دوشنبه - 2017 دسامبر 11 - 23 ربيع الاول 1439 - 20 آذر 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 193919
تاریخ انتشار : 3 آبان 1395 10:36
تعداد مشاهدات : 152

سلسله مباحث طلبه انقلابی و انقلابی ماندن

مدرسه علمیه زهرای اطهر (س)

با توجه به تقارن ایام محرم و محتوای سلسله مباحث انقلابی شدن و انقلابی ماندن، در این جلسه به بررسی شخصیتهای انقلابی هر دو طیف در روز عاشورا خواهیم پرداخت: بر همین اساس چهار دسته بودند که علیرغم دعوت امام حسین علیه السلام نتوانستند برای جهاد در رکاب ایشان لبیک بگویند.

بسم الله الرحمن الرحیم

سلسله مباحث انقلابی شدن و انقلابی ماندن

با توجه به تقارن ایام محرم و محتوای سلسله مباحث انقلابی شدن و انقلابی ماندن، در این جلسه به بررسی شخصیتهای انقلابی هر دو طیف در روز عاشورا خواهیم پرداخت:

بر همین اساس چهار دسته بودند که علیرغم دعوت  امام حسین علیه السلام نتوانستند برای جهاد در رکاب ایشان لبیک بگویند.

1.      دسته اول  چون بعد از رحلت پیامبر ( ص ) دنیاگرایی ، رذیله مردم شد،این دسته شکل گرفتند لذا در معرکه کربلا کسانی که مجذوب دنیا بودندو چیزی را غیر از دنیا نمی دیدند و جاذبه دنیا آنقدر برایشان اهمیت داشت مشمول جذبه های امام معصوم علیه السلام نشدند و نگاه ولایی امامِ دهه 60 هجری در آنها اثر نکردلذا اولین دسته،کسانی بودند که مجذوب دنیا بودند و چیزی را غیر از دنیا نمی دیدند ؛ مثلا تاریخ نقل می کند که برخی از ترس جان به سپاه دشمن گرویدند  اینان از ترس اخطارهای ابن سعد که اگر به ما ملحق نشوید جان خانواده هایتان در خطر خواهد بود حتی برای برداشتن شمشیرهایشان به منازل خود رجوع نکردند و با چوب و سنگ از همان محل کسب خود فوج به فوج  به عبیدالله بن زیاد ملحق می شدند حتی داریم 24 نفر ازهمین افراد از شدت عجله از روی پل بین کوفه وکربلا به داخل آب افتادند، این افراد مجذوب دنیای خویش شدند برخی دنیایشان جانشان بود برخی فرزندان برخی مال و .... که در قران در سوره انفال نیز به آن اشاره شده که  أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ: اموال و فرزندان شما فقط مايه آزمايش شمايند. تازه این افراد اغلبیت کسانی بودن  که طالب و اسباب آمدن امام به کوفه شدند و  برای امام نامه نوشتند در تاریخ طبری جلد 4 آمده است که افرادی مانند شبث بن ربعی، حجار بن ابجر، یزید بن حارث بن رویم، عروه بن قیس، عمرو بن حجاج زبیدی و محمد بن عمرو تیمی برای آن حضرت نامه نوشتندکه: أَمَّا بَعْدُ فَقَدِ اخْضَرَّ الْجَنَّاتُ وَ أَیْنَعَتِ الثِّمَارُ وَ أَعْشَبَتِ الْأَرْضُ وَ أَوْرَقَتِ الْأَشْجَارُ فَإِذَا شِئْتَ فَأَقْبِلْ عَلَى جُنْدٍ لَکَ مُجَنَّدَهٍ وَ السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ وَ عَلَى أَبِیکَ مِنْ قَبْلِک ، باغ ها سرسبز گشته و میوه ها رسیده است، پس هرگاه که اراده کردی بیا که سربازان آماده برای یاری تو در انتظار نشسته اند.لیکن برخی از آنان مانند شبث بن ربعی، در روز عاشورا فرمانده نیروهای پیاده لشکر دشمن (شمر ابن ذالجوشن) شدند .

مقام معظم رهبری( مدظله العالی ) می فرمایند : خواصِ طرفدارِ حق، دو نوعند. يك نوع كسانى هستند كه در مقابله با دنيا، زندگى، مقام، شهوت، پول، لذّت، راحت، نام و همه ى متاعهاى خوبْ قرار دارند. اينهايى كه ذكر كرديم، همه از متاعهاى خوب است. همه اش جزو زيباييهاى زندگى است. «مَتاعُ الْحَياةِ الُّدنْيا.» «متاع»، يعنى «بهره». اينها بهره هاى زندگى دنيوى است. در قرآن كه مى فرمايد «مَتاعُ الْحَياةِ الُّدنْيا»، معنايش اين نيست كه اين متاع، بد است؛ نه. متاع است و خدا براى شما آفريده است. منتها اگر در مقابل اين متاعها و بهره هاى زندگى، خداى ناخواسته آن قدر مجذوب شديد كه وقتى پاىِ تكليفِ سخت به ميان آمد، نتوانستيد دست برداريد، واويلاست! اگر ضمن بهره بردن از متاعهاى دنيوى، آن جا كه پاى امتحان سخت پيش مى آيد، مى توانيد از آن متاعها به راحتى دست برداريد، آن وقتْ حساب است.

معظم له در ادامه به تشریح این دوقسم از خواص جامعه می پردازند و وقتی به نوعِ خوبِ خواصِ طرفدارِ حق می رسند می فرمایند :

 اگر در جامعه اى، آن نوعِ خوبِ خواصِ طرفدارِ حق؛ يعنى كسانى كه مى توانند در صورت لزوم از متاع دنيوى دست بردارند، در اكثريت باشند، هيچ وقت جامعه ى اسلامى به سرنوشت جامعه ى دوران امام حسين عليه السّلام مبتلا نخواهد شد و مطمئنّاً تا ابد بيمه است. اما اگر قضيه به عكس شد و نوع ديگرِ خواصِ طرفدار حق - دل سپردگان به متاع دنيا. آنان كه حق شناسند، ولى درعين حال مقابل متاع دنيا، پايشان مى لرزد - در اكثريت بودند، وامصيبتاست!

2.      دسته دوم کسانی بودند که اهل فرقان و تمیز حق از باطل نبودند ودر واقع فاقد بصیرت لازم بودند. نمی توانستند حق و باطل را از هم تشخیص دهند کسانی که بصیرت نداشتند. مانند عبیدالله ابن حرجوفی، که امام به او فرمود عبدالله توکه عمری به سیره عثمان بودی وخطا بسیار نمودی اینک فضای الهی برای تطهیر از گناهان گذشته تومهیا شده که با یاری ما خط بطلان به کاستی های خود بکشی ولی عبدالله نپذیرفت ، این اوج حماقت بود که انسان وعده تطهیر از گناهان را از امام معصوم بشنود لیکن بی خردانه از کنار آن بگذرد، این دعا را هرگز در هیچ لحظه ای ترک نکنیم که اللهم جعل عواقب امورنا خیرا .

ودقیقا ً یاران سیدالشهداء به جهت داشتن این گزینه یعنی بصیرت ، موفق به معرفت امام زمان خود و بالطبع تبعیت از ایشان شدند پس داشتن نگاه بصیرت محور در کارزار امتحانات الهی بسیار مهم است وازآنجایی که تشخیص تکلیف به موقع از شاخصه های بصیرت است افرادی نظیر حر بن یزید ریاحی به زیبایی آن را به نمایش گذاشتند یا الحاق به موقع زهیر ابن قین عثمانی به سپاه اباعبدالله علیه السلام . که سپاهیان ابن سعد فاقد آن بودند.

یا طبق فرمایش رهبری معظم قیام توابین چون به موقع نبود و به موقع به امام ملحق نشدند علی رغم اینکه بیش از شهدای کربلا کشته دادن و هدفشان خونخواهی حسین ابن علی ع بود ولی یک سوم اثر شهدای کربلا را در تاریخ و تا به امروز نداشته اند چون حضور و حرکت آنان در جای خود محقق نشده است لذا بی اثری آنها مشهود است.

3.      دسته سوم علی رغم داشتن سابقه همراهی اهل بیت ع در معرکه امتحان اصلی لغزیدند و در زمره کسانی هستند که برای الحاق به قیام امام حسین علیه السلام شرط می­گذاشتند و به زعم خود تا جایی امام را همراهی می کردند که خود را منشأ اثر می دانستند حالا مرجع تشخیص این اثر بخشی چه کسی بوده است محل سوال می باشد زیرا اگر امام، مرجع تشخیص بوده پس امثال ضحاک ابن عبدالله مشرقی به محض دعوت سیدالشهداء می بایست به قیام ملحق میشدند نه اینکه در مقابل پیشنهاد امام حسین ع بگویدیا حسین من در جنگ شرکت می کنم لیکن به محض اینکه متوجه بی اثری خود بشوم مبارزه را رها خواهم کرد واگر حسین مرکز تشخیص آنان به عنوان ولی ّ زمان نبوده است اساس الحاق آنان زیر سوال است این عده به خودشان حق می دادند که در مقابل یاری امام علیه السلام شرط تعیین کنند.و البته طبق آیه 180 آل عمران  (ما كان اللّه لیذر المؤمنین علی ما انتم علیه حتی یمیز الخبیث من الطیب)چنین نیست كه خداوند مؤمنین را به همان صورتی كه شما هستید بگذاردوآنان را تصفیه نكند, مگر آنكه خبیث را از طیب جدا كند)). لذا زمینه های جداسازی و غربال انسانهای خوب و بد و نمایان شدن چهره های استوار مانند حبیب ابن مظاهر و سست بنیان هایی مانند شمر که روزگاری جانباز امیرالمومنین ع در جنگ صفین بود جزیی از وعده های الهی است

 اما از آنجا که امام جایگاه حنانیت خداوند بر روی زمین است و خواستِ قلبیش هدایت عموم مردم است و دقیقاً از همین حیث، ولو با تحت الشعاع قرار دادن احساسات ایشان  اسباب هدایت آنان را در ذهن دارد و برای هرحرکتی حتی نماز خواندن، هدایت مردم اولین شاخصه فکری اوست لذا موعد نماز، دستور دادند زُهير بن متن بجلي و سعيد به عبدالله حنفي، جان خویش را سپر ادای فریضه واجبی نمایند که از الزامات تحقق تنهی عن الفحشاءوالمنکر می باشد شاید از این صحنه کسی هدایت شود.

 یا امام که دارای علم لدن هستند مطلع از نحوه شهادت شش ماهه خود نبودند؟قطعاً مطلع بودند اما مسیر شهادت علی اصغر ع را مسیر هدایت برخی از انسانها تلقی نمودند که شاید برخی با دیدن آن صحنه هدایت شوند. باید بدانیم که ما در این موقعیتها امتحان می شویم ، چون انسان مجذوب مال و فرزند می شود خدا به وسیله آنها او را امتحان می کند. وقتی انسان مجذوب دنیا شود و بصیرت نداشته باشد به ناچار شرط گذاشتن برای امام به دنبالش می آید. پس برخی نیز چون مجذوب دنیا بودند از نعمت بصیرت محروم شدند وچون فاقد فرقان بودند در لحظه های حساس از روی بی خردی نیز حتی برای امام معصوم ع شرط می گذارند.

4- دسته چهارم دسته ای هستند که به طریق اولی نسبت به دیگران به احوالات امام خویش واقفند ودر مسیر کسب شناخت ولایت کوتاهی نکرده اند لیکن کسب شناخت تنها مولفه امام شناسی نیست بلکه باید در کنار شناخت به کسب معرفت نیز همت گمارد چرا که شناخت صرفاً دریافت علم است ولی مسیر معرفت ، در واقع علم آگاهانه و کاربردی می باشد. این دسته نیز افرادی را در خود جای داده که علی رغم داشتن سبغه عالی از نمره آوردن در امتحان نهایی محروم بودندکسانی که هرچند امام هم جزیی از زندگی آنان بود ولی در اولویت زندگی آنان محسوب نشدند  افرادی نظیر حسان ابن ثابت در زمان امیرالمومنین ع که شاعری بود فی البداهه گو در غدیر غم در مدح ومنقبت امیرالمومنین ع در محضر پیامبر اسلام شعر گفت و رسول خدا را مشعوف کرد لیکن پس از پیامبر مشمول تطمیع عثمان شد و از علی( ع) اعراض کرد یا طرماح بن عدی طائی که از شاعران و واعظین ممتاز بود ولی وقتی از کوفه به قصد تهیه آذوقه برای خانواده اش به سمت یمن می رفت در مسیر سیدالشهداء را دید و امام از او دعوت به همراهی در قیام کردند ولی او ضمن کسب اجازه از امام وعده داد که به محض رساندن آذوقه به خانواده اش به کربلا ویاری امام خواهد برگشت امام به ایشان فرمودند زود برگرد ، تاریخ می گوید طرماح وقتی برگشت فاجعه کربلا تمام شده بود واو تا مدتها می گریست وقتی محضر امام سجاد ع حاضر شد وعلی ابن الحسین ع واقعه رفتنش را شنید فرمود که طرماح پدرم وقتی گفت زود بیا یعنی نرو ولی تو اصل مطلب را نگرفتی .

بنابراین امام اولویت زندگی طرماح نبود هرچند دل در گرو امام نیز داشت اما چون اولویت او دنیایش بود فاقد بصیرت شد و هرچند برای امام خویش شرط نگذاشت ولی اذن گرفتن بی موقع او ضعف در بصیرتش را نشان داد و  زن و فرزند خود را در اولویت قرار داد.

سوال : چرا مسلم قبل از امام و از طرف امام حسین علیه السلام به کوفه رفتند؟ مگر از مردم کوفه شناخت نداشتند؟

جواب : هم امام حسین علیه السلام و هم مسلم،  مردم را خوب می شناختند، مسلم به عنوان سفیر و نماینده امام علیه السلام وظیفه خود می داند که امر امامش را اطاعت کند. امام حسین علیه السلام هم امام است، رأفت و رحمت ولایی دارد، تا جایی که می تواند می خواهد ولو یک نفر هم شده هدایت شود. از طرفی امام معصوم برای اتمام حجت به مردم آن زمان و روشنگری در تاریخ برای آیندگان باید درست ترین عمل ممکن را انجام دهد. ضمن اینکه تبعیت از امام و دستور او اسبابی جهت غربال انسانها است که ما به وضوح در تاریخ کربلا دیدیم که چگونه برخی از گردونه انتخاب افتادند ودر امتحان الهی شکست خورده و برخی پیروز شدند این سوال دقیقا عین این است که بگوییم مگر امام نمی دانستند چه وقایعی در کربلا منتظر ایشان است پس چرا به سمت کربلا رفتند.

اینجا این سوال پیش می آید فکرکنید اگر امام به وسیله مسلم پاسخ نامه مردمان کوفه را نمی دادند امروز تاریخ چه نتیجه ای از امام و شخصیت او معرفی می کرد ؟

بنابراین امام فارغ از قوه فراطبیعی موجود در خود باید عین مردم ودر میان مردم زندگی کند لذاست که امام حسین ع علی رغم دانستن آینده رفتن مسلم به کوفه و ... ولی در سیر طبیعی، مردم را و تاریخ را متوجه اشتباه آنان و رافت اسلامی خود با فرستادن سفیر به آنجا میکند .    

انشاالله توانسته باشیم با تشریح طیف فکری در زمان سیدالشهداء ع و بررسی چهره های شاخص آن زمان ، تلنگری برای بهتر ماندن در مسیر اهل بیت علیهم السلام را مد نظرمان ترسیم و برای تعالی آن به عملیاتی نمودن آن اهتمام بورزیم.

والسلام علیکم و رحمه ا... و برکاته


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :