دوشنبه - 2017 دسامبر 11 - 23 ربيع الاول 1439 - 20 آذر 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 196099
تاریخ انتشار : 1 آذر 1395 20:59
تعداد مشاهدات : 134

آموزش فن ترجمه بااستاد جان محمدی- مدرسه علمیه حضرت ولی عصر (عج)

فن ترجمه 6

نکته 6:

«لمّا» ظرف و به معنی «حين يا إذا» می­باشد. اسم شرط غير جازم است و اختصاص به فعل ماضی دارد.

جواب آن اکثراً فعل ماضی و گاهی فعل مضارع يا جمله اسميه مقرون به «إذا فجائيه يا فاء» است.

 

فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ‏«الاسراء/ 67»

فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ‏«العنكبوت/ 65»

فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ«لقمان/ 32»

فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْراهِيمَ الرَّوْعُ وَ جاءَتْهُ الْبُشْرى‏ يُجادِلُنا«هود/74»

 

برخی از کلمات ابتدا بصورت نکره بکار می­روند؛ ولی در عبارات بعدی درجه­ای از تعريف را کسب می­کنند.

به همين جهت همراه «الف و لام تعريف» ذکر می­شوند. به اين «الف و لام تعريف»، «أل عهديه» گفته می­شود

و چون اسم محلَّی به آن قبلاً ذکر شده است «أل عهد ذکری» ناميده می­شود.

اين کلمات ابتدا بصورت نکره سپس بصورت معرفه ترجمه می­شوند.

 

تمرين 6:

داستان زير را ترجمه کنید. فعل و انواع فاعل، مبتدا و خبر را در آن مشخص کنيد. دوباره داستان را به عربی بنويسيد.

 

وَجَدَ فلاّحٌ في الشِّتاءِ ثُعْباناً، قَدْ يَبِسَ منَ البَردِ. فتَألَّمَ لحالِهِ و أخذَهُ،

و وضَعَهُ بينَ ثيابِهِ. فلَمّا أحَسَّ الثُّعبانُ بالدِّفْءِ، رَجَعَتْ إليهِ قُوَّتُهُ و وحشيَّتُهُ.

فَعَضَّ الفلاّحَ، و أفرَغَ في جسمِه السُّمَّ. فماتَ الرجلُ و هو يَقُولُ:

هذا جزاءُ مَنْ يَصنَعُ المعروفَ مع مَنْ لا يَستَحِقُّهُ.

 

لغات:

/ثُعبان: مار، جمع آن ثعابین

/ قد یَبِسَ من البَرد: از سرما خشک شده بود

/ تألَّمَ لِحاله: ناراحت شد از حال او أخذَه: برداشت او را

/ وضعَه بینَ ثیابه: قرار داد بین لباس­هایش

/  ثِیاب جمع ثوب: لباس­ها

/ فلمّا أحَسَّ: پس هنگامی که احساس کرد

/ بالدِّفء: به گرما

/ رجعَت الیه قوَّتُه و وحشیَّتُه: برگشت به او قوت و وحشی گری او

/ عَضَّ الفلاحَ: گزید کشاورز را

/ أفرَغَ فی جسمه السُّمَّ: خالی کرد در جسم او سَم را

/ یَصنَع: عمل می­کند، انجام می­دهد

/ المَعروفَ: خیر و نیکی

/ لا یستَحِقُّه: استحقاق ندارد آن را، سزاوار آن نیست.



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :