دوشنبه - 2017 دسامبر 11 - 23 ربيع الاول 1439 - 20 آذر 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 196100
تاریخ انتشار : 2 آذر 1395 0:17
تعداد مشاهدات : 105

چگونه صبر کنیم؟قسمت 3- مدرسه علمیه حضرت ولی عصر (عج)

نوشته های استاد سلیمانی، معاون پژوهش مدرسه


عشق اول نمود آسان        ولی افتاد مشکل ها

   

برای پیروزی وسیله ای جز صبر در ابتدای راه وجود ندارد، حتمأ شنیده اید که صبر بر سه قسم تقسیم می شود:

صبر بر طاعت، صبر بر مصیبت و صبر بر معصیت؛

آیا واقعأ این ها سه چیز جدا از هم هستند، جدا به نحوی که هیچ ارتباطی با هم ندارند؟

ظاهرأ اینگونه به نظر می آید اما هنگام عمل می یابیم که اینطور نیست!

    اصلأ چرا باید صبر کرد حالا یک چیز باشد یا سه تا چه فرقی دارد!

وقتی انسان آدم های با اراده را می بیند که چطور به هر چه می خواهند می رسند

در حالی که گوی موفقیت را در دست دارند و از هیچ چیز واهمه ندارند می خواهند و مثل بولدوزر همۀ موانع را کنار می زنند

و به آنچه می خواهند می رسند،

برای انسان خیلی جالب تر می شود که از آن ها الگو بگیرد و مثل آن ها گام بردارد و مثل آن ها موفق بشود!

اما چه می شود که هنگام عمل هزار مشکل پیش می آید و هزار مانع که از رسیدن ما به مقصود جلوگیری می کند، اشکال

کجاست؟

    وقتی به بعضی از دینداران اطرافمون نگاه می کنیم چیزی جز بی حالی و کسالت و تنبلی دشت نمی کنیم!

انگار همه منتظرند تا کسی بیاید و همه چیز را درست کند!

اگر با مشکل و مکافاتی روبرو شوند که دیگر اول غم و افسردگی و فشارهای عصبی و مذمت همۀ عالم و بدخلقی است،

همه مقصر هستند،

هر کس اگر کار  وظیفه اش را درست انجام می داد کار به اینجا نمی رسید، به نظر می آید که همه چیز تمام

شده است و راه برگشتی نیست!!!

     تمام  تجربۀ خود را در طبق اخلاص برایتان می گویم تا به اندازۀ آنچه از زیبایی های صبر دیده ام بازگو کنم:

انسان خام است و پر آرزو، پر نشاط است و پر هیجان،

زندگی در ابتدا با انسان اینقدر سر ناسازگاری ندارد!

بخصوص در زمانۀ کنونی که پدر و مادری هستند که با تمام وجود در خدمتند

(البته برای آن ها که این وضعیت صادق است و الا خیلی افراد هستند که این نعمت ها را ندارند)

انسان باورش می آید این روند خواسته ها و برآورده شدنشان برای همیشه است؛

هر چه سن بالاتر می رود و ارتباط های انسان بیشتر می شود،

بیشتر درک می کند که ایام خوش کودکی و نوجوانی سپری شده است

و من چرا نمی دانم با موقعیت جدید چه کنم؟ از کجا راه بیابم؟ به چه کسی پناه ببرم؟

کلافی سردر گم، که سر نخ گم شده و راهی جز قیچی کردن و پاره پاره شدن نیست،!!!

آیا کسی هست که یاریم کند، کسی هست که حرفم را بفهمد، کسی که مرا قضاوت نکند،

همانکه می گویم بشنود، چیزی به شنیده هایش اضافه یا کم نکند؟ کجا بروم ؟

    امام سجاد در دعای ابو حمزۀ ثمالی می فرمایند خدایا حاجتم را پیش هر کس بردم ، خواسته ام را که اجابت نکرد هیچ

به من توهین کرد و مرا از خود راند!!!

او می گوید ما چه کنیم، گویا از زبان ما می گوید

هر که شنید سر را فاش کرد، تحقیر کرد و زبان گرفت، مشکل کم بود این هم شد قوز بالا قوز!

راه کحاست، چگونه می توان رفت بی خطر، آرام  و موفق, آیا راهی هست؟

بله راهی هست زیبا، دلنشین و صد در صد موفق

   برایت می گویم اما در نوبتی دیگر.

موفق و شاد و آرام باشید.



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :