شنبه - 2018 سپتامبر 22 - 12 محرم 1440 - 31 شهريور 1397
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 194392
تاریخ انتشار : 12 آبان 1388 13:25
تعداد بازدید : 209

تحقیق پایانی- مدرسه علمیه کریمه اهل بیت علیهم السلام

تجرد نفس از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا

یکی از پرسشهای اساسی که همواره در طول تاریخ بشر ذهن کنجکاو و حقیقت جوی انسان را به خود مشغول می داشته است ، پرسش از « حقیقت ذات انسان وفنا یا بقای او » است . آیا انسان موجودی است تک ساحتی که تمام حقیقت او ، به همین بدن عنصری و مادی محدود می گردد ؟ و با فرا رسیدن مرگ ، متلاشی گشته و برای همیشه نابود خواهد شد ؟ و یا موجودی است چندساحتی و ورای این بدن مادی ، حقیقتی مجرد و غیر مادی بنام « روح » یا « نفس » وجود دارد؟ و نه تنها با فرا رسیدن مرگ متلاشی و نابود نشده ، بلکه دارای ابدیت و حیات جاوید خواهد بود ؟ فلاسفة اسلامی ، چنین حقیقت مجرد و غیر مادی بنام نفس را با براهین عقلی برای انسان اثبات نموده اند و آن را مبدأ همه افعال انسان اعم از حرکات و ادراکات بشمار آورده اند . اما سؤال مهم دیگری در اینجا رخ می نماید این است که محدوده و گسترة « تجرد نفس » تا چه حداست ؟با توجه به اینکه نفس انسان ، دارای قوای ادراکی متعددی است که عبارتند از : ادراک حسی ، خیالی وهمی و عقلی ، نفس در کدامیک از این ادراکات دارای تجرد است ؟ در این نوشتار بعد از اثبات « وجود نفس » و پرداختن به پیشینة بحث و پس از اثبات جوهریت نفس و نیز مغایرت آن با بدن و نیز روشن نمودن نحوة وجود نفس و اثبات نظریه « جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء » به تجرد نفس پرداخته شده و معلوم گردیده است که ابن سینا و ملاصدرا هر دو نفس را مجرد می دانند. در این تحقیق محوریت کار با ابن سینا و ملاصدرا است .یکی از اختلاف های آنها این است که ابن سینا بخشی از ادراکات را مجرد می داند اما ملاصدرا کل ادراکات را مجرد می داند و اختلاف دیگر ابن سینا و ملاصدرا د ر حدوث نفس است. این اختلاف بر می گردد به مبنای آن دو اندیشمند در حقیقت ادراک و کیفیت حصول ادراک برای انسان . ابن سینا ، ادراک را عبارت از تجرید صور اشیاء می داند ، لذا صورموجود در نفس را صور انتزاعی می داند . ولی ملاصدرا معتقد است نفس ، صور اشیاء را انشاء و ابداع می کند نه اینکه آن را از اشیاء انتزاع نماید صدرالمتألهین گرچه به تعدد قوای ادراکی قائل است ولی مدرک حقیقی را « نفس » می داند ، بنابراین طبق مبنای او ، ادراکات جزئی هم توسط نفس صورت می پذیرد . در حالیکه شیخ الرئیس معتقد است ادراکات جزئی توسط نفس صورت نمی گیرد بلکه از طریق قوای جسمانی و مادی است. و براساس همین مبنا ، اختلاف نظر این دو فیلسوف در تجرد نفس بصورت جدی و عمیق نمایان میگردد.

بانک جامع تحقیقات پایانی (پایان نامه سطح دو (کارشناسی)) طلاب حوزه علمیه خواهران استان تهران

مدرسه علمیه ... کریمه اهل بیت علیهم السلام....

عنوان اثر

سال دفاع

نام و نام خانوادگی طلبه

نام و نام خانوادگی استاد راهنما

نام و نام خانوادگی استاد داور

واژگان کلیدی

تجرد نفس از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا

1388

معصومه احمدی

لیلا کیانخواه

شهربانو محلاتی

تجرد نفس، جوهر، ملکوت، کمال، ماده، ذات، روح، تناسخ، حدوث، بقا، مجرد، ناطق

چکــیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده

      در این پایان نامه تجرد نفس از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا مورد بررسی قرارگرفته است. نفس در لغت معنای بسیاری دارد. ملا محمدمهدی فاضل نراقی در تعریف نفس چنین می گوید : که نفس جوهری ملکوتی است که در حاجات خود احتیاج به بدن دارد و اندام وقوا آلات نفس هستند و نفس به اعتبارات مختلف نام هایی دارد. در تعریف اصطلاحی نظر ابن سینا و ملاصدرا بیان شده است. ابن سینا می گوید: نفس جوهری کمالی است، این جوهر، جسم یا صورت یا همانند صورت نیست بلکه کمال است، پس نفس جسم نیست زیرا اگر نفس جسم باشد باید هر جسمی مبدأ آثار باشد در حالیکه این طور نیست زیرا صورت تنها منطبع وحال در ماده را شامل می شود در حالیکه کمال شی منطبع در ماده و کمال بیرون از ماده را شامل می شود. نظر ملاصدرا این است که نفس جسم است و جسم به وسیله نفس به نبات و حیوان وانسان تبدیل می شود و نفس چون بخواهد کاری را انجام دهد به وسیله آلت آنها را انجام می دهد. نفس در قرآن معانی مختلف دارد که عبارتند از: ذات حق تعالی ،انسان با تشخص فردی، انسان با تشخص جمعی.در حدوث نفس بین ابن سینا و ملاصدرا  اختلاف وجود دارد . ابن سینا که از طائفه مشاء است نفس را در حدوث روحانی ، یعنی مجرد از ماده می دانند، آن را فقط به حسب ذات مجرد می دانند ولی به حسب فعل، احتیاج به ماده دارد. درباره نفس چهار قول وجود دارد :۱ـ نفس جسمانیت الحدوث و جسمانیت البقاست.۲ـ نفس روحانیت الحدوث وروحانیت البقاست. نظریه دوم نظر ابن سینا است.٣ـ نفس روحانیه الحدوث و جسمانیت البقاست. قائلان به تناسخ این نظریه را پذیرفته اند. ٤ ـنفس جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاست این نظریه از نظرات دیگر جامعتر است و نظر ملاصدرا همین نظر است. قوای نفس که عبارتنداز :قوای نباتی ،حیوانی و انسانی. هر کدام از قوای نباتی و حیوانی مراتبی دارند. قوای انسانی تمام مراتب نباتی و حیوانی را داراست وآن چیزی که باعث تمایز انسان نسبت به موجودات دیگر می شود عقل است و انسان به وسیله همین عقل از موجودات دیگر برتر است. ابن سینا عقل را به دو دسته تقسیم می کند: عقل نظری و عملی. عقل نظری وعملی هر دو جزء قوای نفس هستند. ابن سینا معتقد است که نفس سه کار انجام می دهد: افعالی که برای انجام دادن کارها به طور وابسته احتیاج به ابزار و آلات دارد مانند افعال نباتی. افعالی که وابستگی آنها به ابزار و آلات کم است مانند ادراک جزئیات. افعالی که نفس در انجام دادن آنها به ابزار احتیاج ندارد مانند ادراک کلیات.ابن سینا تنها بخشی از ادراکات را مجرد می داند اما ملاصدرا کل ادراکات را مجرد می داند.نظر ملاصدرا این است که نفس در عین وحدت واجد تمام قوای خود است.در مورد کیفیت تعلق نفس به بدن نظر ابن سینا: نفسیت نفس همان تعلق تدبیری جوهر مجرد نسبت به بدن است .نظر ملاصدرا این است که نفس از ابتدای پیدایش تا حین مفارقت از بدن یکسان نیست. تعلق نفس به بدن در حدوث و بقا متفاوت است. ابن سینا در باره تجرد نفس می گوید نفس هر گاه به مرتبه کمال برسد قادر خواهد بود که کارهای خود را انجام دهد و دیگر نیازی به بدن و آلات بدن ندارد چه بسا بدن و قوای بدن مزاحم کار او باشند. ملاصدرا می گوید تجرد نفس تدریجی و ناشی از سیر صعودی و تکاملی آن است . ملاصدرا به وسیله حرکت جوهری توانست تجرد نفس را ثابت کند. در قرآن آیاتی وجود دارد که تجرد نفس را ثابت می کند مانند آیه چهل ودو سوره زمر که می فرماید : خدا انها را به هنگام مرگ و خواب به طور کامل می گیرد آنرا که مرگ او قطعی شده است نگه می دارد و دیگری را تا مدت معینی رها می سازد و در این کار بر آنان که تفکر می کنند نشانه ها است. حضرت علی (علیه السلام )می فرماید هر ظرفی هر آنچه در او ریخته شود پر می شود جز ظرف دانش که هر چه در آن ریخته شود گنجایش آن بیشتر می شود .هر ظرفی باید با مظروف سنخیت داشته باشد چون علم مجرد است باید ظرف آن نیز مجرد باشد و ظرف علم همان نفس است پس نفس مجرد است و ظرف علم همان نفس ناطقه است . وعلم همان نفس است . طائفه مشاء تجرد نفس را فقط از ماده ثابت کرده اند و تجرد از ماهیت را فقط به واجب تعالی نسبت می دهند اما ملاصدرا تجرد نفس را هم از ماهیت وهم از ماده ثابت کرده است.  

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :