دوشنبه - 2017 دسامبر 11 - 23 ربيع الاول 1439 - 20 آذر 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 226482
تاریخ انتشار : 12 آذر 1396 20:25
تعداد مشاهدات : 15

مدرسه علمیه حضرت ولی عصر(عج)

چرا امام جعفرصادق(ع) قیام نکرد؟

چرا امام صادق(ع) با وجود 4000 شاگرد می فرمودند اگر فقط 40 یار می داشتم قیام می کردم؟

پاسخ:
تمامی امامان به عنوان پیشوایان راستین جامعه اسلامی درپی این بودند که اگر شرایط و مقدمات فراهم شود، جامعه را از حاکمیت های جائر و فاسق و فاسد نجات دهند و خودشان به عنوان شایسته ترین افرادی که خدا آنها را هدایت کرده است، رهبری جامعه را به دست بگیرند و سعادت دنیا و آخرت مردم و امت را تامین کنند.


سدیر صیرفی می گوید خدمت امام صادق(ع) رسیدم و گفتم: «به خدا سوگند، روا نیست که شما نشسته اید و قیام نمی کنید.»
امام فرمود: «چرا؟»
گفتم: «چون دوستداران و پیروان و یاوران شما فراوانند، به خدا سوگند اگر امیرالمومنین(ع) به اندازه شما یاور داشت، قبیله تیم وعدی (قبائل خلیفه اول و دوم) جرات نمی کردند به طرفش بیایند.»
امام فرمود: «تعداد یاوران و شیعیان من احتمالا چقدر است؟»
عرض کردم: «صدهزار نفر!»
حضرت فرمود: «صدهزار نفر؟»
عرض کردم: «بله، بلکه دویست هزار نفر!»
حضرت فرمود: «دویست هزار نفر؟»
عرض کردم: «بله، بلکه نصف دنیا از یاوران شما هستند.»
حضرت سکوتی کرد، بعد فرمود: «همراه ما تا ینبع بیا.»
امام مرا به منطقه ای برد که خاک سرخ رنگی داشت و چوپان نوجوانی، بزغاله هایش را برای چرا آورده بود. امام نگاهی به او کرد و به من فرمود: «ای سدیر، به خدا سوگند اگر به تعداد این بزغاله ها شیعه و یاور داشتم، روا نبود یک لحظه در مقابل حکومت ظلم و جور بنشینم و برای گرفتن حقم قیام نکنم.»
از مرکب ها پیاده شدیم و نماز خواندیم. بعد از نماز رفتم برغاله ها را شمردم. فقط هفده تا بودند.(1)


بدون تردید بنی عباس یکی از بهترین شیوه های مبارزاتی ضداموی را انتخاب کرده بودند. آنان برخلاف قیام های ضداموی دیگر، تا حصول اطمینان کامل به پیروزی، دست به اسلحه نبردند. عباسیان نزدیک به سی سال فقط تبلیغ کردند تا زمینه قیام مسلحانه را فراهم کنند. چنین تبلیغاتی تنها از مبلغان زبردستی برمی آید که هم توان تحریک احساسات را داشته و هم آن را کنترل کنند تا به موقع وارد عمل شوند، عباسیان می توانستند از وجود این گونه افراد بهره برداری کنند، چون همکاری ابومسلم، ابوسلمه خلال و سلیمان بن کثیر خزاعی با عباسیان در حقیقت یک نوع معامله بود که مبیع و ثمن آن از قبل مشخص بود.
اما امام صادق(ع) نمی توانست از وجود چنین افرادی معامله گر بهره برداری کند. پیروان حقیقی اهل بیت، در سطح کشور بزرگ اسلامی آن روز تعدادشان به عدد آن گله بز نمی رسید که امام به آن اشاره و فرمودند؛ ای سدیر! به خدا سوگند اگر به شمار این بزها شیعه داشتم، نشستن بر من روا نبود.
ثانیا: این توقع از امام صادق(ع) بی مورد است که درباره گزینش کارگزاران خود شایسته سالاری را از حیث شایستگی های معنوی افراد و لیاقشان در مدیریت، رعایت نکند و فردی چون ابومسلم خراسانی در حکومت امام صادق(ع) امیر آل محمد باشد.
نکته ای در انتها ضروری است. اینکه گفته می شود امام صادق(ع) چهارهزار شاگرد داشتند، در مقام بیان شخصیت علمی ایشان است، اما آیا آنان نیروی قیام را می توانند تشکیل دهند؟
آیا تمامی شاگردان که از حضرت کسب فیض می کردند، حضرت را به عنوان امام و پیشوا قبول داشتند؟ در بین شاگردان امام کسانی چون ابوحنیفه دیده می شود.
آیا تمامی شاگردان، حاضر به هم رکابی با امام بودند؟
آیا کسانی که حاضر به همراهی امام بودند تا پایان کار با حضرت ایستادگی می کردند؟
آیا این افراد توانایی و دانش لازم در امور جنگ و مسائل حکومتی را داشتند؟
و بسیاری از اما و اگرهای دیگر که یاران زبده امام را اندک می کند.


برای آگاهی بیشتر رک: زندگی امام صادق جعفر بن محمد، شهیدی، سیدجعفر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی،
* مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی


پی نوشت:
1- کلینی، اصول کافی، تحقیق علی اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه. چاپ چهارم، 1365، ج 2، س 152

معارفی از کیهان


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :