چهارشنبه - 2018 آگوست 15 - 4 ذيحجه 1439 - 24 مرداد 1397
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 203958
تاریخ انتشار : 14 اسفند 1395 13:43
تعداد مشاهدات : 301

مدرسه علميه امام خميني(ره)

دلنوشته برگزيده طلاب از حضور خود در اردوي طليعه حضور

دلنوشته برگزيده طلاب از حضور خود در اردوي طليعه حضور

طلاب پايه اول در بازگشت از اردوي طليعه حضور مطالبي را نوشتند كه به برگزيده آنها هدايايي تقديم شد درادامه متن دلنوشته ها را مطالعه مي فرماييد:
بودن دركنار طلبه هاي جوان براي من سعادت بزرگي بودو خدا را شاكرم  كه اين همجواري را هم دراين  اردو و هم در اين دوره برايم فراهم آورد. به هر كدام از بچه ها كه نگاه مي كنم ، او را جزء ياران امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) مي بينم . بچه هايي كه هر كدام به پاكي آب زلال چشمه ساران هستند.استفاده از وجود اساتيد بزرگي چون حائري شيرازي، مؤمني، محمدي، شبيري و.. را غنيمتي بزرگ براي خود مي دانم  واز لحظه لحظه اين زمان از خداوند سپاسگذارم .
سميه سادات صالح كوتاه
..........................................................................
از وقتي اومدم حوزه خيلي چيزها برام واضح تر شد خيلي چيزها رو بهتر درك كردم .مي دونستم قراره خيلي چيزها ياد بگيرم و اين اردو آغاز راه براي من بود  حال و هواي خوبي بود. اين سفر پرمعني طوري بود كه نمي توان وصفش كرد.واين حال و هوا باعث شده بود  بيشتر به خودم افتخار كنم كه طلبه ام و البته بيشتر مراقب اعمال و رفتارم باشم . احساس مي كردم تازه دارم رشد مي كنم  , دارم بال درميآورم تا پرواز كنم. از سخنراني ها فهميدم كه مسئوليت خودم را بايد بشناسم و غافل از آن نباشم و هميشه به هدف فكر كنم و اين را بدانم كه من منتخب امام زمانم هستم پس شاكر اين نعمت بوده و مراقب اعمال و رفتار خودم باشم .
زهرا حسيني
.............................................................................
روز هاي خوش در حال سپري شدن است و خاطره هاست كه به اين روزهاي گذشته ي ما رنگ وجود مي دهد.
قرار بود پايان نيم سال سفري زيارتي و معنوي داشته باشيم اكنون زمان آن رسيده و همه مهياي اين سفر شديم.هوا باراني بود  با ذكر صلواتي كه برلب داشتيم و حس عجيبي كه باعث آرام شدنمان مي شد. هر قدم كه برمي داشتيم گل دسته هاي جمكران با روشنايي خاصي كه داشت مارا به خودش مي كشيد .
لحظات معنوي خوبي بود ، آيت الله حائري شيرازي از مقام زن مي گفتند و آقاي مؤمني درباره آفات طلبگي سخن گفتند از گفته هايي كه شد فهميدم مسئوليت بزرگي دارم كه انجام آن همت و اراده بسيار مي طلبد
خداوندا راهم سخت و دام هاي شيطان هر روز رنگارنگ تر از ديروز مرا و تمام دوستانم را به خودت كه قدرت مطلق هستي مي سپارم و از تو مي خواهم روشني بخش دلهاي ما باشي.
صابره حسيني
...........................................................................
نميدانم هميشه تصورم از مادري و مادر شدن حس زيبايي بوده است و بهترين خاطرات زندگي ام را در تولد كودكانم مي بينم و هميشه خداوند را به خاطر داشتن اين دو فرشته سپاسگذار بوده ام. اردوي طليعه حضور ،محروميت از اين اردو و بركات زيادي كه مطمئن بودم در اين سفر نصيب دوستانم مي شود ،براي اولين بار بود كه شايد براي لحظه اي از اين كه به خاطر فرزندانم از اين سفر محروم مي شدم ناراحت شدم و شايد از داشتن فرزندانم ناراحت.ولي بعد از خداي خود شرمنده شدم كه بهترين نعمتش را ناسپاسي كردم و از حضرت معصومه (سلام الله عليها) خواستم كمك كند بصيرتي را كه دوستانم در اين سفر كسب مي كنند را از راه ديگري نصيب من نيز بنمايد
سميه چاچ
............................................................
خدايا شكر بابت تمام آنچه عطا كردي بابت اين سفر و هرچه در آن آموختم.و دانستم راه دشوار است و كوله باري سنگين از مسئوليت بردوشم  با دلي پر و گام هايي لرزان باز مي گردم دانستم كه بايد تلاش كنم ، برنامه ريزي كنم ، هدف هايم را اولويت بندي كنم ، زحمت بكشم و اصولي حركت كنم و مراقب باشم و از سختي راه نهراسم و بدانمو مراقب باشم هر روزي كه در هواي حوزه نفس مي كشم لطف خداست و ممكن است با كوتاهي من سلب شود. بايد طلبه اي باشم كه لياقت سرباز آقا را داشته باشد نه به حرف بلكه با عمل
دلم براي تمام لحظه هاي اين سفر تنگ مي شود
ليلا آشوري


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :