چهارشنبه - 2018 اکتبر 17 - 7 صفر 1440 - 25 مهر 1397
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 227942
تاریخ انتشار : 27 آذر 1396 16:25
تعداد بازدید : 108

مدرسه علمیه الغدیر تهران (خواهران)

آسیب شناسی روابط حوزه و دانشگاه با رویکرد آموزشی، فرهنگی و پژوهشی

مقام معظم رهبری: وحدت حوزه و دانشگاه، وحدت در هدف است.

روز هفدهم آذر ماه؛ در تقویم شمسی به عنوان روز وحدت حوزه و دانشگاه شناخته شده است. تصمیم گرفتیم تا به همین مناسبت به آسیب شناسی مختصری از روابط حوزه و دانشگاه با رویکردهای اموزشی، فرهنگی و پژوهشی بپردازیم. اگر چه در این زمینه جای کار بسیار است و ضروری است تا خصوصا مسئولین امر، اقدام به نظرسنجی های جامع از هیئت های علمی دانشگاه ها و اساتید حوزوی و دانشگاهی نموده همچنین از نظرات، انتقادات و پیشنهادات طلاب و دانشجویان نیز در این راستا بهره مند گردند. به طور قطع این روند می تواند نتایج گرانبهایی را در اختیار کارگزاران قرار دهد تا ان شاءالله با بهره گیری از آن در عرصه عمل بتوانیم نتایج خوبی را در این زمینه شاهد باشیم.

 

مقام معظم رهبری در بیانات خود در رابطه با این مساله (وحدت حوزه و دانشگاه) می فرمایند: «وحدت حوزه و دانشگاه؛ وحدت در هدف است.» برای شروع بحث در این زمینه لازم است تا ابتدا به شناختی از این هدف دست پیدا کنیم و بدانیم که این هدف چیست؟

 

این هدف در حقیقت همان پیشرفت کلی و همه جانبه نظام و انقلاب اسلامی است. پیشرفت در زمینه های علمی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و غیره.. که منجرخواهد شد به تعالی نظام اسلامی و گسترش این علوم، فرهنگ و معارف عمیق به دیگر کشورها در سراسر جهان.

 

بنابر فرموده مقام معظم رهبری: «این دو جریان علمی - دانشگاه و حوزه - بسیار لازمند. هر کدام اگر تنها خودشان باشند، یک ستون از دو ستون اصلىِ پیکر جامعه، خراب و ویران است.

 

اگر فرض کنیم حوزه باشد و دانشگاه نباشد، نتیجه چیست؟ نتیجه، گرفتاری و عقب ماندگىِ ملّت و کشور ایران و نهایتاً تسلّط دشمن بر این کشور به بهانه ی علم است. نتیجه این است؛ زیرا وقتی کشوری فاقد دانش، صنعت، ابزارهای فنّی و روشهای مدرن زندگی بود، کشورِ دیگری که از این روشها برخوردار است، می آید و آنها را به این کشور میفروشد. امّا به چه قیمتی؟ به هر قیمتی خودش خواست؛ به قیمت تمام ثروت مادّی کشور خریدار.

 

حال اگر کشور و جامعه ای دانشگاه خوبی داشته باشد، امّا حوزه علمّیه ی خوبی نداشته باشد، وضعش چگونه است؟ این، از آن هم بدتر است! زیرا در این صورت، علم در کشور پیش خواهد رفت؛ امّا در جهت غیرهدفها و ارزشهای انسانی. علمی خواهد بود در خدمت ظلم؛ علمی در خدمت استکبار؛ علمی در خدمت تبعیض؛ علمی در خدمت بیعفتی و حتّی علمی در خدمت خیانت به آرمانهای ملّی. این گونه خواهد شد.»

 

اگر چه گام های بسیار مهم و تاثیر گذاری در این زمینه برداشته شده اما در عمل می بینیم که متاسفانه هنوز بسیاری از این حرف ها و برنامه ها در حد همان شعار باقی مانده است.

 

اکنون در شرایطی هستیم که هنوز حوزه و حوزوی خودش را از دانشگاه و دانشجو جدا می بیند و بیشتر فعالت های خود را بصورت درون حوزوی انجام می دهد. این کمرنگ شدن تعامل طلاب با مردم به خصوص جوانان دانشجو  به خصوص تعامل در عرصه های علمی؛ سبب شده است تا دانشو نیز خودش را کنار بکشد و احساس کند علوم حوزوی با علم روز سر و کار ندارد و نمی تواند پاسخگوی بسیاری از شبهات و مسائل روز جامعه باشد.

 

در این حالت، شکاف و جدایی بین حوزه و دانشگاه روز به روز بیشتر خواهد شد.

 

همانطور که میدانیم علوم حوزوی از جهت کیفیت درسی در حد بالایی است و طلاب از معلومات دینی بالایی برخوردار هستند اما اینکه چه چیزی باعث می شود تا این تعامل علمی شکل نگیرد شاید عواملی چون ترس از قضاوت اشتباه شدن، ترس از ندانستن، عدم اعتماد به نفس، عدم آشنایی صحیح با شیوه های ارتباط با مخاطب، تعصبات حوزوی در زمینه علمی و فرهنگی-اجتماعی و گاه مسائل مالی در این امر تاثیر گذار باشد تا جایی که یک طلبه صرفا به گذراندن واحدهای درسی اکتفا کرده و پس از آن از تبلیغ و انتقال این مفاهیم به جامعه هدف خودداری می کند. در حالیکه اصلی ترین هدف یک فرد حوزوی تبلیغ و انتقال معارف دینی به مخاطب است.

 

از مهمترین مشکلات حوزه این است که آن دغدغه ای که یک طلبه در زمان قدیم داشت و با همان دغدغه وارد حوزه می شد تا به پاسخ سوالات خود برسد؛ دیگر در بین طلبه های امروزی وجود ندارد. به عبارت دیگر طلبه امروزی دغدغه مند وارد حوزه نمی شود و یا اگر وارد می شود بواسطه جو غالب حوزه و حوزویان که اینگونه نیست، ترجیح می دهد بسیاری از مسائل را بصورت تعبدی بپذی و از بحث و اظهار نظر درباره آن بپرهیزد. در این صورت شبهه ای که برای او تعبدا حل شده اما در جامعه هنوز بصورت بالفعل و در قشر جوان و دانشجو وجود دارد. طلبه ای که نتوانسته این شبهه را برای خودش حل کند و جواب مناسب را برای آن بیابد و صرفا در دوره چند ساله حوزه به گذراندن تعدادی واحد درسی اکتفا کرده؛ در برخورد با چنین مساله ای در جامعه بی پاسخ می ماند و توان پاسخگویی نخواهد داشت و در نتیجه روز به روز این دوری و فاصله بین حوزوی و جامعه بیشتر می شود.

 

عامل دیگری که انگیزه یک طلبه را می گیرد و نمیگذارد تا به امر تبلیغ و تعامل با جامعه بصورت فعال بپردازد؛ مساله مدرک گرایی و تحصیل رایگان بدون تعهد کاری است. مدرک گرایی از آن اموری است که از دانشگاه به حوزه راه یافته و متاسفانه به یکی از معضلات اساسی حوزویان تبدیل گشته است.

 

آنچه که باید اتفاق افتد این است که دانشگاه معنویت و مبانی دینی خود را از حوزه بگید و حوزه نیز شیوه های جدید تحقیق و پژوهش، علم و فناوری را دانشگاه دریافت کند تا در کنار هم و در تعامل با هم بتوانند به آن والا یعنی تعالی نظام اسلامی در همه زمینه های دست پیدا کنند.

 

همانطور که می دانیم بیشتر علوم دانشگاهی از جمله علوم وارداتی از غرب است و در نتیجه آن بسیاری از شبهات نیز وارد ذهن و روح جوان دانشجو خواهد شد. دانشگاه وظیفه دارد تا با موضوع شناسی این شبهات و مسائل آنها را به حوزه عرضه کند تا طلاب علوم دینی با شبهات روز آشنا شده و با شیوه های تحقیقاتی نوین درصدد پاسخگویی به آنها باشند. از سویی دیگر این کار سبب می شود تا علوم انسانی و اسلامی و حتی تجربی در کنار هم به پیشرفت و تکامل برسند.

 

این چیزی است متولین امر باید انجام دهند اما در ابتدا لازم است تا طلاب و دانشجویان این را از مسئولین به طور جدی مطالبه کنند.

 

طلبه باید ورود پیدا کند به عرصه دانشگاه و قطعا باید در تعامل با علوم دانشگاهی باشد. هر چه دروس حوزوی جامع تر شده و سطح آن بالاتر می رود، نیاز به تعامل به ورود به علوم روز مانند علوم تجربی، انسانی و حتی ریاضی بیشتر می شود. به عنوان مثال در فقه اسلامی ما با مسائلی برخورد می کنیم که نیازمند علوم روز برای تحلیل و بررسی هر چه بهتر آن هستیم. به عبارت دیگر در این تعامل دوطرفه؛ علوم تجربی، ریاضی و انسانی برای رفع نقص علمی خود وابسته به تحلیل های علوم اسلامی است.

 

 ما در فقه امروزه مساله ای به نام «فقه پویا» داریم که به مسائل مستحدثه روز از جنبه احکام فقهی و دینی می پردازد و داریم کسانی چون علامه حسن زاده آملی را که ایشان ابتدا یک ریاضی دان برجسته است و سپس یک طلبه، و یا آیت الله جوادی آملی در علم نجوم و پزشکی مهارت دارد.

 

یک طلبه برای حفظ این وحدت و تعامل و عمل به وظیفه طلبگی خود یعنی تبلیغ و ترویج دین، لازم است تا تعصباتی را که بعضا بصورت کاذب از تحصیل علوم دینی در قلب و ذهن او حاصل می شود، کنار بگذارد تا بتواند آنگونه که باید به وظیفه اش عمل کند.

 

علت دیگری که سبب می شود تا طلاب از فعالیت های جانبی مطالعاتی و تبلیغی باز بمانند و صرفا به درس خواند و گرفتن مدرک اکتفا کنند؛ به موضوعات آموزشی بر می گردد.

 

مساله تخصصی شدن دروس چیزی است مقام معظم رهبری نیز بارها بر آن تاکید کرده اند و از نقش به سزای آن بر وحدت حوزه و دانشگاه گفته اند. ایشان می فرمایند: «تخصص گرائی یك اخلاق دانشگاهی است كه می تواند وارد حوزه ها بشود و با هدفهای مختلف، رشته های درسی گوناگون و روشهای گوناگون بوجود بیاید.» ۱۳۶۴/۰۹/۲۶

 

گذراندن تعداد واحد های بالایی که بسیاری از آنان برای طلاب خانم یا آقا ضروری نیست و صرف واحد اجباری درسی خوانده می شود؛ می تواند سبب بی علاقگی طلبه نسبت به محتوای درسی و محیط آموزشی گردد علاوه بر آنکه زمان مفید فعالیت در راستای مطالعه و تحقیق درباره مسائل مهم روز و جامعه را از او می گیرد. در صورتی که می شود این واحد ها را تبدیل به مباحث جذابتر و مورد نیاز جامعه و طلبه نمود و سپس آن را بصورت واحد اختیاری یا سیر مطالعاتی در نظر گرفت تا طلاب با انگیزه و علاقه جذب این کلاس ها شوند.

 

همچنین ساعات درسی فشرده بر خلاف دانشگاه که ساعات درسی با انتخاب خود انشجو برگزیده می شود؛ می تواند خستگی و درس زدگی برای طلاب ایجاد کند که همین امر زمان و انگیزه فعالیت های جانبی در زمینه مطالعه، تحقیق و تبلیغ را از او سلب می کند.

 

مساله بعدی به انتخای اساتید و شیوه کار ایشان مرتبط می شود. استادی که صرفا با بی علاقگی درس مورد نظر خود را در کلاس ارائه می دهد؛ به طور غیر مستقیم این حس را به طلبه حاضر در کلاس نیز منتقل کرده و به او می گوید که صرفا نمره گرفتن از این درس کافی است! در حالیکه اگر استادی درسی را با حلاوت و شیرین و علاقه خوانده باشد و سپس با همین احساس به طلاب منتقل کند؛ به طلبه این احساس منتقل می شود که فهم تو از درس مهمتر از نمره است؛ اگر چه که نمره بالا نشانه درک صحیح درس است.

 

در شیوه ارائه نیز اگر کلاس با مدیریت استاد اما به طور غیر مستقیم توسط شاگردان پیش برود، طلبه به تفکر آزاد و ارائه نظر خود در کلاس عادت می کند و همین آزاد اندیشی می تواند او را دغدغه مند کند تا به دنبال سیر مطالعاتی و البته مطالعه مورد نیاز روز جامعه باشد. بنابراین استاد می تواند چنین برنامه ای را در کلاس اجرا کند تا ذهن طلاب از ارائه یکطرفه توسط استاد به تعاملی دوطرفه پیرامون درس و مطالب جانبی آن از مسائل روز جامعه منعطف گردد. این امر سبب جذاب تر شدن مطالب و انگیزه دهی به طلاب برای فعالیت بیشتر و ایجاد تفکر تعاملی با جامعه خواهد شد.

 

 

 

 

 

 

 با تشکر از معاونت های آموزش، پژوهش، فرهنگی و همچنین طلاب مدرسه علمیه الغدیر تهران (خواهران) که در تحقیق و تدوین این مطالب کمک کردند.

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :