شنبه - 2017 نوامبر 18 - 29 صفر 1439 - 27 آبان 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 193025
تاریخ انتشار : 19 مهر 1395 8:25
تعداد مشاهدات : 87

عیب جوئی از دیدگاه قرآن و سنت و پیامدهای فردی و اجتماعی آن

در ابتدا معني لغوي و اصطلاحي مرتبط با آن را مورد بحث و بررسي قرار مي دهيم و واژه های عيب جويي، لمزه، حمزه، حسد، بررسی شده است سپس عیب جویی از دیدگاه فرهنگ اسلامی، قرآن روایات معتبر، علم و ادبیات بررسی می کنیم و دربارة ظن که آن هم سوء ظن قرآن سفارش اجتناب آن را کرده است می پردازیم به دنبال آن قرآن فرموده ولاتحبسوا به دنبال عیوب مسلمانان نباشید و اموری را که صاحبان آن می خواهند پوشیده بماند آن را فاش نکنید به دنبال آن به پرده پوشی خدای تعالی و این که هیچ انسانی منزه از عیوبی نیست با توجه به این موضوع هیچ وقت اجتماعی تشکیل نمی شد و به دنبال آن به سفارش قرآن که فرموده است به دنبال خوردن گوشت برادر مردة خود نباشید چرا که ابا از این کار دارید و با آبروی برادر دینی خود بازی نکنید و سوالی را که در این زمینه قرآن مطرح فرموده است که آیا دوست دارید که زشتی ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد پس منتظر عذاب دردناکی که در دنیا و آخرت در نظر گرفته شده است باشید. و باز به سفارش قرآن که می فرماید که سرّ مردمان را فاش نکنید با توجه به اینکه خودتان دیده اید چه برسد به اینکه بخواهید به آنها کار انجام نداده را تهمت بزنید. و قرآن می فرماید که با نیش زبان و حرکات دست و چشم و ابرو در پشت سر و پیش رو دیگران را استهزاء نکنید که برای تأیید این فرمایش قرآن رجوع به آیه بشود که در سورة حجرات آمده است که ای کسانی که ایمان آورده اید مبادا قومی قوم دیگر را مسخره کند شاید آنان بهتر از ایشان باشند. لازم به ذکر است که بدانیم تا اینجا به این مطالبها پرداختیم در این مبحث و به دنبال آن برای اینکه بهتر از این مطلب را شکافته و از معایب و مضرات آن آگاه شویم و راه های جلوگیری از شیوع آن را بیان می نماییم این است که قرآن به دنبال آن می فرماید میان خودتان عیبجویی نکنید و یکدیگر را با لقب های بد بخوانید زیرا فسق بعد از ایمان بد رسمی است و عیب جویی از دیگران آنان را به فکر انتقام انداخته و آنها نیز عیب ترا می گویند (پس نقل عیب دیگران در آینده کشف عیب خود است و انسان نباید عیب جویی کند بلکه باید با بیان مشفقانه و توأم با محبت او را متنبه سازد تا هم آبروی او را از بین نبرد و هم احساساتش را جریحه دار نکند زیرا مؤمن باید مانند آئینه باشد و زشتی ها و زیبایی های برادر دینی خود را نشان بدهد منتهی به خود او نه دیگران و به همان اندازه نه بزرگتر از حد واقعی آن و نیز همراه آن خوبیهای او را نیز نشان بدهد. پس ای جان برادر: تا توانی عیب دیگران مگو و از عیب خود غافل مشو، که اگر آدمی از عیوب خود غافل شود در صدد اظهار عیوب مردمان برآید. و این مبحث تشکیل شده از چهار فصل است که در فصل اول کلمة عیب جویی از دیگاه قرآن و روایات و عیب جویی در ادعیه و ادبیات و در حاشیة آن صحبت شده است و در فصل دوم: علل و ریشه های عیب جویی بحث شده است و در فصل سوم علل عیب جویی بررسی شده است که اولین علت عیب جویی می تواند تشفی خاطر باشد به خاطر این که از او ناراحت شده است و بعد حسادت است که حسود در مقام عناد و ضدیّت با طرف مقابل در می آیند حتی به خداوند هم اعتراض می کنند و برای نعمت های خدا دشمنی می کنند در روایت که آورده ام در بحث آمده است که حسود در آسایش نخواهد بود چرا که پیوسته به مشاهده نعمت هایی که دیگران از آن برخوردارند در رنج و عذاب است و در روایت دیگر آمده است که آفت دین حسد و عجب و فخر است (که لازم به مواظبت به این امور است) در فصل پایانی این مبحث در بیان پیامدهای عیب جویی آمده است که هر یک از رذایلی که رب العالمین انسان را از آن برحذر داشته و به واسطة اثرات معکوس است که در انسان دارد با اشاره به پیادمدهای فردی و اجتماعی و در نهایت به ابطال هویت شخصیتی فردی و اجتماعی بیان شده است و به تجربه ثابت است که هر که بنای عیب جویی مردم نهاد و ایشان را رسوا کرد دیگران را نسبت به خود بی اعتماد ساخته است و از صلاحیت داشتن آثار صالحی که از هر کس توقعش می رود ساقط می کند به دنبال این قضیه فساد اجتماعی حاصل می شود و عیب جویی از گناهانی است که به روابط اجتماعی لطمه زده و جامعه را از مسیر الی الله خارج نموده و به سمت فساد می کشاند لذا برای درمان آن باید کوشا باشیم که در این مبحث به آن پرداخته ام.
در ابتدا معني لغوي و اصطلاحي مرتبط با آن را مورد بحث و بررسي قرار مي دهيم و واژه های عيب جويي، لمزه، حمزه، حسد، بررسی شده است سپس عیب جویی از دیدگاه فرهنگ اسلامی، قرآن روایات معتبر، علم و ادبیات بررسی می کنیم و دربارة ظن که آن هم سوء ظن قرآن سفارش اجتناب آن را کرده است می پردازیم به دنبال آن قرآن فرموده ولاتحبسوا به دنبال عیوب مسلمانان نباشید و اموری را که صاحبان آن می خواهند پوشیده بماند آن را فاش نکنید به دنبال آن به پرده پوشی خدای تعالی و این که هیچ انسانی منزه از عیوبی نیست با توجه به این موضوع هیچ وقت اجتماعی تشکیل نمی شد و به دنبال آن به سفارش قرآن که فرموده است به دنبال خوردن گوشت برادر مردة خود نباشید چرا که ابا از این کار دارید و با آبروی برادر دینی خود بازی نکنید و سوالی را که در این زمینه قرآن مطرح فرموده است که آیا دوست دارید که زشتی ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد پس منتظر عذاب دردناکی که در دنیا و آخرت در نظر گرفته شده است باشید. و باز به سفارش قرآن که می فرماید که سرّ مردمان را فاش نکنید با توجه به اینکه خودتان دیده اید چه برسد به اینکه بخواهید به آنها کار انجام نداده را تهمت بزنید. و قرآن می فرماید که با نیش زبان و حرکات دست و چشم و ابرو در پشت سر و پیش رو دیگران را استهزاء نکنید که برای تأیید این فرمایش قرآن رجوع به آیه بشود که در سورة حجرات آمده است که ای کسانی که ایمان آورده اید مبادا قومی قوم دیگر را مسخره کند شاید آنان بهتر از ایشان باشند. لازم به ذکر است که بدانیم تا اینجا به این مطالبها پرداختیم در این مبحث و به دنبال آن برای اینکه بهتر از این مطلب را شکافته و از معایب و مضرات آن آگاه شویم و راه های جلوگیری از شیوع آن را بیان می نماییم این است که قرآن به دنبال آن می فرماید میان خودتان عیبجویی نکنید و یکدیگر را با لقب های بد بخوانید زیرا فسق بعد از ایمان بد رسمی است و عیب جویی از دیگران آنان را به فکر انتقام انداخته و آنها نیز عیب ترا می گویند (پس نقل عیب دیگران در آینده کشف عیب خود است و انسان نباید عیب جویی کند بلکه باید با بیان مشفقانه و توأم با محبت او را متنبه سازد تا هم آبروی او را از بین نبرد و هم احساساتش را جریحه دار نکند زیرا مؤمن باید مانند آئینه باشد و زشتی ها و زیبایی های برادر دینی خود را نشان بدهد منتهی به خود او نه دیگران و به همان اندازه نه بزرگتر از حد واقعی آن و نیز همراه آن خوبیهای او را نیز نشان بدهد. پس ای جان برادر: تا توانی عیب دیگران مگو و از عیب خود غافل مشو، که اگر آدمی از عیوب خود غافل شود در صدد اظهار عیوب مردمان برآید. و این مبحث تشکیل شده از چهار فصل است که در فصل اول کلمة عیب جویی از دیگاه قرآن و روایات و عیب جویی در ادعیه و ادبیات و در حاشیة آن صحبت شده است و در فصل دوم: علل و ریشه های عیب جویی بحث شده است و در فصل سوم علل عیب جویی بررسی شده است که اولین علت عیب جویی می تواند تشفی خاطر باشد به خاطر این که از او ناراحت شده است و بعد حسادت است که حسود در مقام عناد و ضدیّت با طرف مقابل در می آیند حتی به خداوند هم اعتراض می کنند و برای نعمت های خدا دشمنی می کنند در روایت که آورده ام در بحث آمده است که حسود در آسایش نخواهد بود چرا که پیوسته به مشاهده نعمت هایی که دیگران از آن برخوردارند در رنج و عذاب است و در روایت دیگر آمده است که آفت دین حسد و عجب و فخر است (که لازم به مواظبت به این امور است) در فصل پایانی این مبحث در بیان پیامدهای عیب جویی آمده است که هر یک از رذایلی که رب العالمین انسان را از آن برحذر داشته و به واسطة اثرات معکوس است که در انسان دارد با اشاره به پیادمدهای فردی و اجتماعی و در نهایت به ابطال هویت شخصیتی فردی و اجتماعی بیان شده است و به تجربه ثابت است که هر که بنای عیب جویی مردم نهاد و ایشان را رسوا کرد دیگران را نسبت به خود بی اعتماد ساخته است و از صلاحیت داشتن آثار صالحی که از هر کس توقعش می رود ساقط می کند به دنبال این قضیه فساد اجتماعی حاصل می شود و عیب جویی از گناهانی است که به روابط اجتماعی لطمه زده و جامعه را از مسیر الی الله خارج نموده و به سمت فساد می کشاند لذا برای درمان آن باید کوشا باشیم که در این مبحث به آن پرداخته ام.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :