پنج شنبه - 2018 سپتامبر 20 - 10 محرم 1440 - 29 شهريور 1397
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 194294
تاریخ انتشار : 26 دی 1387 12:41
تعداد بازدید : 279

تحقيق پاياني _مدرسه علميه الزهرا(س)واوان

حجاب در اسلام و آسیب شناسی حجاب

حجب و حجاب هر دو مصدر و به معني پنهان كردن است و به معني پرده نيز هست.1 كلام خداوند متعال كه مي فرمايد: «مِنْ بَيْنَنا و بَيْنَكَ حِجابٌ»2، نيز بدين معناست: يعني ميان ما و شما حاجز و فاصله اي در نحله و دين وجود دارد. در كتب لغت فارسي براي واژه «حجابن اين معنا آمده است: پرده ، ستر ، نقابي كه زنان چهرة خود را بدان مي پوشانند ، روي بند برقع ، چادري كه زنان سرتا پاي خود را بدان مي پوشانند.3 در زبان انگليسي به معناي مستقيم نمودن و مرتب و منظم كردن ، آراستن و زينت دادن مي باشد. ممكن است اين تفاوت معنايي در زبان ها و فرهنگ هاي گوناگون ناشي از نقش ها و كاركردهاي متعدد لباس و پوشش باشد؛ زيرا لباس و پوشش از يك سو انسان را از سرما و گرما و آسيب هاي ناشي از آن حفظ مي كند و از سوي ديگر، با پوشش جسم ، آن را از انظار پنهان داشته ، در جهت حفظ به آدمي كمك مي كند و علاوه بر اين ها ، به انسان آراستگي ، زيبايي و وقار مي بخشد.4

بانک جامع تحقیقات پایانی (پایان نامه سطح دو (کارشناسی)) طلاب حوزه علمیه خواهران استان تهران

مدرسه علمیه الزهرا(س)واوان

عنوان اثر

سال دفاع

نام و نام خانوادگی طلبه

نام و نام خانوادگی استاد راهنما

نام و نام خانوادگی استاد داور

واژگان کلیدی

 

 حجاب در اسلام و آسیب شناسی حجاب

 

 1387

 

آمنه غلمانی

 

 سرکار خانم انجیدنی

 

 

 

 

حجاب ، اسلام، شناختن ، آسيب .

 

چکــیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده

عفت و پاكدامني با آفرينش زن به هم آميخته است و او را از روز نخست عفت گرا و پاكدامن است. نگاههايي معصومانه و تنفر او در عمق وجودش از گناه، تظاهر به عفت و پاكدامنيش در برخوردها، نشانه آ» است كه عفت در خلقت زن و نزد خودش جايگاه عظيم و شامخي دارد و در شرايع آسماني بعنوان يك اصل مطرح بود، اسلام نيز در آفرينش زن، صلاح و خير جامعه را در نظر گرفته است؛ چرا كه به ساختار وجودي و روحي او آگاه است و حجاب را لازم شمرده تا عفت بيروني زن و عفت دروني او هماهنگ شده و بنيان خانواده ها مستحكم گردد.

بنابراين الزام پوشش فقط براي حفظ عفت اوست، نه زنجير اسارتي بر دست و پاي او و نه سدّي در برابر تكامل فكري و علمي و هنري زن تا ابزاري گردد براي خرده گيري به اصطلاح مترقيان ضدّعفت و حجاب؛ بلكه يك ايدئولوژي است جهت تعالي روح و اجتماع و دژي مستحكم در برابر بيگانگان.

ريشه و مبدأ حجاب همان حيا و خجالت است و از همين احساس خجالت است كه حيا و به دنبال آن حجاب سرچشمه مي گيرد؛ با نظر به كم توجهي مردان و زنان جامعه به مسئله حجاب و آسيب هاي ناشي از آن، پرداختن به اين مسأله و هوشيارانه عمل كردن نسبت به اين موضوع از ضروريات يك اجتماع سالم است.

طبق فرضيه رساله كه: حجاب امري است فطري، واجب ديني و عاملي جهت سلامت و امنيت زنان و خانواده و اجتماع، در يك پروژه ساختماني قبل از احداث، مهندسان تمامي جوانب آن را مي سنجند و از چگونگي سنگ بناي آن تا بررسي مشكلات و موانع فرضي كه در صورت بروز چگونه با آن برخورد نمايند، مسأله حجاب نيز در صورتي كه به صورت بنيادي و اعتقادي نهادينه شود، هيچ عاملي سبب جدايي زنان از ديانت، حجاب و اعتقاداتشان نخواهد شد. و از جهتي اگر عفت هاي عدم رعايت حجاب و عواقب آن روشن شود، چه بسا فرد بهتر اقدام مي نمايد به ريشه يابي و ريشه كني اين معضل، نسبت به خودش و اجتماع پيرامونش.

و در نهايت دختران و زنان ما از آسيب هايي كه ممكن است تهديدشان كند، در امان خواهند بود، همينطور هدف از تشريع احكام در اسلام قرب الهي  است، حجاب ذاتاً در سرشت بشر قرار دارد كه خود را از برهنگي دور مي سازد و فلسفه حجاب نيز همين است ارزشمند شدن، حفظ زيبايي روحي و جسماني، استحكام خانواده و جامعه، جلوگيري از فساد و آثار اقتصادي. تمامي موارد سطوح در پي بدحجبي با خطر مواجه مي شود. حجاب براي آزادي زن است كه با عدم رعايت آن امنيت خود را به مخاطره مي اندازد، در حالي كه با پوشش اسلامي مي تواند آزادانه و با احساس امنيت به به فعاليت علمي، اجتماعي بپردازد كه در شأن و شخصيت او تأثير بسزايي دارد، از ديدگاه روانشناسان حجاب تدبيري است فطري و هوشمندانه جهت جذابيت بيشتر و زيست شناسان بر اين عقيده اند حيا، عاملي در درون انسان ها است كه به دو صورت باز دارند و هدايت كننده ايفاي نقش مي كند، بنابراين حيا را تعديل كننده غرايز و ضامن اجراي قوانين اجتماعي و اخلاقي مي دانند.

اما دو ديدگاه انحرافي كه در مورد زن و حقوق مطرح استك 1- طالبان: كه بر اين عقيده اند بزرگترين وظيفه زن تربيت فرزند خوب است؛ لذا كار كردن در بيرون منزل به اين وظيفه او صدمه زده و او را به فساد مي كشاند.

و فمنيست كه در ابتدا خواهان رفع تبعيض عليه زنان بود، اما پس از چندي ماهيت اصلي خود را نشان داد و اين دفاع به يك تهاجم همه جانبه بر امور فطري زن تبديل گشت، از جمله جريان هاي اين گروه، فمنيست راديكال، ماركسيستف سوسياليست، ليبرال مي توان اشاره كرد.

آنچه مسأله برانگيز است، اين ديداهها به فلسفه پوشش دست يافتند يا خير؟ آنچه مسلم است فمنيسم چيزي جز تباهي و نابودي عفاف براي زن غربي به ارمغان نياورد، اين در حالي است كه طبق رويكرد اسلام تشابه زن و مرد ارزشمند باشد و اين در كنار يكديگر بودن آن و براي هم بودنشان سبب تعالي روح و آرامش مي شود، اما در اين ديدگاه تشابه به تساوي بدل گشت. از مهمترين اهدافي كه در اين رابطه تلاش كردند: 1- دريافت حقوق مساوي، 2- نفي تحقير زنان، 3- كسب حقوق مساوي..

اين گروه در بين بسياري از زنان ناآگاه رخنه كردند و سبب بي حجابي و بي بندوباري و رهايي از خانواده شدند.

از اين مهمترين علل ضعف حجاب وجود سازمان هايي كه از سوي غرب جهت ترويج فساد و برهنگي فعاليت مي كنند. در رنسانس علمي فرهنگي غرب نظريه پردازان اعلام كردند كه منشأ همه جنايت هاي بشري محدوديت قواي جنسي است.

خودباختگي و خلأهاي رواني از ديگر عوامل ضعف حجاب به شمار مي رود. همچنين ناآشنايي بسياري از جوانان از حدود پوشش و فلسفه آن، سستي و تزلزل خانواده ها، تأخير در ازدواج همه از علت هايي است كه جوانان را به سوي اين معضل رهسپار مي كند.

لكن پيامد اين بدحجابي چه مي تواند باشد؟ سقوط شخصيت زن، افزايش التهاب و بيماري هاي رواني و جسماني، ضايع شدن حق همسر، تزلزل خانواده، بلوغ زودرس جنسي، عقاب آخرت، تضعيف ارزش هاي تعالي همه از آثار سوء بدحجابي است.

آخر سنخن، حال چه بايد كرد و راهكار چيست؟ 1- تقويت ايمان به خدا، 2- احياء فرهنگ اصيل اسلامي، 3- شناساندن الگوي والا براي جوانان به جاي الگوهاي پوچ و تهي.

و اما نتيجه بحث آن است براي جلوگيري از آسيب هاي جدي اولين كار فرهنگ سازي ديني است؛ اين مسئله به وسيله شناخت دقيق از قرآن و دستورات ديني و رشد و بالندگي فكري ميسر خواهد شد؛ همچنين احياء فرهنگ اصيل اسلامي و فراخواني زن مسلمان به تعقل و دريافتن ارزش ها و داشتن روحيه تعبد و تعهد نسبت به اين ارزش ها و شناساندن الگوهاي والا كه در ساختار روحي و رفتار نقش بسزايي دارد، نهادينه كردن حبّ واقعي كه همان حبّ الهي و حبّ اهل بيت (ع) كه محتواي حب راستين حب، متابعت و پيروي از محبوب است كه خداوند فرمودند: «قُلْ إنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ ا... فَاتَّبعوني...» ؛ (اي پيامبر)، بگو اگر خداوند را دوست مي داريد، از من پيروي كنيد.

ان شاء ا... بتوانيم همچنان كه خداوند عظيم الشأن خواستار است، باشيم و در همين گام برداريم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :