پنج شنبه - 2017 نوامبر 23 - 5 ربيع الاول 1439 - 2 آذر 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 191033
تاریخ انتشار : 24 شهریور 1395 1:34
تعداد مشاهدات : 162

مدرسه علمیه حضرت ولی عصر (عج)

جایگاه رزق در زندگی از منظر اسلام

تعریف رزق، اقسام رزق و فلسفه وسعت و تنگی رزق از منظر آیات و روایات تبیین شده است.


خداى متعال در قرآن كريم فرموده است: «وَ ما مِنْ دابَّهًْ فِى الاَرْضِ اِلاَّ عَلَى الله رِزْقُها وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها كُلُّ فى كِتابٍ مُبينٍ»

«و هيچ جنبنده‏اى در زمين نيست مگر اينكه روزى او بر خداست! و قرارگاه و محل نقل و انتقالش را مى‏داند همه اينها در كتاب آشكارى در لوح محفوظ، كتاب علم خدا ثبت است». (هود ـ 6)


از آنجايى كه زندگى انسان منحصر در اين عالم مادى نيست و اين دنيا مرحله‏اى از حيات بشر را تشكيل مى‏دهد و مراحل ديگرى در زندگى انسان وجود دارد كه عبارتند از: مرحله برزخ، مرحله قيامت و بهشت يا دوزخ، لذا در تقسيم رزق بايد توجه داشت كه آنچه خداوند متعال براى انسان ها از رزق و روزى مقدّر داشته است منحصر در عالم دنيا نخواهد بود و عالم برزخ و عالم آخرت را نيز شامل مى‏شود.


با دميده شدن نفخه الهى در كالبد انسان همچنان كه قرآن كريم مى‏فرمايد:

«وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ روُحى» «و از روح خود در او دميدم» (حجر ـ 29)

زندگى انسان به زندگى مادى و معنوى و حيات او به حيات دنيايى و آخرتى تقسيم مى‏شود، و هر كدام از اين مراحل خواسته‏ ها و اقتضائاتى دارد كه خداوند متعال كه رازق تمامى موجودات است و

به قول قرآن كريم در سوره مباركه ذاريات: «ِاِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّه ًْالْمَتِين» «به درستى يگانه رزاق و داراى قوت و متانت خداست» (ذاریات ـ 58)

به اين خواسته‏ ها و نيازها پاسخ مناسب داده است.


تعریف رزق
جوهرى مى‏نويسد: «الرزق ما ينتفع به و الجمع الارزاق و الرزق العطأ»

«رزق چيزى است كه از آن نفع برده مى‏شود و جمع آن ارزاق است. رزق عطا بخشش است» (جوهری، صحاح اللغهًْ، جزء چهارم ماده رزق، ص 1481)

راغب اصفهانى مى‏گويد: رزق بخشش مداوم و پيوسته است كه گاهى دنيوى و زمانى اخروى است.
و گاهى نصيب و بهره را نيز رزق مى‏گويند. و همچنين به چيزى كه به معده مى‏رسد و با آن تغذيه مى‏شود رزق مى‏گويند.

ايشان براى موارد مختلف مثال مى‏زنند:


الف) رزق الجند: يعنى جيره و حقوق سربازان (رزق مادى)


ب) رُزِقْتُ عِلْماً: از نظر دانش بهره‏مند شدم (رزق معنوى)


ابن منظور در لسان العرب آورده است که معناى رزق شناخته شده است و ما دو نوع رزق داريم:


1. نوع اول رزق ظاهرى است، مثل اقوات و غذاها كه براى بدن و جسم مى‏باشد.


2. نوع دوم رزق باطنى است، مانند معارف و علوم كه غذاى قلب و جان مى‏باشد. (ابن منظور، لسان العرب ،ج 3، ص 66)


اقسام رزق
رزق خداوند همانند رحمت او عام و خاص دارد، رزق خاص شامل مؤمنين و خداپرستان مى‏شود از راه حلال به دست مى‏آيد.
و رزق عام همه انسان ها و مخلوقات را در بر مى‏گيرد خواه ظالم باشند يا كافر باشند يا غاصب، و

لذا مرحوم علامه طباطبايى مى‏فرمايد: رزق عطيه است و رحمت است و همانطور كه رحمت خدا دو قسم است: 1- رحمت عمومى 2- رحمت خاصه. رزق هم دو قسم است: رزق عمومى و رزق خاصه.


الف) رزق عمومى عطيه عام الهى است و تمامى روزى خواران را در بقاى هستى امداد مى‏كند.


ب) رزق خاص است كه در مجراى حلال واقع مى‏شود. هم رحمت و هم رزق چه عمومى و چه خاصه مكتوب و مقدّر است. (الميزان، ج 3، ص 141)
 

فرق رحمت و رزق
با مطالعه در معناى رحمت به اين نتيجه مى‏رسيم كه كلمه رحمت در مواردى به معناى رزق و در مواردى به معناى نعمت استعمال مى‏شود. و در مواردى نيز به معناى عفو و غفران مى‏آيد.
گاهى (رحمت) در نزد مفسرين به نبوت تفسير شده است.


طريحى در مجمع البحرين مى‏گويد: رحمت در استعمال مردم عرب زبان به معناى دل نازكى و مهربانى است و در مورد خداوند به معناى مهربانى و نيكى كردن و رزق دادن و احسان نمودن مى‏آيد. (طریحی، مجمع البحرين ، ج 2، ص 686)


در بعضى از آيات نيز در مورد عفو و غفران به كار رفته است. به طور مثال در آيه «إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِين» «چون رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است». (اعراف ـ 56) به معناى عفو خداوند و غفران او مى‏باشد.


ابن منظور از قول ازهرى و او از عكرمْة نقل مى‏كند كه (رحمت)گاهى به معناى رزق مى‏آيد.
از جمله در آيه «وَ إِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّکَ تَرْجُوها فَقُلْ لَهُمْ قَوْلاً مَيْسُوراً» «و هر گاه از آنان [ مستمندان ] روی برتابی، و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشی (تا گشایشی در کارت پدید آید و به آنها کمک کنی)، با گفتار نرم و آمیخته با لطف با آنها سخن بگو!» (اسراء ـ 28) رحمت به معناى رزق مى‏باشد.


و در آيه «وَ لَئنِ ‏أَذَقْنَاهُ رَحْمَةً مِّنَّا» (فصلت ـ 50) رحمت به معنى رزق مى‏باشد. و گاهى رحمت به معناى مغفرت مى‏آيد. (ابن منظور، لسان العرب، ج 3، ص52)
امين الاسلام طبرسى در تفسير آيه «أُوْلَئكَ عَلَيهْمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ رَحْمَة» (بقره ـ 157)
مى‏فرمايد: رحمت در اينجا به معناى نعمت است.
ايشان مى‏فرمايد: رحمت به معناى نعمت بر محتاج مى‏باشد و هر شخصى به نعمت خداوند در دنيا و آخرت نيازمند است. (طبرسی، مجمع البيان، ج 1، ص 442)

 

رزق حلال و حرام


الف) رزق حلال
از آيات متعدد قرآن استفاده مى‏شود كه رزق خداوند حلال است.

از جمله در سوره مائده مى‏فرمايد: «وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ الله حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا الله الَّذى أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ» «بخوريد از آنچه خداوند روزى شما كرده است كه حلال و پاكيزه است و نسبت به خدايى كه به او ايمان آورده‏ايد تقوى پيشه كنيد». (مائده ـ 88)


پيامبر اكرم(ص) فرمودند: «فَاِنَّ الله تبارك و تعالى قَسَّمَ الاَرْزاقَ بَيْنَ خَلْقِهِ حَلالاً، وَ لَمْ يُقَسِّمْها حَراماً فَمَنِ اتّقى الله وَ صَبَرَ اَتاهُ الله بِرِزْقِهِ مِنْ حِلِّهِ، وَ مَنْ هَتَكَ حِجابَ السِتْرِ وَ عَجَّلَ فَأَخَذَهُ مِنْ غَيْرِ حِلّهِ قُصَّ بِهِ مِنْ رِزْقِهِ الْحَلالِ وَ حُوسِبَ عَلَيْهِ يَوْمَ الْقِيامَ» «به درستي كه خداوند تبارك و تعالى روزى‏ها را در بين مردم به صورت حلال تقسيم كرده است و به صورت حرام تقسيم نكرده است. پس كسى كه تقواى الهى پيشه كرده و صبر كند، خداوند از راه حلال به او روزى مى‏دهد و كسى كه پرده عفاف را پاره كرده و عجله كند و از راه غير حلال رزق خود را به دست آورد در مقابل از رزق حلال او كاسته مى‏شود و در قيامت نيز محاسبه مى‏شود». (شیخ حرعاملی، وسائل الشيعه، ج 12، ص 27)


ب) رزق حرام


قال الرضا(ع): « اتَّقِ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ وَ أَجْمِلْ فِي الطَّلَبِ وَ اخْفِضْ فِي الْكَسْبِ وَاعْلَمْ أَنَّ الرِّزْقَ رِزْقَانِ فَرِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ يَطْلُبُكَ فَأَمَّا الَّذِي تَطْلُبُهُ فَاطْلُبْهُ مِنْ

حَلالٍ فَإِنَّ أَكْلَهُ حَلَالٌ إِنْ طَلَبْتَهُ فِي وَجْهِهِ وَ إِلاّ أَكَلْتَهُ حَرَاماً وَ هُوَ رِزْقُكَ لابُدَّ لَكَ مِنْ أَكْلِهِ».

«امام رضا (ع) مي فرمايند: در طلب رزق تقوا پيشه كن و به اختصار راضي باش و در كسب مال، دستِ پايين را بگير و بدان كه رزق دو نوع است؛ رزقي كه به دنبال تو است و رزقي كه تو به دنبال آن هستي، پس آن رزقي كه تو به دنبال آن هستي، از طريق حلال آن را دنبال كن كه اگر آن را از راه درست طلب كرده باشي برايت حلال است و إلاّ اگر از راه حرام به دست آورده باشي، استفاده از آن حرام است، از طرفي آن رزق تو است - چه حلال، چه حرام - و حتماً تو از آن استفاده خواهي كرد». (محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج 13، ص 27)


توجه بفرمایید چگونه حضرت رضا(ع) در آخر اين روايت تأكيد مي كنند آن رزقي هم كه به صورت حرام مصرف كرده اي، چيزي جز رزق تو نبوده است مگر اينكه آن را به صورت حرام به دست آوردي و مصرف نمودي و در نتيجه حالا بايد حساب حرام خواريِ آن را بدهي لذا است كه در حديث ذيل، وجود مقدس پيامبر(ص) ما را متذكر همين نكتة اخير مي كنند و

مي فرمايند:


«أَلا إِنَّ الرُّوحَ الْأَمِينَ نَفَثَ فِي رُوعِي أَنَّهُ لا تَمُوتُ نَفْسٌ حَتَّى تَسْتَكْمِلَ رِزْقَهَا فَاتَّقُوا الله وَ أَجْمِلُوا فِي الطَّلَبِ وَ لا يَحْمِلَنَّكُمُ اسْتِبْطَاءُ شَيْ‏ءٍ مِنَ الرِّزْقِ أَنْ

تَطْلُبُوهُ بِشَيْ‏ءٍ مِنْ مَعْصِيَهًْ اللهِ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لا يُنَالُ مَا عِنْدَهُ إِلاّ بِطَاعَتِهِ، قَدْ قَسَّمَ الْأَرْزَاقَ بَيْنَ خَلْقِهِ فَمَنْ هَتَكَ حِجَابَ السَّتْرِ وَ عَجَّلَ فَأَخَذَهُ مِنْ غَيْرِ حِلِّهِ قُصَّ

بِهِ مِنْ رِزْقِهِ الْحَلَالِ وَ حُوسِبَ عَلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَهًْ».

«بدانيد كه جبرائيل در روح من دميد كه هيچ كس نمي ميرد مگر اينكه رزقش را به طور كامل به دست مي آورد، پس تقواي الهي پيشه كنيد و در طلب رزق، حريص نباشيد و دير رسيدن رزق، شما را جهت به دست آوردن آن به معصيت خدا نيندازد، چرا كه آنچه در نزد خداي تعالي است به دست نمي آيد مگر به طاعت، حقيقت اين است كه خداوند ارزاق را بين خلقش تقسيم نمود، پس هركس به حريم الهي بي حرمتي كند و عجله نمايد و از طريق غيرحلال آن را به دست آورد، رزق حلالش قطع مي شود در حالي كه حساب آن رزق حرام را بايد در قيامت پس دهد». (محدث نوری، مستدرك الوسائل، ج 13، ص 28)
 

مقسِّم رزق
بعضى آيات ديگر اين مطلب را ثابت مى‏كند، تقسيم رزق نيز به دست خداوند مى‏باشد و اوست كه روزى مخلوقات را از روى مصلحت و حكمت براى آنها تعيين كرده و در بين آنها تقسيم مى‏كند. با مطالعه در آيات قرآن كريم و روايات معصومين؛ به اين واقعيت بيشتر پى مى‏بريم. از جمله آياتى كه به اين نكته توجه مى‏دهد، اين آيه شريفه است:


قوله تعالى:

«أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمهًْ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعيشَتَهُمْ فِى الْحَيوْهًْ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ ليتّخذ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيّاً وَ رَحْمَهًْ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ»

«آيا آنان رحمت پروردگارت را تقسيم مى‏كنند؟ ما معيشت آنها را در حيات دنيا در ميانشان تقسيم كرديم و بعضى را بر بعضى برترى داديم تا يكديگر را مسخر كرده و با هم تعاون نمايند؛ و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمع‏آورى مى‏كنند بهتر است!» (زخرف ـ 32)


علامه طباطبايى در تفسير آيه شريفه مى‏فرمايد:

و دليل بر اينكه اختيار ارزاق و معيشت‏ها به دست انسان نيست، اختلاف افراد مردم در دارايى و فقر و عافيت و صحت و اولاد و ساير چيزهايى است كه رزق شمرده مى‏شود، با اينكه هر فرد از افراد بشر را كه در نظر بگيرى مى‏بينى كه او هم مى‏خواهد از ارزاق نهايت درجه‏اش را كه ديگر بيش از آن تصور ندارد دارا باشد. اما مى‏بينيم كه هيچ يك از افراد به چنين آرزويى نمى‏رسند، و به همه آنچه كه آرزومندند و آنچه دوست مى‏دارند نائل نمى‏شوند. از اينجا مى‏فهميم كه ارزاق به دست انسان نيست. چون اگر مى‏بود هيچ فرد فقير و مختلف و متفاوت پيدا نمى‏شد، پس اختلافى كه در آنان مى‏بينيم روشن‏ترين دليل است بر اينكه رزق دنيا به وسيله مشيتى از خدا در بين خلق تقسيم شده نه به مشيت انسان. (الميزان، ج 18، ص 99)


از بعضى روايات استفاده مى‏شود كه خداوند متعال امر دين را به پيامبر(ص) و امر خلق و رزق را خود به عهده گرفته است.


مرحوم مجلسى در (بحارالانوار، ج17، ص 7) از ياسر الخادم نقل مى‏كند كه او مى‏گويد به امام رضا(ع) عرض كردم نظر شما در مورد تفويض چيست؟

حضرت فرمود: خداوند امر دينش را به پيامبر(ص) واگذار كرده است، پس فرمود: «وَ مَا ءَاتَئكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نهَئكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا» «و هر دستورى كه رسول به شما داد بگيريد و از هر گناهى نهيتان كرد آن را ترك كنيد». (حشر ـ 7)


اما امر خلق كردن و روزى دادن را خودش به عهده گرفته است و در قرآن فرموده است «اللَّهُ الَّذِى خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يحُيِيكُمْ  هَلْ مِن شُرَكاَئكُم مَّن يَفْعَلُ مِن ذَالِكُم مِّن شىَ‏ءٍ  سُبْحَنَهُ وَ تَعَلىَ‏ عَمَّا يُشْرِكُون‏» «خدا است آن كسى كه شما را خلق كرد و سپس روزى داد آن گاه همو است كه شما را مى‏ميراند و سپس زنده مى‏كند آيا كسى از خدايان شما هست كه چنين كارها كند، منزه و متعالى است خدا از شركى كه به وى مى‏ورزند». (روم ـ 40)


حضرت على(ع) در جاى ديگر مى‏فرمايد: «و قدّر الارزاق فكثّرها و قلّلها و قسّمها عَلَى الضّيقِ وَ السَّعَة» «روزى انسان‏ها را اندازه‏گيرى و مقدّر فرمود، گاهى كم و زمانى زياد و به تنگى و وسعت تقسيم كرد.» (نهج البلاغه، خطبه 91)
در روايت آمده است كه شخصى به امام صادق(ع) عرض كرد: جعلتُ فداك از خدا بخواه كه مرا از خلقش بى‏نياز كند. امام صادق(ع) در جوابش فرمود: «اِنَّ الله قَسَّمَ رِزْقَ مَنْ شأَ عَلى يَدَىْ مَنْ شأَ وَ لكِنْ أَسْأَلُ الله اَنْ يُغْنِيَكَ عَنِ الْحاجَة الَّتى تَضْطُرُكَ اِلى لِئامِ خَلْقِهِ» «يعنى به درستى كه خداوند رزق را تقسيم كرده است و رزق هر كسى را به دست شخص ديگرى آن طورى كه خودش خواسته است  قرار داده است، و اين طور نيست كه انسان از خلق خدا بى‏نياز باشد. ولى من از خدا مى‏خواهم كه تو را از حاجتى كه سبب شود از روى ناچارى به سوى انسان‏های پست دست دراز كنى بى‏نياز سازد». (بحارالانوار، ج 72، ص 4)

 

فلسفه وسعت و تنگى رزق
در زندگى دنيايى مشاهده مى‏كنيم كه بعضى از انسان‏ها از وسعت رزق و روزى برخوردار هستند و بعضى ديگر در تنگى رزق و سختى زندگى به سر مى‏برند. اولين سؤالى كه به ذهن انسان مى‏رسد اين است: اگر تقسيم رزق به دست خداوند است و خداوند هم عادل است چرا بايد بعضى افراد از نعمت‏هاى سرشارى برخوردار باشند و بعضى ديگر در نهايت فقر و سختى امورات خود را سپرى نمايند؟


از آنجا كه اين مسئله به دست خداوند است و خداوند تقسيم كننده رزق و روزى مى‏باشد ابتدا بايد آيات قرآن را در اين زمينه بررسى كنيم. در قرآن كريم آيات زيادى وجود دارد كه در مورد بسط رزق و تقدير آن بحث كرده است در اينجا به بعضى از اين آيات اشاره مى‏كنيم.


قوله تعالى: «لَهْ مَقاليدُ السَّمواتِ وَ الاَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشأُ وَ يَقْدِرُ اِنَّهُ بِكُلِّ شَئٍ عَليمٌ»


«كليدهاى آسمان ها و زمين از آن اوست. براى هر كس كه بخواهد روزى را گشاده يا تنگ مى‏گرداند. اوست كه بر هر چيزى دانا است». (شوری ـ 42)


امين الاسلام طبرسى مى‏فرمايد: منظور از مقاليد، مفاتيح و كليدهاى ارزاق آسمان و زمين واسباب آنها مى‏باشد. پس باران به امر خداوند مى‏بارد و زمين هم به اذن خداوند سبز مى‏شود. بعضى هم گفته‏اند منظور خزائن و گنجينه‏هاى آسمان و زمين مى‏باشد. ( طبرسی، مجمع البيان، ج 9، ص 37)


علامه طباطبایى مى‏فرمايد: اثبات مقاليد براى آسمان ها و زمين دلالت دارد بر اينكه آسمان‏ها و زمين گنجينه‏هايى هستند براى آنچه در عالم به ظهور مى‏رسد. وى در ادامه مى‏فرمايد: بسط دادن رزق به معناى توسعه آن است و (قدر رزق) به معناى تضييق آن مى‏باشد... و اگر در آخر فرمود «انه بكل شئ عليم» تا اشاره كند به اينكه مسئله رزق و وسعت و تنگى آن بى‏حساب و از روى جهل و گزاف نيست، بلكه از روى علم است، چون خداى عالم به هر چيزى مى‏داند كه به هر روزى خوارى چه رزقى بدهد، و چقدر بدهد، آنقدر كه حال او اقتضا مى‏كند و آن رزقى را بدهد كه حال رزق اقتضا دارد به آن روزى خوار برسد، و نه تنها حال رزق و روزى خوار را در نظر دارد، بلكه اوضاع و احوال خارجى را هم كه ارتباطى با رزق و روزى دارند در نظر مى‏گيرد و اين همان حكمت است. پس خدا اگر رزق كسى را فراخ و بر كسى تنگ مى‏گيرد، حكمتش آن را اقتضأ مى‏كند. (المیزان، ج 18، ص 17)


خداوند متعال در آيه 39 از سوره مباركه سبأ مى‏فرمايد: «قُلْ اِنَّ رَبّى يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشأُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ وَ ما اَنْفَقْتُمْ مِنْ شَئٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَيْرُ الرّازِقينَ» «بگو در حقيقت، پروردگار من است كه روزى را براى هر كس از بندگانش كه بخواهد گشاده يا براى او تنگ مى‏گرداند. و هر چه را انفاق كرديد عوضش را مى‏دهد و او بهترين روزى دهندگان است».


امين الاسلام طبرسى مى‏فرمايد: هر آنچه از اموال خود را در راه‏هاى خير خرج كنيد خداوند عوض آن را به شما مى‏دهد. يا در دنيا به شما عوض مى‏دهد به زيادى نعمت، يا در آخرت عوض مى‏دهد به ثواب بهشت. وقتى كه گفته شود «أَخْلَفَ الله لَهُ وَ عَلَيْهِ» منظور اين است كه خداوند بدل آنچه را كه از دست او رفته است به او مى‏دهد. (طبرسی، مجمع البيان، ج 8، ص 222)


رزق در زندگی
امام علي(ع) در دستوراتي كه به فرزندشان مي دهند در واقع مي خواهند از آن طريق بندهاي توقّف در دنيا و افكار محروميت از حق، را در ما از بين ببرند. يكي از بندهاي بسيار محكم كه انسان را در دنيا متوقف مي كند و از بهره اي كه بايد در زندگي ببرد، باز مي دارد، گرفتار شدن در رزق است و مسلّم خداوندي كه ما را براي بندگي خلق كرده - و از طرفي گرفتار رزق شدن ما را از بندگي خدا باز مي دارد- بنا ندارد ما را در زندگي دنيا گرفتار رزقمان كند.


امام علي(ع) مي فرمايند: چه بخواهي و چه نخواهي خدا رزق تو را تأمين كرده است و آن رزق به دنبال توست تا تو را بيابد و خود را به تو برساند، پس به جاي اين كه همة زندگي را براي طلب رزق خود قرار دهي، سير بندگي را مدّ نظر داشته باش. مي فرمايند: «رِزْقُكَ يَطْلُبُكَ فَاَرِحْ نَفْسَكَ مِنْ طَلَبِهِ» «روزيِ تو، تو را طلب مي كند، خود را نسبت به طلب آن در زحمت مینداز». (عبدالواحد تمیمی آمدی، غررالحکم، ح 5411)


شما به اين نكته عنايت كنيد كه خود خداوند متعال مي فرمايد: من شما را براي بندگي روي زمين آفريده ام، در حالي كه اگر دنيا را خدا طوري خلق كرده باشد كه ما اسير رزق مان باشيم، پس عملاً به بندگي خدا نمي رسيم و لذا بايد رزق ما را از قبل تأمين كرده باشد تا ما دغدغة رزق نداشته باشيم و به همين جهت اوليای دين دائماً ما را متذكر اين نكته مي كنند كه؛ با حرصِ بيشتر، رزق بيشتر نصيب شما نمي شود، ولي فرصت بندگي خود را از بين مي بريد.

پيامبر خدا(ص) مي فرمايند:


«...اِنَّ الرِّزْقَ لا يَجُرُّهُ حِرْصُ حَريصٍ وَ لا يَصْرِفُهُ كِراهَةُ كارِهٍ» «رزق را حرصِ حريصان افزون نكند و تنفر و ممانعت افراد، نقصانش ندهد». (ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، ح 921)


البته اگر انسان مؤمن وظيفه اش را نسبت به افراد جامعه درست انجام بدهد و در اين رابطه از رزقي كه برايش پيش مي آيد استفاده كند، اين را نمي گويند گرفتار رزق شدن. اين همان بندگي است كه در كنار آن رزق مورد نياز به راحتي مي رسد. به عنوان معلّمان درس ديني خدمت حضرت امام خميني«رحمهًْ الله عليه» رفته بوديم، فرمودند: «شما معلّمان براي خدا درس بدهيد، حقوقتان را هم بگيريد». اگر ما براي خدا درس بدهيم، بالأخره يا آموزش و پرورش به ما حقوق مي دهد يا از طريق ديگر رزق ما مي رسد. شما به من بگوييد مگر جز اين است كه پيغمبران، به صرف عبوديت كار مي كردند و هيچ كدام هم بي رزق نبودند؟ آري؛ گاهي رزقشان تنگ مي شد و گاهي وسيع.  (اصغر طاهرزاده، جایگاه رزق انسان در هستی، ص77)

محسن دهقان بنادکی معارفی از کیهان



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :