلمانان مدینه منعقد ساخت. بعد از هجرت به مدینه در بین مومنین مهاجر و انصار پیمان اخوت بست.

در همان آغاز در بین مسلمین بسیار مهمی منعقد ساخت که به فرازهائی از آن اشاره می شود : بسم الله الرحمن الرحیم هذا کتاب من محمد النبی بین المومنین و المسلمین من قریش و یثرب و من تبعهم لحق بهم و جاهد معهم : انّهم امة واحدة من دون الناس... و انّ المومنین المتقین علی من بغی منهم او ابتغی دسيعة او ظلم او اثم او عدوان او فساد بین المومنین و انّ ایدیهم علیه جمیعا و لو کان ولد احدهم. لا یقتل مومنا فی کافر و لا ینصر کافراً علی مومن و ان ذمة الله واحدة یجیر علیهم ادناهم وانّ المؤمنین بعضهم موالی بعض دون الناس وانّه من تبعنا من یهود انّ له النصر والاسوة غیر مظلومین و لا متناصرین علیهم و انّ سلم المؤمنین واحدة لا یسالم مؤمن دون مؤمن فی قتال فی سبیل الله الاّ علی سواء و عدل بینهم (20).

در این پیمان مهم و تاریخی نکات ارزنده وقابل استفاده ای وجود دارد که به سه مورد اشاره میشود :

نکته اول: امة واحدة را مؤمنین مجاهد باعتبار ایمان و جهاد معرفی میکند.

نکته دوم : بعد از جمله «امة واحدة» جمله « من دون الناس» آمده تا استقلال و عدم وابستگی آن را حفظ کند.

نکته سوم: اقلیّت یهود را جزء امّت واحده اسلامی قرار نداده لیکن حقوقشان را محترم شمرده که اگر پیرو ما باشند از آنان دفاع خواهیم کرد و در حمایت ما خواهند بود.

سپس با راهنمائی قرآن تمام مؤمنین را برادر معرفی کرد. « انّما المؤمنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم»(21) و قال رسول الله صلّی الله علیه و آله المؤمن للمؤمن کالبنیان یشدّ بعضه بعضاً(22) و قال رسول الله (صلّی الله علیه و آله وسلم) المسلمون کرجل واحد ان اشتکی عینه اشتکی کله و ان اشتکی رأسه اشتکی کله(23) و قال رسول الله صلّی الله علیه و آله : من اصبح لا یهتمّ بامور المسلمین فلیس منهم و من سمع رجلاً ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم. (24)

رهبر بزرگ اسلام که باهمیّت و ضرورت وحدت امت اسلام کاملاً واقف بود در انجام این مهم تلاشهای زیاد کرد و با تأییدات الهی توفیق یافت. قرآن کریم از این موفقیت بزرگ یاد کرده میگوید «هو الذی ایدّک بنصره و بالمؤمنین و الّف بین قلوبهم لو انفقت ما فی الارض جمیعا ما الفت بین قلوبهم و لکنّ الله الّف بینهم انّه عزیز حکیم»(25) «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرّقوا واذکروا نعمه الله علیکم اذ کنتم اعداءً فالّف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخواناً و کنتم علی شفا حفره من النار فانقذکم منها کذلک یبیّن الله لکم آیاته لعلکم تهتدون»(26) قرآن که تاسیس امه واحده را موفقیت آمیز میداند می فرمایدان هذاه امتکم امة واحدة و انا ربّکم فاعبدون»(27) در این آیه به سه مرتبه از توحید اشاره می کند : توحید امت، توحید و ربوبیت، توحید در عبادت. و با یکدیگر بی ارتباط نیستند.

 دوم استقلال:رهبر کبیر انقلاب اسلام که طرح تأسیس امه واحده اسلام را ریخت به پیروی از دستوارت آسمانی قرآن استقلال و عدم وابستگی آن را نیز کاملاً رعایت می کرد. لذا انعقاد هر گونه پیمانی که مانع استقلال و باعث سلطه جوئی کفار بر مسلمین باشد ممنوع می باشد.

-        «و لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا» (28).

-         « یا ایّها الذین آمنوا لا تتخذوا عدویّ و عدوّکم اولیاء تلقون الیهم بالمودّه و قد کفروا بما جائکم من الحق» (29).

-        « یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا بطانة من دونکم لا یألونکم خبالاً ودّوا ما عنتّم قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفی صدورهم اکبر» (30).

-        « یا ایّها الذین آمنوا لا تتخذوا الکافرین اولیاء من دون المؤمنین اتریدون ان تجعلوا علیکم سلطاناً» (31).

-        « یا ایها الذین آمنوا لا تتّخذوا الذین اتّخذوا دینکم هزواً و لعباً من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم والکفار اولیاء واتّقوا الله ان کنتم مؤمنین» (32).

-        «یا ایها الذین آمنوا لا تتّخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم اولیاء بعض ومن یتوّلهم منکم فانّه منهم انّ الله لا یهدی القوم الکافرین» (33).

-        ( الذین یتّخذون الکافرین اولیاء من دون المؤمین ایبتغون عندهم العزّة فانّ العزّة لله جمیعاً) (34).

از آیات فوق چند مطلب استفاده می شود:

1.      هر نوع پیامی که نتیجه اش سلطه جوئی کفار و مشرکین و یهود و نصاری بر مسلمین باشد از نظر قرآن ممنوع و حرام است.

2.      کفار و مشرکین چون اسلام را انکار دارند و آن را بمسخره میگیرند، طبعاً با مسلمین دشمنی دارند. مسلمین نباید به آنها اعتماد کنند و از دشمنی باطنی آنها غافل بمانند.

3.      نتیجه موالات و دوستی با کفار سلطه دادن آنها بر امت اسلام است.

4.      یهود و نصاری همواره دوست هستند و از یکدیگر حمایت میکنند. پس مسلمین نباید باظهار دوستی آنان اعتماد نمایند.

5.      کسانیکه برای نیل به عزّت و قدرت، با کفار پیمان دوستی منعقد میسازند در اشتباهند زیرا عزت فقط مال خدا ست.

6.       هر کس با کفار پیمان دوستی منعقد سازد جزء کفار محسوب می شود و مسلمان واقعی نیست. و درهمین رابطه در آیه دیگر دوستی با کفار را بطور کلی از مؤمنین نفی می کند و میگوید: «لا تجد قوماً یؤمنون بالله و الیوم الآخر یوادّون من حادّ الله و رسوله لو کانوا آبائهم و ابنائهم و اخوانهم او عشیرتهم» (35).

از آیات مذکور بخوبی استفاده می شود که خداوند متعال نسبت به حفظ استقلال و عدم وابستگی امت اسلام کاملاً عنایت داشته و می خواسته که به عنوان امتی مستقل و نیرومند و متکی به نیروی ایمان در صحنه گیتی خودنمائی کند. و برای حفظ قدرت و استقلال خویش، در تحکیم وحدت بین خودشان و شدت عمل در برابر کفار بکوشند. «محمد رسول الله و الذین معه اشدّاء علی الکفار رحماء بینهم» (36).

قرآن فقط در یک مورد به مسلمین اجازه میدهد که بطور موقّت با کافر پیمان ببندند و آن در مورد ترس و تقیّه است. «لا یتخذّ المؤمنون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین و من یفعل ذالک من الله فی شیء الاّ تتقّوا منهم تقاة و یحذّرکم الله نفسه و الی الله المصیر»(37).

در این آیه ابتداء از موالات به کافر شدیداً نهی و تحذیر می کند آنگاه مورد ترس شدید و تقیّه را استثناء می کند و اجازه می دهد که در این مورد بطور موقت و تاکتیک، با بعضی کفار دوستی کند تا بدینوسیله از خطر مصون بماند و در تحکیم قدرت اسلامی و حفظ استقلال بکوشد.

در خاتمه تذکر این نکته لازم است که با اینکه مسلمین موظفند استقلال و عدم وابستگی خویش را همواره حفظ کنند و در برابر سلطه جوئی کفار شدت عمل نشان دهند، در صورتیکه احساس کردند که کفار قصد خیانت وسلطه جوئی ندارند می توانند با آنها همکاری و تعاون و حتی احسان و عمل بقسط داشته باشند. «لا ینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبرّوهم و تقسطوا الیهم انّ الله یحبّ المقسطین انما ینهاکم الله عن الذین قاتلوکم فی الدین و اخرجوکم من دیارکم ان تبرّوهم و تقسطوا الیهم انّ الله یحبّ المقسطین انما ینهاکم الله عن الذین قاتلوکم فی الدین و اخرجوکم من دیارکم و ظاهروا علی اخراجکم ان تولّوهم و من یتولّهم فاولئک هم الظالمون» (38).

پرورش افراد و بسیج نیروها:

رسول خدا تأسیس امّت مستقل اسلامی را در مکّه آغاز کرد. لیکن مسلمین در اثر ضعف نیرو از هر گونه اقدام حادی اجتناب می ورزیدند.

رسول خدا و پیروانش به ترویج و توسعه اسلام و پرورش و تکثیر افراد مؤمن می پرداختند. در برابر اذیتها و شکنجه های دشمنان صبر می کردند و همچنان به تبلیغات خویش ادامه میدادند. عده ای هم برای حفظ جان خویش و صدور انقلاب و گسترش اسلام باشاره رسول خدا، شهر و خویشانشان را ترک کردند و به کشور حبشه هجرت نمودند.

 

رسول خدا در این مدت، اسلام را بعنوان یک دین حیاتبخش و یک نظام منسجم، عقیدتی، عبادی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی، انتظامی، حقوقی به مسلمین معرفی می نمود که می تواند سعادت دنیا و آخرت پیروانش را تامین کند.

نظام واحدی است که دنیا و آخرت را بهم در آمیخته حد و مرزی برای آنها قائل نیست. دین و برنامه واحدی است که بر طبق قانون فطرت تشریع شده است. « فاقم وجهک للدین حنیفاً فطرة الله التی فطرالناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذالک الدین القیّم)(39). و هر کس در برابر دستورات الهی تسلیم باشد هدایت یافته است. « و من یسلم وجهه الی الله و هو محسن فقد استمسک بالعروه الوثقی» (40).وبه مسلمین می فرمود: به حبل الله (دین خدا) تمسک جوئید تا به سعادت وحیات نائل گردید. «و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقّوا» (41یاایّها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم»(42) و برای گسترش دین و دفاع از آن آماده باشید.

رسول خدا در مدتی که در مکه بود موفق شد تعدادی مسلمان مؤمن و نیرومند و فداکار تربیت کند که اسلام را بعنوان یک دین حیابخش وعزت آفرین بپذیرند و در برابر دستورات قرآن و پیامبر تسلیم باشند، و بعد از هجرت به مدینه تعدادشان زیادتر شد و با انعقاد پیمان اخوت در بین آنها، به عنوان یک امت متحد و نیرومند و مستقل و مؤمن رسماً اعلام موجودیت کردند و برای مبارزه با شرک و استکبار و برای دفاع از اسلام آماده گشتند.

جهاد:در اینجا بود که آیات جهاد بتدریج و در مراحل مختلف نازل گشت و این وظیفه سنگین را بر دوش مسلمین نهاد. از باب نمونه :

1.      « یا ایّها النبی جاهد الکّفار و المنافقین واغلظ علیهم و مأواه جهنم و بئس المصیر» (43).

2.      « انفروا خفافاً و ثقالاً و جاهدوا باموالکم و انفسکم فی سبیل الله ذالکم خیر لکم ان کنتم تعلمون» (44).

3.      « الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجة عندالله و اولئک هم الفائزون» (45).

4.      « ان الله یحبّ الذین یقاتلون فی سبیله صفاً کانّهم بنیان مرصوص» (46).

5.      « انّما المومنون الذین آمنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله اولئک هم الصادقون» (47).

6.      « و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین کلّه لله فان انتهوا فان الله بما یعلمون بصیر» (48).

7.      « ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لمّا یعلم الله الذّین جاهدوا منکم ویعلم الصابرین» (49).

8.      « قل ان کان آبائکم و ابنائکم و اخوانکم و ازواجکم و عشیرتکم و اموال اقترفتموها و تجارة تخشون کسادها و مساکن ترضونها احبّ الیکم من الله و رسوله و جهاد فی سبیله فتربّصوا حتی یأتی الله بامره و الله لا یهدی القوم الفاسقین» (50).

9.      « ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله المستضعفین من الرجال والولدان الذین یقولون ربّنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیاً واجعل لنا من لدنک نصیرا. الذین آمنوا یقاتلون فی سبیل الله و الذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطاغوت فقاتلوا اولیاء الشیطان انّ کید الشیطان کان ضعیفاَ» (51).

جهاد در لغت بمعنای کوشش است و در اصطلاح در مورد کوشش برای اعلاء کلمه توحید و گسترش اسلام و مبارزه با شرک و کفر و استکبار استعمال می شود. جهاد در راه خدا یکی از مهمترین فرائض اسلام است که قوام اصل دین و بقاء سایر فرائض بدان بستگی دارد. دهها آیه صدها حدیث در این باره صادر شده و در کتب فقه مورد بررسی قرارگرفته است. ما دراین فرصت کوتاه نمی توانیم این مساله مهم اسلامی را بررسی کنیم لیکن به نکاتی چند که ازآیات مذکور استفاده می شود اشاره می کنیم:

1-    جهاد منحصر به جهاد مسلحانه فقط نیست بلکه هر کوششی که برای اعلاء کلمه توحید و دفاع از اسلام باشد جهاد است گرچه بوسیله زبان و دست و قلم یا کمکهای پشت جبهه و تأمین سلاح وسایر تدارکات لازم باشد. البته جهاد مسلحانه بهترین مصادیق می باشد.

2-     هدف از جهاد اعلاء کلمه توحید و گسترش اسلام و برقرار ساختن حکومت قرآن در تمام ابعاد و مبارزه با شرک و طغیان و دفاع از استقلال مسلمین و بطور خلاصه فی سبیل الله است. نه کشور گشائی و تأمین منافع مادی و انتقامجوئی.

 

3-    جهاد برای نجات مستضعفین و حمایت ازمحرومین که به خدا ایمان دارند واز او طلب ولّی و یاور می کنند، یعنی جهاد برای برقرار ساختن نظام عدالت اجتماعی و مبارزه با ستمگری نیز از مصادیق (فی سبیل الله) است و باید بهمین عنوان انجام بگیرد

4-    انجام وظیفه جهاد از علائم ایمان است که بدینوسیله مؤمن حقیقی از غیر حقیقی شناخته میشود.

5-     مؤمنین و حزب الله در راه خدا می جنگند و بدینوسیله شناخته میشوند و کفار برای طاغوتها و مستکبرین می جنگند وبدینوسیله شناخته میشوند.

6-     کسانیکه در اثر علاقه به همسر و فرزند و پدر و مادر و اموال از شرکت در جهاد خودداری می نمایند باید منتظر عواقب سوء آن باشند (تسلط کفار و ذلت مسلمین).

7-     کسانیکه در راه خدا جهاد می کنند بهر حال پیروز میگردند زیرا حیله های شیطانی دشمنان ضعیف است.

8-     جهاد به عنوان یک واجب کفائی بر عمومی مسلمین واجب میباشد. و در این رابطه بسیج عمومی و با جمیع امکانات اعلام می شود تا بمقدار لازم نیرو و سایر خدمات و امکانات پشت جبهه را فراهم سازند. * * *

 

158 نمونه هائی از رهبریهای رسول خدا در جهاد:

مسلمین جهاد را بعنوان یک فریضه الهی می شناختند و از نیروی ایمانشان سرچشمه می گرفت، که از عوامل مهم پیروزی بشمار می رود، در عین حال رهبریهای رسول الله نیز در این مورد نقش مهمی را ایفا میکرد که به نمونه هائی از آنها اشاره میشود:

1.      به پیروی از قرآن جهاد را همواره به عنوان اعلاء کلمه توحید و دفاع از اسلام و با قید فی سبیل الله مطرح میساخت و بدینوسیله از نیروی ایمان مردم استفاده می نمود.

 

2.      برای تحریص و ترغیب به جهاد از تذکر حیات جاویدان آخرت و زندگی خوش و زیبای آن و هم نشینی با اولیاء الهی سخن می گفت و بوسیله تحریک نیروی ایمان عشق به جهاد و شور شهادت را در آنان می دمید، « انّ الله اشتری من المؤمنین اموالهم وانفسهم بانّ لهم الجنّه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعداً علیه حقاً فی التوارت و الانجیل و القرآن ومن اوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذالک هو الفوز العظیم»(52) « لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربّهم یرزقون» (53).

3.      شخصیت ایمانی و اسلامی مسلمین را یادآور میشد و بدینوسیله روح عزّت و شرافت و بزرگی را درآنان تقویت مینمود تا شخصیت عظیم ایمانی خویش را بازیابند و در برابر شخصیتهای کاذب وباطل کفر و استکبار مقاوم باشند.

·        « ولله العزة ولرسوله و للمؤمنین و لکنّ المنافقین لا یعلمون » (54).

·        « و من کان یرید العزّة فلله العزّة جمیعاً» (55).

·        « ایبتغون عندهم العزة فانّ العزّة لله جمیعاً» (56).

·        « ولا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین» (57).

·        «و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلاً» (58).

4.       بوسیله تقویت نیروی ایمان با یاس و ترس مبارزه میکرد و توکل و اعتماد به نیروی لا یزال الهی را توصیه می فرمود:

·        « و من یتو کل علی الله فان الله عزیز حکیم » (59).

·        « یا ایها الذین آمنوا ان تنصروا الله ینصرکم و یثبّت اقدامکم » (60).

·        « ان ینصرکم الله فلا غالب لکم » (61).

·        « و کان حقا علینا نصر المومنین » (62).

·        « انا لننصر رسلنا والذین آمنوا فی الحيوة الدنیا » (63).

·        « قاتلوهم یعذبهم الله بایدیکم و یخزهم و ینصرکم علیه » (64).

5.       ایمان و پایداری را به عنوان مهمترین عامل پیروزی معرفی میکرد که می تواند عدم تعادل قوا و سایرکمبودها را جبران کرد.

·        « یا ایها النبی حرّض المومنین علی القتال ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا ماتین و ان یکن منکم ماة یغلبوا الفا من الذین کفروا بانهم قوم لا یفقهون» (65).

·        « و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین » (66)

نتیجه سخن :

چنانکه ملاحظه فرمودید مهمترین عامل پیروزی مسلمین صدر اسلام و زیر بنای تمام حرکتهای آنان. ایمان قوی آنها و رهبریهای رسول الله بود. ایمان بود که قبائل پراکنده را زیر پرچم توحید گرد آورد و بآنان استقلال و آزادی و قدرت داد. ایمان بود که آنان را به صف جهاد می کشید و به آنان صبر ومقاومت و دلاوری و عشق شهادت میداد. ایمان و جهاد بود که مسلمین را در جهان بصورت قدرتی بزرگ در آورد و به آن همه پیروزی نائل گردانید.

امّا از وقتی که ایمانشان به ضعف وسستی گرائبد واز حقیقت اسلام بیگانه شدند و بخش بزرگی از اسلام یعنی جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با طاغوتها و ستمگران را فراموش کردند، و اسلام را در مساجد ومعابد محبوس ساختند و عزّت را در پیوستن با دشمنان و بریدن از دوستان پنداشتند و به جای پرستش خدای یگانه اطاعت از طاغوتها و مستکبرین را برنامه خویش قرار دادند، و به جای تقویت امت اسلامی به اتحادیه های قومی وقبیله ای و نژادی و زبانی روی آوردند و به جای اتکاء به نیروی لایزال الهی به قدرتهای پوچ مستکبرین شرق یا غرب پناهنده شدند، از آن زمان دوران انحطاط و ذلتشان شروع شد تا بدین وضع اسفناک در آمدند. اکنون هم راه نجاتی جز این ندارند که به قرآن و واقعیت اصیل اسلام باز گردند و عمل به اسلام را در تمام ابعاد برنامه خویش قرار دهند. و با تقویت نیروی ایمان و استفاده از دستورات و سیره رسول خدا، انقلاب محمدی را دوباره تجدید کنند تا عظمت از دست داده خویش را دوباره باز یابند. و اگر بخواهند می توانند.

یک نمونه کوچک : شما نمونه کوچکی از انقلاب عظیم محمدی را در انقلاب اسلامی ایران و رهبریهای امام خمینی که از قرآن و سنت الهام گرفته می توانید مطالعه کنید، من به عنوان یک ناظر می توانم به نمونه های کوچکی از رهبریهای امام اشاره کنیم :

 

1.      مبارزه با رژیم از آغاز به عنوان یک وظیفه شرعی و دفاع از اسلام و قرآن شروع شد. مانند تغییر تاریخ هجری به تاریخ شاهنشاهی، و حذف شرط اسلام در مورد وکلای انجمنهای ایالتی، و حذف قسم به الله. رهبر انقلاب در تمام دوران مبارزات سعی داشته که اسلامی بودن آن را حفظ کند.

2.      مبارزات با رهبری امام و همکاری جمعی از مدرسین و علماء و طلاب دین وائمه جماعت شروع شد. مساجد رسالت خویش را بازیافت و بصورت پایگاهی برای تقویت نیروی ایمان و نشر حقایق و معارف قرآن وافشاگری بر علیه طاغوت تبدیل شد.

3.      رهبر انقلاب و مدرسین و علماء و طلاب دین برای دفاع از اسلام، گفتند و نوشتند و مبارزه و افشاگری کردند و زندانی و تبعید شدند تا به قدرت و محبوبیت رسیدند نه اینکه برای شروع مبارزه به انتظار قدرت نشستند. هر چه فشار رژیم زیادتر میشد ماهیّت ضد اسلامی آن آشکارتر میگشت و در نتیجه نیروی ایمان مردم و احساس زیاد تر میشد و به محبوبیت رهبر انقلاب وسایر علمای مجاهد اضافه میشد، حتی مبارزه کردند تا مومنین بودجه مبارزه را تامین نمودند، نه اینکه ابتداء بودجه را تهیه کردند سپس مبارزات راشروع کردند.

4.       مبارزات مسلحانه نبود بلکه بصورت اعتراض به اعمال ضد اسلامی رژیم وافشاگری بر علیه آن وبیان حقائق اسلام وبر پا ساختن تظاهرات عمومی و شعار نویسی بر دیوارها و اعتصابات عمومی و ایجاد انواع مزاحمتها برای رژیم و پخش اعلامیه ها و تراکتها آنقدر ادامه یافت تا افکار مردم کاملاً بیدار گشت و مبارزات کاملاً همگانی شد و حتی گروهی از قوای نظامی و انتظامی به صف ملت مبارز پیوست در آن هنگام سلاحهای ارتش بدست مسلمانان مجاهد افتاد و انقلاب بمرحله پیروزی نزدیک شد.

5.      امام به پیروی از رهبریهای رسول الله،همیشه در اعلامیه ها و سخنرانیهایش سعی دارد که نیروی ایمان مردم را تقویت کند و بدینوسیله روح جهاد و عشق به شهادت را در آنان بر انگیزد.

6.       امام بر قدرت ایمان بسیار تکیه دارد و آن را به عنوان مهمترین عامل پیروزی معرفی میکند و بهمین جهت همواره سعی دارد که مردم را به معارف و معنویات سوق دهد و روح ایمان و اخلاص و فداکاری و جرات و مقاومتشان را تقویت کند.

7.       همواره سعی دارد شخصیت عظیم ایمانی مردم را احیا کند و با ترس و یأس و زبونی و خود باختگی مبارزه نماید. و روح عزت و شرافت و بزرگی اسلامی را که بوسیله تبلیغات استعمارگران از دست داده اند، دوباره بآنها باز گرداند. امام حتی درسخت ترین شرائط این روش را از دست نداده است.

8.       برای ایجاد وحدت بین مردم، خط واحد وروشن و مسلّمی را، یعنی جهاد برای اجرای قوانین اسلام در تمام ابعاد، و مبارزه با شرک و کفر و استکبار، معرفی می کند و همه را بدین خط دعوت می کند.

9.      با الهام از قرآن، مسلمین را امت واحده میداند که باید در برابر مستکبرین و کفار استقلال خویش را حفظ کنند، از مستکبرین شرق و غرب و عمالشان قطع امید کنند و به وحدت اسلامی و نیروی ایمان خودشان تکیه نمایند.

10.  در اثر راهنمائیهای امام بخش مهمی از احکام و قوانین اسلام، از قبیل جهاد فی سبیل الله و شهادت در راه خدا، و مبارزه با شرک و استکبار، و حمایت از مستعضفین و محرومین، و کوشش برای اجرای کامل قوانین قرآن، و امربه معروف ونهی ازمنکر، که مدتهاست متروک گشته اند، دوباره به مسلمین بازگشت و بعنوان یک وظیفه الهی در آمد.

11.   برای رسیدن باین هدف مقدس الهی، به پیروی از رسول خدا عموم مسلمین را بسیج کرد که هر کس در هر مقامی که هست وظیفه دارد بهر مقدار که توان دارد در این راه جهاد کند. و اینست نمونه های کوچکی از رهبریهای امام که می تواند برای سایر مسلمین سودمند باشد.

پی نوشت:

(1) شعراء 22.

(2) اعراف 127.

(3) نحل 36.

(4) یوسف 40.

(5) نساء 116.

(6) رعد 36.

(7) نساء  36.

(8) تاریخ طبری ج 2 ص 517.

(9) فرقان 56.

(10) فصلت 42.

(11) انفال 24.

(12) توبه 88.

(13) صف 11.

(14) توبه 90.

(15) نساء 59.

(16) آل عمران 81.

(17) عنکبوت 64.

(18) آل عمران / 169.

(19) نساء/ 59.

(20) سیره ابن هشام ج 2 ص 147.

(21) حجرات 10.

(22) صحیح مسلم ج 4 ص 1999.

(23) صحیح مسلم، ج 4 ص 2000.

(24) کافی ج 2 ص 164.

(25) انفال  62.

(26) آل عمران  103.

(27) انبیاء 92.

(28) نساء 141.

(29) ممتحنه 1.

(30) آل عمران 118.

(31) نساء 144.

(32) مائده 57.

(33) مائده 55.

(34) نساء 135.

(35) مجادله 22.

(36) فتح 29.

(37) آل عمران 28.

(38) ممتحنه  9.

(39) روم 33.

(40) لقمان 22.

(41) آل عمران 103.

(42) انفال 24.

(43) توبه 73.

(44) توبه 40.

(45) توبه 20.

(46) صف 5.

(47) حجرات 15.

(48) انفال 39.

(49) آل عمران 142.

(50) توبه 24.

(51) نساء 75، 76.

(52) توبه 111. (53) آل عمران 169.

(54) منافقین 8.

(55) فاطر 10.

(56) نساء 139.

(57) آل عمران 139.

(58) نساء 141.

(59)انفال 49.

(60) محمد 7.

(61) آل عمران 160.

(62) روم 47.

(63) غافر 51

(64) توبه 41.

(65) انفال 65.

(66) آل عمران 139.

http://www.ibrahimamini.com/

پایگاه اطلاع رسانی آیه الله ابراهیم امینی (لندن دهم ذی العقده 1404 هجری قمری)


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :