چهارشنبه - 2017 دسامبر 13 - 25 ربيع الاول 1439 - 22 آذر 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 196072
تاریخ انتشار : 30 دی 1386 13:43
تعداد مشاهدات : 56

تحقیق پایانی-مدرسه علمیه حضرت فاطمه(س)

عجب در قرآن وروايات

تحقیق پایانی سرکارخانم سعیده شریفی با عنوان«عجب در قرآن وروايات»

بانک جامع تحقیقات پایانی (پایان نامه سطح دو (کارشناسی)) طلاب حوزه علمیه خواهران استان تهران

مدرسه علمیه ......حضرت فاطمه(س)...............................................................

عنوان اثر

سال دفاع

نام و نام خانوادگی طلبه

نام و نام خانوادگی استاد راهنما

نام و نام خانوادگی استاد داور

واژگان کلیدی

عجب

در قرآن وروايات

 

 

1386

 

سعيده شريفي

 

 

صدیقه سیاح

 

 

 

فاطمه سلیمانی

 

عجب ،خودستایی،غرور

چکــیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده

 

انسان به واسطه ي حب نفس ، دچار بيماري نفساني ايي مي شود که خود را بزرگ مي شمارد به جهت صفت ونعمتي که داردوآن صفت يانعمت را،ازآنِ منعم نمي شمارد ويا عمل صالحي که انجام مي دهد بزرگ مي شمارد و به واسطه ي آن خود را از حد تقصيرخارج  مي داند،اين بيماري که از نظرعلماي علم اخلاق ، عجب نام دارد ، با نشانه هايي در انسان بروز مي کند از آن جمله ،1- ديگران را به حساب نياوردن ،2-زشتيها را زيبا پنداشتن .

 عواملي که مي توانند سر چشمه ي بروز اين حالت در انسان شوند :الف- ضعف عقل، ب-احساس حقارت، ج-حسادت،د-حماقت مي تواند باشد.

عجب چون بيماري است که سبب آن ناداني وغرور است و انسان مي تواند اين سببها را رفع کند ،پس مي توان گفت برطرف ساختن عجب مورد توانايي انسان است وتکليف به آن و مؤاخذه از آن صحيح است .

 در روايات وآيات مکرراً خود ستايي مورد نهي قرار گرفته است ،پس هيچ انساني جا ندارد به منظور ستايش خود ،فضيلتي براي خود ذکر کند ، براي اينکه او مالک آن فضيلت براي خود نيست واين خداي سبحان است که آن فضيلت را به وي داده است . وليکن، خودستايي در موردي که انسان بخواهد خود را به جامعه معرفي کند تا مردم او را بشناسند و از سرمايه هاي وجودش بهره ببرند تا به صورت يک گنج مخفي باقي نماند،نهي نشده است، چنانچه ،امير مؤمنان حضرت علي(عليه السلام) در خطبه «شقشقيه» به مدح خويش پرداخته است .

عجب داراي مراتبي است که بدون شک در حرمت اين مراتب واينکه آنها، مبطل عمل هستند شکي نيست از آن جمله ،عجب به عقايد باطل ،اطاعت با منت، عجب به زياده ديدن عمل، زياد ديدن عمل خود نسبت به ديگران .

 بايد به اين نکته توجه داشت که شاديي که بعد از انجام عمل عبادي در انسان حاصل مي شود ،عجب نيست؛وليکن اگر آن عبادت رااز توفيقات الهي نداند بلکه آن را تنها ازخود بداند و بزرگش شمرد،آن عجب است .

ومي توان گفت، که تنها انسانهايي که اهل عبادتند به اعمال خوب خود عجب نمي ورزند ، بلکه اهل فساد نيز گاهي عجب به فساد مي کنند به گونه اي که خود را به واسطه ي آن کارهايشان داراي ، روح آزاد خارج از تقليد و غير معتقد به موهومات مي شمارند واخلاق حسنه وملکات فاضله رااز ضعف نفس مي دانند.

عجب ازآن دسته از گناهان نيست که تا به مرحله ي عمل نيايند متصف به حرمت نمي شوند بلکه ،حالت ثابت نفساني است و چون جايش دل و باطن است ، عزم و اراده نسبت به آن معنا ندارد .آثارسوئي که اين بيماري مانندسايربيماريهاداردشامل :سقوط ،نا رضائي پروردگار ، ضعف ايمان ، حبط عمل ، تکبر ورزيدن،متلاشي شدن زندگي و...مي باشد.

اين بيماري قبل از بروزقابل پيشگيري است به وسيله ي دو راه الف-نظر کردن به حال بزرگان علم و عمل ،ب-انديشه کردن در ارزش کردارها .ولي اگر زمان پيشگيري اين بيماري گذشته بود ميتوان از دو راه اجمالي وتفصيلي آن را برطرف کرد.

در این تحقیق سعی بر آن بوده است که ، این بیماری به طور کامل شرح داده شود و عوامل و موانعی که برای این بیماری وجود دارد ذکر گردد تا کسانی که در صدد شناخت این بیماری هستند و می خواهند مراقب نفس خود باشند تا عجب در آنها رسوخ نکند از این تحقیق بهره ببرند و هم کسانی که این بیماری در آنها رسوخ کرده از آن بهره مند شوند . 

و با استفاده از منابع دست اول و تفاسیر معتبر سعی کرده ام بر محتوا و عمق مطالب ، بیفزایم .

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :