چهارشنبه - 2017 دسامبر 13 - 25 ربيع الاول 1439 - 22 آذر 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 93883
تاریخ انتشار : 10 بهمن 1394 9:16
تعداد مشاهدات : 275

جهنم، نعمت خداست!

جهنم هم نعمت خداست! تعجب نکنید! این عین فرمایش حضرت حق جلّ وعلاست در عروس قرآن. معنای این سخن چیست؟ و چگونه می توان تحلیلی موجّه از آن به دست داد؟

خدای سبحان در سوره رحمن، تار و پود پرنیانی عروس قرآنش را از نگین های نعمت و رحمت، نقش زده است. در این سوره، نعمت های الهی یکی پس از دیگری، جلوی چشم خواننده ترسیم می شود و پس از ذکر هر نعمت،  ترجیع بند هشداردهنده" فبِأَیِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ"(کدامیک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید)، تکرار می شود.

این کریمه پربسامد - بیش از 31 مرتبه تکرار- هر بار اشاره دارد به نعمتی که در ضمن آیه قبل، سخن از آن به میان آمده است. وقتی آدمی، دل و جانش را با این آیات همراه می کند، البته کام جانش از شهد کلام قرآن آفرین، شکربار می شود؛ در عین حال سوالی در ذهن و زبانش، مجال جولان می یابد و آن اینکه:
نعمت خواندن «تعلیم قرآن»، «تعلیم بیان»، «خلقت انسان» و «مظاهر آسمان و زمین» در آیات نخستین، امری موجّه و پذیرفتنی اما چرا در آیات سپسین، مظاهر قهر الهی نظیر «شعله بی دود آتش» (شواظ من نار/الرحمن:35)، حادثه هولناک «شکافتن آسمان چون روغن سرخ فام»(انشقت السماء فکانت ورده کالدهان/رحمن:37)، «گرفتن موی سر و پای مجرمان و به دوزخ افکندنشان»(فیوخذ بالنواصی و الاقدام/الرحمن:41)، و بالاخره «جهنم و طواف اهل آن بین دوزخ و آب گدازان»(یطوفون بینها و بین حمیم آن/الرحمن:44) نعمت، خوانده شده است؟

این دیدگاه خالی از رخنه و مناقشه نیست زیرا بسی فرق است بین ذکر یک چیز و خود آن چیز، اصل یک رویداد و اخبار از آن. بلکه همانگونه که در آیات نخستین این سوره از وجود عینی نعمت های موجود سخن می گوید، در آیات عذاب نیز از جهنمی سخن می گوید که هم اینک موجود است به وجود عینی، و اصل وجودش و نه صرف ذکرش، نقمت که نیست هیچ؛ بل نعمتی است از نِعَم و آلاء حضرت رحمن.

نگارنده برای یافتن پاسخ سوال یادشده، کثیری از تفاسیر طراز اول شیعه و سنی را از نظر گذرانید که رهاورد این کاوش این بود: بیشتر آنچه مفسران در تبیین این آیات به میان آورده اند خلاصه می شود در اینکه ذکر نقمت، خود، نعمت است از آن جهت که مخاطب را با تحذیر، متوجه عواقب اعمال خود می کند.
به عنوان مثال طبرسی، مفسر تفسیر قویم مجمع البیان می گویدو دلیل نعمت بودن در این آنست که تذکّر بفعل عقاب و انذار بآن از بزرگترین نعمتهاست، برای آنکه در این زجر و منع است از آنچه که مستحق عذاب میشود بسبب آن و تشویق و ترغیب بر کارهائیست که بوسیله آن مستحق ثواب میشوند»[1]
برخی هم بدون استناد به ایشان گفته انددرست است كه این آیات، از نعم الهى سخن نگفته و از برشمردن آلاء بحثى نكرده ولى اگر خوب دقّت شود و آدمى، تدبّر كند، این نیز از نعم الهى شمرده مى شود؛ زیرا ذكر عقاب و إنذار و تهدید از عذاب اخروى كه سبب مى شود، آدمى گرد معصیت نگردد و مرتكب گناه نشود، خود از بزرگترین نعم به حساب مى آید؛ زیرا این خود، زجر و منعى است از عقاب و آدمى را از ارتكاب گناه باز مى دارد».[2]
این دیدگاه خالی از رخنه و مناقشه نیست زیرا بسی فرق است بین ذکر یک چیز و خود آن چیز، اصل یک رویداد و اخبار از آن. بلکه همانگونه که در آیات نخستین این سوره از وجود عینی نعمت های موجود سخن می گوید، در آیات عذاب نیز از جهنمی سخن می گوید که هم اینک موجود است به وجود عینی، و اصل وجودش و نه صرف ذکرش، نقمت که نیست هیچ؛ بل نعمتی است از نِعَم و آلاء حضرت رحمن.
به خلاف اکثر مفسران که در این باب دیدگاه یکسانی به میان آورده اند، مفسر فرهیخته و حکیم متاله روزگار ما، حضرت آیت الله جوادی آملی(ادام الله ظله الشریف)، در خلال پاره ای از آثار خود، تحلیل محققانه ای از این مساله به دست داده اند که صورت بندی آن در ضمن دو مقدمه چنین است:

1. جهنم هم اینک موجود است: فَاتَّقوا النّار الَّتی وُقوُدها النّاس وَالحِجاره أُعِدَّت لِلكافِرین) بقره/24(.

2. هر شی ای که لباس هستی بر قامتش پوشیده شد، مخلوق حضرت باریتعالی است.

3. خداوند عالم، هر چیزی را که خلق کرد، نیکو آفرید: الَّذِی أَحْسَنَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلَقَهُ(سجده/7).

نتیجه اینکه در نظام احسن آفرینش، هیچ موجودی شرّ مطلق نیست. چرا که « حسنه و سیئه از عناوین اضافی و نسبی است كه از مقایسه پدیده ها و رخدادها با كمال نوع انسان یا سعادت افراد این نوع به دست می آید، گاه یك واقعیت برای عده ای سیئه و شرّ است و برای دیگران حسنه و خیر؛ مانند قِصاصِ جنایت كننده كه برای قاتل و وابستگان او سیئه و برای اولیای مقتول حسنه است. ولی اصل وجود واقعیات جهان هستی، صرف نظر از این مقایسه، همه خیر و حَسن است و وجود هیچ موجودی شرّ مطلق و سیئه نیست. با این دیدگاه قرآنی كه از آیات متعددی به دست می آید، سراسر جهان آفرینش خیر و زیبا و حسنه است و همه مخلوقات الهی آیت و نشانه جلال و جمال خالق خود هستند، و در نظام احسن جهان هیچ موجود باطل، شرّ و زاید وجود ندارد. همچنان كه بهشت آیت زیبای خدای سبحان است، جهنم نیز در نظام كلی زیبا و بجاست.» [3]
هم ایشان در جای دیگر می گوید: «همه اشیا و پدیده های عالم همراه با تسبیح گویی پروردگار، به او محبّتی تكوینی نیز دارند[4] كه مانند كیفیّت تسبیح آنان از فهم انسان دور است: (وإن مِن شی‏ءٍ إلاّ یُسَبِّحُ بِحَمدِهِ ولكِن لاتَفقَهونَ تَسبیحَهُم)[اسری/44]، چنان كه درباره سجده همه اجزای عالم برای خدای سبحان گفته شده: كافر خودش سجده نمی كند؛ ولی سایه اش (:بدنش) سجده می كند[5]، بنابراین، ملحد و جهنّم و... نیز محبّ خداست و بر همین اساس و رعایت جهات دیگر خدای سبحان جهنّم را همچون بهشت در شمار نعمتهای خویش ذكر می كند»[6].
ممکن است گفته شود: فرضا پذیرفتیم که بر اساس قاعده "احسن کل شی خلقه"، جهنم که مخلوق خداست نسبت به اصل وجودش، حسن و خیر است اما نسبت به کافران که شر هست؟ حال می پرسیم چرا خداوند این جهنم را برای کافران آفرید؟در پاسخ باید گفت نسبت جهنم با کافر، نسبت تکوینی است. بدین معنا که جهنم، تجسم اعمال کافران و نتیجه بلافصل و انفکارک ناپذیر اعمال آنهاست.

«مجازات های جهان دیگر با گناهان، رابطه تکوینی دارند. رابطه عمل با جزای آن در آخرت مانند قوانین جزایی قراردادی و اعتباری نیست؛ و نیز مانند مکافات های دنیوی از نوع رابطه علی و معلولی نیست، بلکه از آن هم بالاتر است. در اینجا رابطه عینیت و اتحاد حکمفرما است؛ یعنی آنچه در آخرت به عنوان پاداش یا کیفر به نیکوکاران و بدکاران داده می شود تجسم اعمال آنها است. جزا و پاداش الهی همین اعمال نیک و بد است که وقتی حجاب ها کنار بروند، تجسم و تمثل پیدا می کند. در آن حالت، مثلا تلاوت قرآن کریم صورتی زیبا شده و در کنار انسان قرار می گیرد؛ غیبت و رنجانیدن دیگران به صورت خورش سگان جهنم در می آید. در واقع، اعمال ما صورتی ملکی دارند که فانی و موقت است و آن همان است که در این جهان به صورت اعمال و کردارها از ما بروز پیدا می کند.

اما این اعمال صورت و وجهه ای ملکوتی نیز دارند که هرگز فانی نمی شود و از همراهان همیشگی ما خواهد بود. اعمال ما از جهت ملکوتی و غیبی باقی است و روزی به آن ها رسیده و با همان چهره مشاهده شان خواهیم کرد. اگر زیبا و لذت بخش است برایمان نعمت، و اگر زشت و کریه است، آتش و جحیم خواهد بود. »[7]

نه تنها جهنم بلکه مرگ نیز بنا بر کریمه دوم سوره مبارکه ملک، (الذی خلق الموت و الحیوه)، مخلوق خداست و با همین تحلیل می توان فهمید که وجود مرگ در نظام احسن هستی، خیر است. هر چند، کفار به دلیل اعمالی که بر دستشان رفته است، آنرا شر بینگارند.

پانویس ها:

1.      ترجمه مجمع البیان، ج24، ص 103

2.      در قلمرو بلاغت : مجموعه‏ای از مقاله‏ها، پژوهش ها، نقدها و بحثهای بلاغی و تفسیری، جلد 1، محمد علوی مقدم.

3.      اسلام و محیط زیست، جوادی آملی، ص 160

4.      ر.ك: الحكمة المتعالیه، ج 7، ص 148، الفصل (15، 16، 17)، فی اثبات أن جمیع الموجودات عاشقة لله (سبحانه) مشتاقة إلی لقائه.

5.      مجمع البیان، ج 5 ـ 6، ص 436.

6.      تسنیم، جوادی آملی، جلد 8،  ص 307.

7.      عدل الهی، مطهری.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :