شنبه - 2017 نوامبر 18 - 29 صفر 1439 - 27 آبان 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 190222
تاریخ انتشار : 13 شهریور 1395 0:20
تعداد مشاهدات : 378

مدرسه علمیه حضرت ولی عصر (عج)

ماه ذي الحجه

مناسبت ها در ماه ذی الحجه

ماه ذي الحجه االحرام


ذي الحجه ، يکي از بهترين ماه هاي سال !
________________________________________
ماه ذي الحجه براي خودسازي خيلي مهم است ماه، ماه دعا است، ماه راز و نياز با خدا است و يک قدري بيشتر نه فقط روز عرفه، نه فقط دهه اول اصلاً اين ماه، ماه دعا، ماه رابطه، ماه خودسازي است .
در يک کلام (به قول بزرگان و عارفان )مي توان گفت که مي توان در اين ماه راه صد ساله را يک ماهه طي نمود البته به شرطها و شروطها!
________________________________________


فضيلت ماه ذى الحجّه
ماه «ذى الحجّه»، آخرين ماه «سال هجرى قمرى» است و ماهى است بسيار پربرکت. بزرگان دين هنگامى که اين ماه وارد مى شد، اهمّيّت ويژه اى به عبادت در آن مى دادند. مخصوصاً در دهه اوّل اين ماه.(زادالمعاد، ص 240)


در بعضى از روايات آمده است، شب هاى دهگانه اى که قرآن در سوره «والفجر و ليال عشر» به آن سوگند ياد کرده است، شب هاى دهه اوّل اين ماه شريف است،و اين سوگند به خاطر عظمت آن است.(تفسير قمى، ج 2، ص 419)


خداوند در سوره حج آيه 28 ضمن بيان فريضه بزرگ «حج» سخن از «أيّام مَعْلُومات» گفته است که مؤمنان بايد در آن به ياد خدا باشند. يکى از تفسيرهاى معروفِ «أيّام مَعْلُومات» که در روايات نيز آمده است، ده روز اوّل ماه ذى الحجّه است.( مصباح المتهجّد، صفحه 671.) بنابراين، هم شب هاى آن عزيز است و هم روزهاى آن.


روزه گرفتن در نُه روز اوّل. در روايتى از امام موسى کاظم(عليه السلام) نقل شده است که هر کس نُه روز اوّل ذى الحجّه را روزه بدارد، خداوند ثواب روزه تمام عمر را براى او مى نويسد
در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم که عبادت و کار نيک در هيچ ايّامى به اندازه اين ايّام (ده روز اوّل ماه ذى الحجّه) فضيلت ندارد.(اقبال، ص 317)


وجود دو «عيد» مهمّ اسلامى عيد قربان (عيد اضحى) و عيد غدير (عيد ولايت) و روز «عرفه» و خاطره دعاى عجيب و بسيار گرانبهاى امام حسين(عليه السلام) در عرفات، شکوه و عظمت خاصّى به اين ماه بخشيده، و سزاوار است همه مؤمنان (مخصوصاً جوانان پاکدل) از فضاى آکنده از معنويّت اين ماه غافل نشوند و در خودسازى و تهذيب نفس بکوشند که به پيشرفت هاى مهمّى نائل مى شوند.
 
اعمال دهه اوّل
1ـ امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: پدرم حضرت امام باقر(عليه السلام) به من فرمود: پسرم! در دهه نخست از ماه ذى الحجّه(از شب اول ماه تا شب عيد قربان) هر شب ميان نماز مغرب و عشا اين دو رکعت نماز را ترک مکن:
در هر رکعت سوره حمد و سوره قل هو الله را مى خوانى، پس از آن آيه 142 سوره اعراف را  بخوان :
وَ وَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ قَالَ مُوسَى لأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ. (اعراف/142)
اگر چنين کنى، در ثواب حاجيان، و اعمال حجّ آنها شريک مى شوى.( اقبال، ص 317)
2ـ روزه گرفتن در نُه روز اوّل. در روايتى از امام موسى کاظم(عليه السلام) نقل شده است که هر کس نُه روز اوّل ذى الحجّه را روزه بدارد، خداوند ثواب روزه تمام عمر را براى او مى نويسد.( زاد المعاد، ص 240)
3ـ ابوحمزه ثمالى از امام صادق(عليه السلام) نقل کرده است که آن حضرت، از روز اوّل تا عصر روز عرفه، پس از نماز صبح و قبل از نماز مغرب اين دعا را مى خواند:
اَللّـهُمَّ هذِهِ الاَْيّامُ الَّتى فَضَّلْتَها عَلَى الاَْيّامِ وَشَرَّفْتَها و .... وَ صَلَّى اللهُ عَلى سَيِّدِنا مُحَمَّدوَآلِهِ اَجْمَعينَ، وَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ تَسْليماً.( مصباح المتهجّد، ص 672 و اقبال، ص 322 (با اندکى تفاوت) ، مفاتيح الجنان)
4ـ آن پنج دعايى را بخواند که به فرموده امام باقر(عليه السلام) خداوند آن را بوسيله جبرئيل براى حضرت عيسى(عليه السلام) هديه فرستاد، تا در ايّام اين دهه، آنها را بخواند. آن پنج دعا چنين است:
 
(1) اَشْهَدُ اَنْ لااِلهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَريکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ، وَهُوَ عَلى کُلِّ شَىْء قَديرٌ.
(2) اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لاشَريکَ لَهُ، اَحَداً صَمَداً، لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَلا وَلَداً.
(3) اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَريکَ لَهُ، اَحَداً صَمَداً، لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ، وَلَمْ يَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ.
(4) اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَريکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ، يُحْيى وَيُميتُ، وَهُوَ حَىٌّ لا يَمُوتُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ، وَهُوَ عَلى کُلِّ شَىْء قَديرٌ.
(5) حَسْبِىَ اللهُ وَکَفى، سَمِعَ اللهُ لِمَنْ دَعا، لَيْسَ وَرآءَ اللهِ مُنْتَهى،اَشْهَدُللهِِ بِما دَعا،وَاَنَّهُ بَرىءٌ مِمَّنْ تَبَرَّءَ، وَاَنَّ لِلّهِ الاْخِرَةَ وَالاُْولى.
در بعضى از روايات آمده است، شب هاى دهگانه اى که قرآن در سوره «والفجر و ليال عشر» به آن سوگند ياد کرده است، شب هاى دهه اوّل اين ماه شريف است،و اين سوگند به خاطر عظمت آن است
سپس حضرت عيسى(عليه السلام) پاداش فراوانى را براى صد مرتبه خواندنِ اين پنج دعا ذکر فرمود.( اقبال، ص 323)
مرحوم «علاّمه مجلسى» گفته است: اگر کسى هر روز هر يک از اين پنج دعا را ده مرتبه بخواند (که در مدّت ده روز هر کدام را صد مرتبه خوانده است) به روايت عمل کرده است. البتّه اگر هر روز هر دعايى را صد مرتبه بخواند بهتر است.(زادالمعاد، ص 245)
5ـ در هر روز از اين دهه، اين تهليلات [لا اله إلاّ اللّه ها] را که از امير مؤمنان(عليه السلام) نقل شده است بخواند و اگر روزى ده مرتبه بخواند بهتر است:
لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ الّلَيالى وَالدُّهُورِ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ اَمْواجِ الْبُحُورِ،
لااِلهَ اِلاَّ اللهُ وَرَحْمَتُهُ خَيْرٌ مِمّا يَجْمَعُونَ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ الشَّوْکِ وَالشَّجَرِ،
لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ الشَّعْرِ وَالْوَبَرِ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ الْحَجَرِ وَالْمَدَرِ،
لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ لَمْحِ الْعُيُونِ،
لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ فِى اللَّيْلِ اِذاعَسْعَسَ، وَالصُّبْحِ اِذا تَنَفَّسَ،
لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ الرِّياحِ فِى الْبَرارى وَالصُّخُـورِ،
لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ مِـنَ الْيَـوْمِ اِلـى يَـوْمِ يُنْفَخُ فِى الصُّورِ.( اقبال، ص 324)
 

اعمال مخصوص روز اوّل ماه
روز اوّل ماه ذى الحجّه روز مبارکى است و براى آن اعمالى چند نقل شده است:


1ـ روزه گرفتن. در روايتى از امام موسى بن جعفر(عليهماالسلام) نقل شده است که هر کس روز اوّل ماه ذى الحجّه را روزه بگيرد، خداوند براى وى پاداش عظيمى را مى نويسد.( مصباح المتهجّد، ص 671)
در حديثي از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم نقل شده است: هر کس سوره فجر را را در دهه اول ماه ذي الحجه قرائت نمايد گناهانش بخشيده مي شود و اگر در غير اين ايام خوانده شود مايه نورانيت او در قيامت مي گردد


2ـ خواندن نماز حضرت فاطمه(عليها السلام). مرحوم «شيخ طوسى» فرموده است: مستحب است در اين روز، نماز حضرت فاطمه(عليها السلام) را بخواند و اين نماز چهار رکعت است (هر دو رکعت به يک سلام) و همانند نماز حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) است; در هر رکعت، يک مرتبه سوره حمد و پنجاه مرتبه سوره قل هو الله را بخواند و بعد از سلام تسبيح حضرت فاطمه(عليها السلام) را بگويد، آنگاه بخواند: سُبْحانَ ذِى الْعِزِّ الشّامِخِ الْمُنيفِ، سُبْحانَ ذِى الْجَلالِ الْباذِخِ الْعَظيمِ،سُبْحانَ ذِى الْمُلْکِ الْفاخِرِ الْقَديمِ، سُبْحانَ مَنْ يَرى اَ ثَرَ النَّمْلَةِ فِى الصَّفا، سُبْحانَ مَنْ يَرى وَقْعَ الطَّيْرِ فِى الْهَوآءِ، سُبْحانَ مَنْ هُوَ هکَذا وَلا هَکَذا غَيْرُهُ.( مصباح المتهجّد، ص 671)


3ـ نيم ساعت قبل از ظهر، دو رکعت نماز بگزارد و در هر رکعت، يک مرتبه سوره حمد و ده مرتبه سوره قل هو الله و ده مرتبه آية الکرسى و ده مرتبه سوره إنّا أنزلناه را بخواند.( اقبال، ص 325)


4ـ هر کس از ظالمى خوف داشته باشد در اين روز بگويد:
«حَسْبى حَسْبى حَسْبى مِنْ سُؤالى، عِلْمُکَ بِحالى» ، تا خداوند او را از شرّ آن ظالم حفظ کند.( همان)
 
سوره ي فجر در دهه ي اول ماه ذي الحجه
در حديثي از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم نقل شده است: هر کس سوره فجر را را در دهه اول ماه ذي الحجه قرائت نمايد گناهانش بخشيده مي شود و اگر در غير اين ايام خوانده شود مايه نورانيت او در قيامت مي گردد.(مجمع البيان، ج10، ص341)

________________________________________
منابع :
سايت آيت الله مکارم شيرازي
سايت پرسمان
سايت آيت الله خامنه اي





روز اول ذي الحجه سالروز ازدواج حضرت علي عليه السلام وحضرت فاطمه عليهاالسلام :
 
همه آنچه درباره ازدواج امام علي و حضرت زهرا مي خواهيد بدانيد
زمان اعزام عروس به خانه داماد که فرا رسيد، پيامبر اکرم حضرت زهرا را به حضور طلبيد. زهرا(س) درحالي که عرق شرم از چهره اش مي ريخت، به حضور پيامبر رسيد و از کثرت شرم پاي او لغزيد و نزديک بود به زمين بيفتد...
عقيق: آنچه مي خوانيد مطالبي جذاب به بهانه سالروز ازدواج حضرت علي  و حضرت فاطمه است. اميد است که اين پيوند آسماني سرلوحه همه پيوندها قرار گيرد.

نخستين روز از آخرين ماه سال قمري، سالروز پيوندي آسماني است که ديگر هيچ گاه مانند آن در تاريخ تکرار نشد. علي عليه السلام، با فاطمه سلام الله عليها، برترين بانوي جهان پيمان عشق بست و خدا، آخرين فرستاده خويش را بر اين پيمان گواه گرفت.اول ذيحجه، روزي مبارک براي همه ما شعيان است.
 بهترين بانو
 به نه سالگي رسيده بود. رشد جسماني مناسب آن حضرت و رشد و کمال عقلي بانوي فضيلت ها، سبب شده بود که با وجود کمي سن، گوي سبقت را  از همه بربايد و يکه تاز ميدان فضيلت ها گردد و ميان همه دختران ممتاز شود. توجه و مهرورزي بي پايان رسول خدا صلي الله عليه و آله نيز بر امتيازات او افزوده بود. کمالات بي شمار فاطمه، باعث شد تا سرشناسان شهر، به رسم ديرين عرب او را از پيامبر خواستگاري کنند.
خواستگاران حضرت زهرا (س) که بودند؟
پيش از حضرت علي - عليه السلام افرادي مانند ابوبکر و عمر آمادگي خود را براي ازدواج با دختر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم اعلام کرده بودند و هر دو از پيامبر يک پاسخ شنيده بودند و آن اينکه در باره ازدواج زهرا منتظر وحي الهي است. آن دو که از ازدواج با حضرت زهرا نوميد شده بودند با سعد معاذ رئيس قبيله اوس به گفتگو پرداختند و آگاهانه دريافتند که جز حضرت علي - عليه السلام کسي شايستگي ازدواج با حضرت زهرا - عليها السلام - را ندارد.
عروس بي همتا
اشراف عرب دختران خود را به کساني مي دادند که در قبيله و قدرت و زر و زور مثل آنها باشند. روي اين عادت ديرينه، اشراف و بزرگاني اصرار داشتند که با دختر گرامي پيامبر، فاطمه (س) ازدواج کنند؛ غافل از آنکه اين دختر با همه دختران ديگر فرق داشته و به موجب آيه مباهله مقام بلندي دارد. فاطمه(س) به تصريح آيه تطهير معصوم بود و شوهري جز معصوم نمي توانست داشته باشد؛ از اين رو، پيامبر از طرف خدا مأمور بود که در پاسخ خواستگاران بگويد ازدواج فاطمه بايد به فرمان خدا صورت گيرد.


کسي مانند زهرا (س)
سفارش اسلام در ازدواج، توجه به هم شأني عروس و داماد است، و يکي از مهم ترين موارد هم شأني، هم ترازي در ايمان و اسلام است. در جريان ازدواج حضرت فاطمه (س) نيز افراد زيادي خواهان ازدواج با ايشان بودند؛ کساني که از جايگاه اجتماعي يا اقتصادي بالايي برخوردار بودند، ولي همه آنها با جواب رد روبرو شد. تقدير الهي براي فاطمه(س) برتر از آن بود که فکرهاي مادي مي انگاشتند. اصحاب پيامبر فهميده بودند که جريان ازدواج فاطمه (س)  آسان نيست و هر فردي نمي تواند با او ازدواج کند؛ هرچند جايگاه مادي و اجتماعي بالايي داشته باشد. شوهر فاطمه(س) بايد شخصيتي باشد که از نظر کمالات معنوي و سجاياي اخلاقي، پشت سر پيامبر بوده و چنين فردي کسي نبود غير از علي بن ابي طالب عليه السلام، همراه هميشه پيامبر صلي الله عليه و آله. آن حضرت هميشه مي فرمود «لو لم يخلق عليٌ لم يکن لفاطمة کفو (هر گاه علي آفريده نمي شد، کسي که لايق همسري فاطمه باشد وجود نداشت.)


عشق علي عليه السلام
پاسخ هاي منفي پيامبر و دخترش فاطمه عليهاالسلام ، و نيز توجه ويژه آن حضرت به علي بن ابي طالب عليه السلام ، جمعي را بر آن داشت که براي اين وصلت سهمي ايفا کنند. به همين دليل روزي به در خانه علي آمدند تا او را براي خواستگاري فاطمه (س) تشويق کنند. او در منزل نبود. دانستند که در نخلستان مشغول آبياري است. به آنجا روانه شدند و حضرت را مشغول کار ديدند. يکي از آنان پيشنهاد خواستگاري را مطرح کرد. چشمان علي عليه السلام پر از اشک شد و فرمود: «احساساتم را به هيجان آوردي و آرزوي ديرينه ام را بيدار کردي. به خدا سوگند فاطمه (س) مورد خواست و رغبت من است، ولي چه کنم که دستم خالي است». آن مرد گفت: تو مي داني که همه دنيا نيز پيش خدا و پيامبرش ناچيز است و پيامبر به مال و ثروت چشم ندارد. علي کار آب دهي نخلستان را رها کرد، شترش را به خانه آورد و آن را بست و خود را براي رفتن به خانه رسول خدا آماده کرد.
علي( ع) به خواستگاري رفت


هنگامي که حضرت علي عليه السلام براي خواستگاري فاطمه عليهاالسلام رفت، پيامبر در خانه ام سلمه بود. علي در زد. ام سلمه پرسيد: کيست؟ قبل از پاسخ خواستگار، پيامبر دستور داد: «در را باز کن و بگو داخل شود. کسي پشت در است که محبوب خدا و رسول است». علي عليه السلام وارد شد، سلام کرد و در حضور رسول خدا نشست. چشمان خود را بر زمين دوخت. شرم از پيامبر مانع گفتن خواسته اش مي شد. پيامبر صلي الله عليه و آله که خود علي را بزرگ کرده و از روحيات او باخبر است، سکوت را شکست و فرمود: «مي بينم براي حاجتي اينجا آمده اي. خواسته ات را بر زبان آور و آنچه در دل داري بازگو که خواسته ات پيش من پذيرفته است».


مرا به دامادي بپذير!
علي عليه السلام که براي خواستگاري دختر پيامبر به خانه ايشان رفته بود، با سخناني شيرين خواسته اش را چنين بازگو کرد: «پدر ومادرم فداي شما، وقتي خردسال بودم مرا از عمويتان ابوطالب و فاطمه بنت اسد گرفتيد. با غذاي خود و به اخلاق و منش خود بزرگم کرديد. نيکي و دل سوزي شما درباره من از پدر و مادرم بيشتر و بهتر بود. تربيت و هدايتم به دست شما بوده و شما اي رسول خدا به خداسوگند ذخيره دنيا و آخرتم مي باشيد. اي رسول خدا! اکنون که بزرگ شده ام، دوست دارم خانه و همسري داشته باشم تا در سايه انس با او، آرامش يابم. آمده ام تا دخترتان فاطمه را از شما خواستگاري کنم. آيا مرا مي پذيريد؟» چهره پيامبر چون گل شکفته شد. گويا انتظار اين لحظه را مي کشيد. خوشحال شد، ولي جواب قطعي را برعهده فاطمه(س) گذاشت.


سکوتي بهتر از سخن
پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله ماجراي خواستگاري پسر عموي خويش را براي دخترش بازگو کرد و فرمود: «دختر عزيزم! تو علي را خوب مي شناسي و به سابقه ايمان و خويشاوندي و فضيلت و پارسايي او آگاهي داري. من هميشه آرزو داشتم تو را خوشبخت کنم و به عقد کسي درآورم که بهترين مرد روي زمين است. آيا راضي هستي همسر علي باشي؟»فضاي اتاق لحظاتي غرق در سکوت بود؛ سکوت از سر حيا. فاطمه خاموش ماند و چيزي نگفت. نغمه تکبير پيامبر بلند شد: «اللّه اکبر! فاطمه راضي است. سکوت او نشانه رضايت اوست». واکنش فاطمه(س) در برابر خواستگاران قبلي، برگرداندن چهره و اظهار ناراحتي بود، اما اين بار با سکوت خود صد سخن گفت و روي خود را هم بر نگرداند. آن حضرت نزد علي عليه السلام که در انتظار پاسخ بود برگشت و رضايت فاطمه را خبر داد.


مهر علي (ع) ؛ مهريه زهرا (س)
مشخص کردن ميزان مهريه، از شرايط عقد در اسلام است. حضرت محمد صلي الله عليه و آله که نخستين مجري دستورات اسلام بود، در پيوند دخترش با حضرت علي عليه السلام، از داماد آينده اش پرسيد: آيا براي اين ازدواج اندوخته اي داري؟ علي عليه السلام پاسخ داد: شما از وضعيت من به خوبي آگاهيد. تمام دارايي من شمشير، زره و شتر آبکشم است. پيامبر فرمود: شمشيرت را براي جهاد در راه خدا نياز داري؛ شتر هم براي انجام کارهاي روزمره و امرار معاش مي خواهي؛ ولي اين زره (پيراهن جنگي) رابفروش و پولش را برايم بياور. علي عليه السلام زره را به پانصد درهم فروخت و پول را به عنوان مهريه همسرش نزد پيامبر آورد تا براي ازدواجشان هزينه کند. بدين ترتيب مهريه برترين بانوي دنيا تعيين شد و پيام مهرآفرين آن براي همه دختران مسلمان باقي ماند. اين مبلغ به عنوان سنت قرار گرفت و هر يک از اهل بيت عليهم السلام ميزان مهريه همسران خود را به همين مقدار مشخص مي کردند.


شفاعت، مهريه معنوي
پيامبر گرامي اسلام ازدواج دخترش را به ساده ترين و راحت ترين شيوه انجام داد تا براي همه جواناني که در آستانه زندگي مشترک هستند، سرمشق نيکويي باقي بماند. مهريه پانصد درهمي براي فاطمه عليهاالسلام مهتر زنان نيز، به همين هدف صورت گرفت.در روايات، افزون بر اين مهريه که جنبه مادي و مالي دارد، مهريه هاي معنوي ديگري نيز براي آن بانوي بزرگ گفته شده است. در روايتي مي خوانيم که حضرت زهرا عليهاالسلام از پدر تقاضا کرد که آن حضرت از خدا بخواهند تا مهريه اش را شفاعت از مسلمانان گناهکار قرار دهد. اين خواسته حضرت مستجاب شد و فاطمه عليهاالسلام شفيع و واسطه بخشش گناهکاران قرار گرفت.


خطبه عقد
سال دوم هجري بود. براي اجراي خطبه عقد، امام علي عليه السلام به دستور پيامبر به مسجد رفت. همچنين پيامبر به بلال دستور داد که مهاجر و انصار را در مسجد گرد آورد. پس از مدت کوتاهي همگي در مسجد جمع شدند. پيامبر بر منبر مسجد نشست و در حضور شاهدان، خطبه عقد برترين بانوي اسلام را در مسجد مدينه جاري فرمود. سپس براي عروس و داماد دست به دعا برداشت و فرمود: «خداوند براي شما مبارک گرداند و اجتماعتان را پاينده بدارد».


دوره نامزدي چقدر طول کشيد؟
امام علي عليه السلام در خاطره اي زيبا، پايان دوره نامزدي اش را چنين بيان مي کند: «يک ماه از اجراي خطبه عقدمان گذشت. در اين يک ماه با رسول خدا نماز مي خواندم و به خانه ام برمي گشتم و در اين يک ماه درباره ازدواج سخني به ايشان نگفتم. پس از يک ماه، همسران پيامبر به من گفتند: نمي خواهي درباره آوردن فاطمه به خانه خودت با پيامبر صحبت کنيم؟ گفتم صحبت کنيد. آنها به محضر حضرت رفتند و عرض کردند: علي عليه السلام دوست دارد همسرش را به خانه ببرد، چشم فاطمه را به ديدار شوهرش روشن کن! پيامبر پرسيد: چرا خود علي عليه السلام همسرش را از من نمي خواهد؟ ماتوقع داشتيم که خودش اقدام کند. من عرض کردم: اي رسول خدا! حيا و شرم مرا از سخن گفتن در اين باره باز مي دارد. پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله با شنيدن اين سخنان، با برگزاري مراسم ازدواج موافقت کرده، به همسران خود دستور تهيه مقدمات آن را داد.


سفره با برکت علي عليه السلام
مقدمات جشن ازدواج فاطمه فراهم گرديد و براي دادن وليمه عروسي هماهنگي هاي لازم به عمل آمد. داماد به مسجد رفت تا مؤمنان را براي صرف غذاي عروسي دختر پيامبر دعوت کند. جمعيت در مسجد موج مي زد. علي عليه السلام نتوانست تنها عده اي را از جمع برگزيند؛ به همين خاطر با صداي بلند به همگان اعلام کرد که: «دعوت مرا به وليمه عروسي فاطمه بپذيريد». تمام جمعيت حرکت کردند. کمي غذا و زيادي جمعيت، داماد پيامبر را نگران کرده بود. از حضرت کمک خواست. پيامبر صلي الله عليه و آله که شرمندگي علي عليه السلام را دريافته بود، فرمود: «دعا مي کنم خداوند به غذا برکت دهد». از برکت دعاي ايشان، چهار هزار نفر از آن غذا خوردند و سير شدند. سپس پيامبر کاسه اي طلبيد و غذايي در آن ريخت و فرمود: «اين هم براي فاطمه و شوهرش».


خداحافظي عروس با پدر
زمان اعزام عروس به خانه داماد که فرا رسيد، پيامبر اکرم حضرت زهرا را به حضور طلبيد. زهرا - عليها السلام - ، درحالي که عرق شرم از چهره اش مي ريخت، به حضور پيامبر رسيد واز کثرت شرم پاي او لغزيد ونزديک بود به زمين بيفتد. در اين موقع پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در حق او دعا کرد وفرمود:«اقالک الله العثرة في الدنيا و الآخرة ».خدا تو را از لغزش در دو جهان حفظ کند.سپس چهره زهرا را باز کرد ودست او را در دست علي نهاد وبه او تبريک گفت وفرمود:«بارک لک في ابنة رسول الله يا علي نعمت الزوجة فاطمة »


خانه اي پر از مهر
زندگي مشترک علي عليه السلام و فاطمه زهرا عليهاالسلام در خانه اي ساده اما پر از نور و مهر آغاز شد. ياد خدا چلچراغ خانه آنها بود و غير از رضايت حضرت حق خواسته ديگري آنها را به خود مشغول نکرد. زهرا عليهاالسلام رازدار علي عليه السلام بود و علي عليه السلام پناهگاه فاطمه عليهاالسلام ؛ تا آنجا که حضرتش با نگاهي به زندگي خويش فرمود: «هيچ گاه فاطمه از من نرنجيد و او نيز هرگز مرا نرنجاند. او را به هيچ کاري مجبور نکردم و او نيز مرا آزرده خاطر نساخت. در هيچ امري، قدمي برخلاف ميل باطني من برنداشت و هرگاه به چهره اش نگاه مي کردم، تمام غصه هايم برطرف مي شد و دردهايم را فراموش مي کردم». آن حضرت در جايي ديگر مي فرمايد: «به خدا قسم هرگز کاري نکردم که فاطمه خمشگين شود؛ اونيز هيچ گاه مرا خشمگين نکرد».


خانه گِلي و گُل هاي ياس
فاطمه زهرا عليهاالسلام و همسر بزرگوارش، زندگي را در خانه اي گِلي آغاز کردند، اما زيباترين گل هاي ياس در همان خانه پرورش يافتند. حضرت امام خميني رحمه الله با اشاره به اين مطلب مي فرمايد: «يک کوخ چهار ـ پنج نفري در صدر اسلام داشته ايم و آن، کوخ فاطمه زهرا است. برکات اين کوخ چند نفري آن قدر زياد است که عالم را از نورانيت پر کرده است. کوخ نشينان اين کوخ محقر، در مراتب معنوي آن قدر بالا بودند که دست ملکوتي ها هم به آنها نمي رسد. جنبه هاي تربيتي اين کوخ، آن قدر والا بوده است که همه برکات در بلاد مسلمين، خصوصا در مثل بلاد ما، همه از برکات آنهاست».


همسران نمونه
سراسر زندگي مشترک امام علي عليه السلام و حضرت زهرا عليهاالسلام ، سرشار از مشق هاي نيکوست. مقام معظم رهبري، در تحليلي زيبا، از نقش حضرت زهرا در فعاليت هاي تأثيرگذار همسرش چنين ياد مي کنند: «در طول ده سالي که پيامبر در مدينه بود، حدود نه سال، جنگ هاي کوچک و بزرگي ذکر کرده اند (حدود شصت جنگ اتفاق افتاده)، در اغلب آنها اميرالمؤمنين هم بوده است. حالا شما ببينيد، او (حضرت زهرا عليهاالسلام )خانمي است که در خانه نشسته و شوهرش مرتب در جبهه است و اگر در جبهه نباشد، جبهه لنگ مي ماند... از لحاظ زندگي هم وضع رو به راهي ندارند... در حالي که دخترِ رهبر است، دختر پيامبر است، يک نوع احساس مسئوليت هم مي کند.ببينيد انسان چه روحيه قوي اي بايد داشته باشد تا بتواند اين شوهر را تجهيز کند، دل او را از وسوسه اهل و عيال و گرفتاري هاي زندگي خالي کند، به او گرمي بدهد، بچه ها را به آن خوبي تربيت کند... فاطمه زهرا عليهاالسلام اين گونه خانه داري، شوهرداري و کدبانويي کردند و اين طور محور زندگي فاميل ماندگار در تاريخ قرار گرفتند».

پي نوشت ها:
1 - بحار، ج 43، ص 96.
2 - کشف الغمة، ج 1، ص 50.
3 - بحار الانوار، ج 43، ص 9.
4 - بحار الانوار، ج 43، ص 94; کشف الغمة، ج 1، ص 359. بنابه نوشته کتاب اخير، همه اثاث منزل حضرت زهرا - عليها السلام - به 63 درهم خريداري شد.
5 - بحار، ج 43، ص 130.


هفتم ذي الحجه شهادت مظلومانه امام محمد باقر عليه السلام:

 
 باقرالعلوم به معني شکافنده دانش، از القاب امام پنجم شيعيان است
 
هفتم ذي الحجه؛ شهادت امام محمد باقر(ع)
ابوجعفر، محمد بن علي الباقر، مشهور به امام محمد باقر (ع) امام پنجم شيعيان است که در 7 ذي الحجه سال 114 هجرى قمرى در سن 57 سالگى به شهادت رسيد.




امام محمد باقر (ع):
پيشواي پنجم شيعيان، روز جمعه اول ما رجب، سال 57 هجري در مدينه ديده به جهان گشود. دهها سال پيش از تولد وي، نياي بزرگوارش پيامبر اکرم (ص) نام خود «محمد» را براي وي برگزيده و او را به لقب «باقر» ملقب فرمود.

امام محمد باقر (ع)، در ميان خاندان پيامبر (ص) نخستين کسي بود که هم پدر و هم مادر وي فاطمي و علوي بودند؛ زيرا پدر او امام زين العابدين (ع) فرزند امام حسين (ع) و مادرش فاطمه دخترامام حسن مجتبي (ع) بود که از زنان با فضيلت و دانشمند بني هاشم به حساب مي آمد و امام صادق (ع) او را «صديقه» لقب داده بود و مي فرمود: در خاندان حضرت مجتبي (ع) هيچ زني به پايه ي فضيلت او نمي رسيد.
 
اخلاق امام محمد باقر (ع)
امام باقر(ع) داراي خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامي بود. سيرت و صورتش ستوده بود.
صدقات را ميان بني هاشم و مساکين و نيازمندان تقسيم مي کرد و اداره آنها را از جهت مالي به عهده داشت. امام باقر(ع) بسيار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود. با همه اصحاب مصافحه مي کرد و ديگران را نيز بدين کار تشويق مي فرمود. مي خواست سنت جدش رسول الله(ص) را در عمل، بين مردم زنده کند و مکارم اخلاقي را به مردم تعليم نمايد.

در حوزه اخلاقيات، جمله هاي گهرباري از امام باقر(ع) روايت شده است؛ جمله هاي قصاري که در اوج زيبايي و برخاسته از روح عصمت و کمالات دروني امام است. ابوزهره درباره انديشه ها و جمله هاي اخلاقي ـ اجتماعي امام محمد باقر (ع) مي نويسد: «به سبب کمال نفساني و روشني قلب و قدرت درکش، خداوند حکمت هاي اعجاب انگيزي بر زبان او جاري ساخت و عباراتي درباره اخلاق شخصي و اجتماعي از آن حضرت روايت شده است که اگر مرتب شوند، روش گران بها و جامعي از آن در زمينه هاي اخلاقي به وجود مي ايد..
نمونه اي از درس هاي اخلاقي عملي امام، مخالفت با خشکِ مقدسي بود.
آن حضرت در مقام عمل، با نظر آن دسته که گمان مي کردند ترک کامل نعمت هاي دنيوي، ورع اسلامي و زهد است، مقابله مي کرد.
 
شخصيت علمي امام محمد باقر (ع)
بي ترديد چنان که بسياري از علماي اهل سنت نيز گفته اند، امام باقر عليه السلام در زمان حيات خويش شهرت فراواني داشته و همواره محضر او از دوستدارانش، از تمامي بلاد و سرزمين هاي اسلامي، پر بوده است. موقعيت علمي امام باقر عليه السلام، به مثابه شخصيتي عالم و فقيه، به ويژه به عنوان نماينده علوم اهل بيت، بسياري را وا مي داشت تا از محضر او بهره گيرند و حل اشکالات علمي و فقهي خود را از او بطلبند. در اين ميان، اهل عراق که بسياري از آنان شيعه بودند بيش از ديگران مفتون شخصيت آن حضرت شده بودند.
 
مراجعه کنندگان، خضوعي خاص نسبت به شخصيت علمي امام باقر(ع) داشتند چنان که عبدالله بن عطاي مکي گويد: علما را در محضر هيچ کسي کوچکتر از زمان حضور در محضر امام باقر عليه السلام نديدم حکم بن عتيبه با تمام عظمت علمي اش در ميان مردم، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزي در مقابل معلم خود به نظر مي رسيد.
 
شهرت علمي امام باقر (ع)، در حد تعبير ابن عنبة، مشهورتر از آن است که کسي بخواهد آن را بيان کند. اين شهرت در زمان خود ايشان، نه تنها در حجاز که «کان سيد فقهاء الحجاز» بلکه حتي در عراق و خراسان نيز به طور گسترده فراگير شده بود. چنان که راوي مي گويد: ديدم که مردم خراسان دور حضرت حلقه زده و اشکالات علمي خود را از ايشان مي پرسيدند.
ذهبي درباره امام باقر عليه السلام مي نويسد: ايشان از کساني است که بين علم و عمل، سيادت و شرف و وثاقت و متانت جمع کرده و براي خلافت اهليت داشت.
 
 
امام محمد باقر(ع)  در سن 57 سالگى به شهادت رسيد و در قبرستان بقيع به خاک سپرده شد
 
اصحاب و شاگردان امام باقر عليه السلام:
در مكتب امام باقر (ع) شاگردانى نمونه و ممتاز پرورش يافتند از جمله 1- ابان بن تغلب :ابان ازشخصيتهاي علمى عصر خود بود و در تفسير،حديث،فقه، قرائت و لغت تسلط بسيارى داشت. والايى دانش ابان چنان بود كه امام باقر (ع) به او فرمود در مسجد مدينه بنشين و براى مردم فتوى بده زيرا دوست دارم مردم چون تويى را در ميان شيعيان ما ببينند.
2- زراره - زراره از قرائت و فقه و كلام و شعر و ادب عرب بهره اى گسترده داشت و نشانه هاى فضيلت و ديندارى در او آشكار بود.
3- محمدبن مسلم : فقيه اهل بيت و از ياران راستين امام باقر و امام صادق عليهما السلام بود، او اهل کوفه بود و براى بهره گرفتن از دانش بيكران امام باقر (ع) به مدينه آمد و چهار سال در مدينه ماند.
 
دوران زندگي و شهادت امام باقر عليه السلام
امام باقر عليه السلام با پنج خليفه از خلفاى بنى اميه معاصر بود كه عبارتند از: وليد بن عبدالملك (96 ق) و سليمان بن عبدالملك ( 99 ق) و عمر بن عبد العزيز (101 ق) و يزيد بن عبدالملك (107ق) و هشام بن عبدالملك ( 125 ق) و همه آنان جز عمر بن عبدالعزيز در ستمگرى و استبداد و خودكامگى دست كمى از نياكان خود نداشتند و پيوسته براى امام باقرعليه السلام مشكلاتى فراهم مى نمودند.

ولى در عين حال، او از طريق تعليم و تربيت، جنبشى علمى به وجود آورد و مقدمات تأسيس يك مركز علمى اسلامى را در دوران امامت خود پى ريزى كرد كه در زمان فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق عليه السلام به نتيجه كامل رسيد. روش كار پيشوايان ما به ويژه امام سجاد و امام باقر عليهماالسلام كه در اوضاع فشار و خفقان به سر مى بردند به شيوه مخفى و زيرزمينى بود، شيوه اى كه موجب مى شد كسى از كارهاى آنان مطلع نشود. همين كارهاى پنهانى، گاهى كه آشكار مى شد، خلفا را سخت عصبانى مى نمود در نتيجه، وسايل تبعيد و زندانى شدن آنها فراهم مى شد.

سرانجام، امام باقر عليه السلام كه پيوسته مورد خشم و غضب خليفه وقت، هشام بن عبدالملك بود، به وسيله ايادى او مسموم شد و در روز 7 ذيحجه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى به شهادت رسيد
آن درياي بيکران دانش خدايي در قبرستان بقيع، در کنار پدر و جد بزرگوارش امام حسن مجتبي و امام سجاد عليهماالسلام به خاک سپرده شده است.
منابع :
tebyan.net
rasekhoon.net
hawzah.net

هشتم ذي الحجه روز ترويه

يوم الترويه) روز ترويه)

 


هشتم ذي الحجه روز ترويه است و اين روزي است که حجاج نيت حج تمتع مي نمايند و محرم شده از مکه سمت مني حرکت مي نمايند و شب را در آنجا بيتوته مي کنند و صبح عرفه به جانب عرفات رهسپار مي گردند.
علت نامگذاري :
ترويه در لغت به معاني زير آمده است :
 
سيراب کردن ، سيراب گردانيدن ، کسي را بر روايت شعر داشتن ، در کاري انديشه کردن، انديشيدن در کار و نگريستن پايان آن را و تعجيل نکردن در جواب (لغت نامه دهخدا)
 
در علل الشرايع در سر ناميدن اين روز به ترويه حديثي از امام صادق عليه السلام که راوي مي گويد: از حضرت پرسيدم چرا روز ترويه را روز ترويه ناميده اند؟

حضرت فرمود: زيرا در عرفات آب نبود و حاجي ها روز هشتم ذي الحجه از مکه آب برمي داشتند و به عرفات مي بردند و برخي از ايشان به بعضي ديگر مي گفتند: تروّيتم، تروّيتم (سيراب شديد، سيراب شديد) لذا به خاطر هيمن، روز هشتم را روز ترويه ناميدند. (1)
باز نقلي ديگر آمده است که زماني که ابراهيم عليه السلام مأمور شد خانه کعبه را بسازد مکان آنرا نمي دانست در نتيجه خداوند جبرئيل سلام الله عليه را نازل کرد تا مکان خانه را براي ابراهيم مشخص کند و خداوند تعالي پايه هاي کعبه را از بهشت نازل فرمود و حجرالاسود نيز نازل شد. سپس ابراهيم براي کعبه دو در قرار داد، دري در سمت مشرق و دري در سمت مغرب که مستجار ناميده مي شود. وقتي ساخت کعبه به اتمام رسيد ابراهيم و اسماعيل حج بجا آوردند و جبرئيل در روز هشتم ذي حجه (روز ترويه) بر آن دو نازل شد و گفت برخيزيد و آب جمع آوري کنيد، چون در زمين عرفات آبي وجود ندارد. بهمين دليل اين روز، روز ترويه (يعني ذخيره کردن آب) ناميده شد. سپس ابراهيم گفت پروردگارا اين شهر را محلي امن قرار بده و اهل آن را از ميوه ها بهره مند کن...(سوره ابراهيم/35

(امام صادق عليه السلام) فرمود: منظور از بهره مندي از ثمرات، ثمره قلوب يعني محبت مردم و تمايل آنها نسبت به مکه است تا بسوي آن بروند.(2)

همانطور که آشکار گرديد وجه تسميه يوم الترويه يا روز ترويه در کلام امامان معصوم برداشتن و ذخيره نمودن آب در روز هشتم ذي حجه مي باشد.
از ابن عباس نقل شده که حضرت ابراهيم عليه السلام در خواب ديد که فرزندش را سر مي برند. فأصبح بروي يومه أجمع «پس صبح بيدار شده و همه آن روز را مي انديشيد» که آيا خواب او امري است از جانب خدا يا نه؟ از اين رو آن روز ترويه ناميده شد، پس از آن در شب دوم در خواب ديد فلّما أصبح عرف أنّه من الله «چون صبح شد دانست که آن از جانب خداست» از اين رو آن روز عرفه ناميده شد.(3)


منزلت روز ترويه
روز ترويه يکي از ارزشمندترين روزهاي زمان برشمرده شده است که خود آداب و اعمال مخصوصي دارد. رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: خداي تبارک و تعالي از هر چند چهار شماره برگزيد، از فرشتگان: جبرئيل و ميکائيل و اسرافيل و عزرائيل و از پيغمبران چهار نفر براي مبارزه بوسيله شمشيرابراهيم و داوود و موسي و من و از خاندانها چهار خاندان که فرمود: خاندان آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برگزيد و از شهرها چهار شهر برگزيد و فرمود: سوگند به تين و زيتون و طورسينين و اين بلد امين پس مقصود از تين مدينه است و از زيتون بيت المقدس و از طورسينين کوفه و از بلدامين مکه و از زنها چهار زن برگزيد: مريم و آسيه و خديجه و فاطمه سلام الله عليها و از اعمال حج چهار عمل را برگزيد: قرباني کردن و صدا به لبيک بلند کردن و احرام و طواف و ازماهها چهار ماه که ماههاي حرامند برگزيد: رجب و شوال و ذي القعده و ذي الحجه و از روزها چهار روز برگزيد: روز جمعه و روز ترويه (هشتم ذي حجه) وروزعرفه وروز عيد قربان (4)

شيخ صدوق در امالي آورده است که از جمله اعمال مستحبي حج اينکه روز ترويه از هنگام زوال شمس تا شب را درک کند تمام حج تمتع را درک کرده است.(5)
طبق اين روايات منزلت روز ترويه تا جائي است که درک آن مساوي با درک تمام حج انگاشته شده است، چرا که روز ترويه در اصل آماده شدن براي ورود به عرفات و عيد قربان است.


اعمال اين روز
محمدبن ابي عمير از يکي از يارانش از امام صادق عليه السلام نقل کرده است که فرمود: روزه روز ترويه کفاره گناهان يک سال و روزه روز عرفه کفاره گناهان دو سال است.(6)
محدث قمي در مفاتيح الجنان روزه اين روز را برابر با کفاره شصت سال برشمرده است و آورده است که شيخ شهيد غسل اين روز را مستحب دانسته است.


وقايع اين روز:
در اين روز؛ فرستادن نامه امام حسين عليه السلام به کوفه پس از شهادت مسلم بن عقيل
بسم الله الرحمن الرحيم: از طرف حسين بن علي بسوي برادران مؤمن و مسلمان.
سلام عليکم
.... من روز سه شنبه هشتم ماه ذي حجه که روز ترويه است از مکه معظمه بسوي شما حرکت نموده ام. موقعي که فرستاده من بر شما وارد شد در کار خود شتاب کنيد و کوشا باشيد زيرا من در همين روزها نزد شما خواهم آمد و السلام عليکم و رحمت الله و برکاته.
مورخين خروج امام حسين عليه السلام از مکه به سمت کوفه را هشتم ذي حجه يعني روز ترويه نگاشته اند که اکنون به بررسي آن مي پردازيم.


ديدگاه فقها:
از ديدگاه فقهي اين سخن مشهور که امام حسين عليه السلام حج خود را نيمه تمام گذاشت سخن نادرست است زيرا امام عليه السلام در روز هشتم ذي حجه (يوم ترويه) از مکه خارج شد، در حالي که اعمال حج که با احرام در مکه و وقوف در عرفات شروع مي شود از شب نهم ذي حجه آغاز مي شود، بنابراين امام عليه السلام اصولاً وارد اعمال حج نشده بود تا آن را نيمه تمام گذارد. ايشان در هنگام ورود به مکه عمره مفرده انجام داد. البته مشهور است در برخي از کتابها مانند ارشاد شيخ مفيد آمده که حضرت حج خود را تبديل به عمره کرد و طواف و سعي انجام داد و از احرام بيرون آمد بدليل اينکه قادر نبود حج خود را تمام نمايد که اين نظر بعيد است.
روايتي نيز از امام صادق عليه السلام ذکر شده است که فرمود: قد اعتمر الحسين بن علي عليه السلام في ذي الحجه ثم راح يوم الترويه الي العراق و الناس يروحون الي مني و لا بأس باعمره في ذي الحجه لمن لا يريد الحج(7)
 امام حسين عليه السلام در ماه ذي الحجه عمره انجام داد و سپس در روز ترويه (هشتم) به سوي عراق حرکت کرد و کسي که نمي خواهد حج انجام دهد مي تواند عمره انجام دهد. که مي توان دلايل اين خروج را بطور خلاصه چنين ذکر نمود: 1- خطر جاني 2- شکسته نشدن حرمت بيت الله الحرام
ايشان به عبدالله بن زبير فرمود: به خداوند سوگند، اگر يک وجب خارج از مکه کشته شوم براي من دوست داشتني تر است تا آن که به اندازه يک وجب در داخل مکه کشته شوم به خداوند سوگند: اگر من به لانه اي از لانه جانواران پناه برم مرا از آن بيرون خواهند کشيد تا آنچه را از من مي خواهند به دست آورند.(8)
پي نوشت:
علل الشرايع ج 2 ص 399 باب 171 1
قصص الانبياء ص 193 2
صحيفه سجاديه ترجمه و شرح فيض الاسلام ص 22 3
4خصال ترجمه مهري ج 1 ص 249
امالي شيخ صدوق ترجمه کمره اي ص 651، احتجاجات ترجمه ج 4 بحارالانوار ج 2 ص 391 5
ثواب الاعمال ترجمه انصاري ص 145 6
7کافي ج 4 ص 536
وقعه الطف ص 1528

اعمال شب و روز عرفه



 
شب نهم از شب‎هاي متبرك و شب مناجات با قاضى الحاجات است و توبه در آن شب مقبول و دعا در آن مستجاب است. عبادت در اين شب، اجر صد و هفتاد سال عبادت را دارد. براى شب عرفه چند عمل وارد شده است:
1- دعايي که با اين عبارت آغاز مي‎شود، خوانده شود اَللّهُمَّ يا شاهِدَ كُلِّ نَجْوى وَ مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوى وَ عالِمَ كُلِّ خَفِيَّةٍ وَ مُنْتَهى كُلِّ حاجَةٍ يا مُبْتَدِئاً كه روايت شده هر كس آن را در شب عرفه يا در شب‎هاى جمعه بخواند خداوند او را بيامرزد.

2- [به نقل كفعمى ] تسبيحات عشر را كه در اعمال روز عرفه آمده است را هزار مرتبه خوانده شود .

3- دعاء اللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاَ وَ تَهَيَّاَ را كه در روز عرفه و شب و روز جمعه نيز وارد است، خوانده شود.

4- زيارت امام حسين عليه السلام .


اعمال روز عرفه:

روز نهم روز عرفه و از اعياد عظيمه است اگرچه به اسم عيد ناميده نشده است . عرفه روزى است كه حق تعالى بندگان خويش را به عبادت و طاعت خود فرا خوانده و سفره هاي جُود و احسان خود را براى ايشان گسترانيده و شيطان در اين روز خوار و حقيرتر و رانده‎تر و خشمناك‎ترين اوقات خواهد داشت و روايت شده كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام در روز عرفه صداي سائلي را شنيد كه از مردم تقاضاي کمک مى‎نمود. امام به او فرمود: واى بر تو آيا در اين روز از غير خدا تقاضا مى‎كنى؟ حال آن كه در اين روز اميد مى‎رود که بچه‎هاى در شكم هم از فضل خدا بي نصيب نمانند و سعيد شوند.

براى اين روز اعمالي ذکر شده است:
1- غسل که مستحب است قبل از زوال انجام شود .
2- زيارت امام حسين عليه السلام ،
كه از هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد بالاتر است و احاديث، در كثرت فضيلت زيارت آن حضرت در اين روز متواتر است و اگر كسى توفيق يابد كه در اين روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد ثوابش كمتر از كسى كه در عرفات است نيست.
3- بعد از نماز عصر پيش از آن كه مشغول به خواندن دعاهاى عرفه شود در زير آسمان دو ركعت نماز بجا آورد و نزد حق تعالى به گناهان خود اعتراف و اقرار کند تا به ثواب عرفات رستگار شود و گناهانش آمرزيده گردد. پس چون وقت زوال شد زير آسمان رَوَد و نماز ظهر و عصر را با ركوع و سجود نيكو به عمل آورد و چون فارغ شود دو ركعت نماز اقامه كند. در ركعت اوّل بعد از حمد، توحيد و در دوم بعد از حمد، قُل يا اَيُّهَا الْكافِروُنَ خوانده شود. و بعد از آن چهار ركعت نماز گزارد که در هر ركعت بعد از حمد، توحيد پنجاه مرتبه بخواند. كه اين نماز، همان نماز حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام است .
4- شيخ كفعمى در مصباح فرموده مستحب است روزه روز عرفه براى كسى كه ضعف پيدا نكند و مانع دعا خواندن او نشود.
5- مستحب است غسل پيش از زوال و زيارت امام حسين عليه السلام در روز و شب عرفه .

6- تسبيحات حضرت رسول صَلَّى اللهِ عَلِيهِ وَ آله در روز عرفه
که در ذيل مي‎آيد:
سُبْحانَ الَّذى فِى السَّمآءِ عَرْشُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الاْرْضِ حُكْمُهُ
منزه است خدايى كه در آسمان است عرش او منزه است خدايى كه در زمين است فرمان و حكمش
سُبْحانَ الَّذى فِى الْقُبوُرِ قَضآؤُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْبَحْرِ سَبيلُهُ
منزه است خدايى كه در گورها قضا و فرمانش جارى است منزه است خدايى كه در دريا راه دارد
سُبْحانَ الَّذى فِى النّارِ سُلْطانُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ
منزه است خدايى كه در آتش دوزخ سلطنتش موجود است منزه است خدايى كه در بهشت رحمت او است
سُبْحانَ الَّذى فِى الْقِيمَةِ عَدْلُهُ سُبْحانَ الَّذى رَفَعَ السَّمآءَ سُبْحانَ
منزه است خدايى كه در قيامت عدل و دادش برپا است منزه است خدايى كه آسمان را بالا برد منزه است خدايى
الَّذى بَسَطَ الاْرْضَ سُبْحانَ الَّذى لا مَلْجَاَ وَلا مَنْجا مِنْهُ اِلاّ اِلَيْهِ پس
كه زمين را گسترد منزه است خدايى كه ملجا و پناهى از او نيست جز بسوى خودش * *
بگو سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ صد مرتبه و بخوان
منزه است خدا و حمد از آن خدا است و معبودى جز خدا نيست و خدا بزرگتر از توصيف است  .


7- سوره توحيد صد مرتبه و آية الكرسى صد مرتبه و صلوات بر محمّد و آل محمّد صد مرتبه خوانده شود و دعاي ذيل خوانده شود:

لااِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيى وَ يُميتُ
معبودى جز خدا نيست يگانه اى كه شريك ندارد پادشاهى خاص او است و از آن او است حمد زنده كند و بميراند
وَيُميتُ وَيُحْيى وَهُوَ حَىُّ لا يَموُتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قديرٌ
و بميراند و زنده كند و او است زنده اى كه نميرد هرچه خير است بدست او است و او بر هر چيز توانا است.
ده مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ وَ اَتوُبُ اِلَيْهِ
آمرزش خواهم از خدايى كه معبود بحقى جز او نيست كه زنده و پاينده است و بسويش توبه كنم
ده مرتبه يا اَللّهُ ده مرتبه يا رَحْمنُ ده مرتبه يا رَحيمُ ده مرتبه يا بَديعَ
اى خدا * اى بخشاينده * اى مهربان  * اى پديدآرند
السَّمواتِ وَالاْرْضِ يا ذَاالْجَلالِ وَالاْكْرامِ ده مرتبه يا حَىُّ يا قَيُّومُ ده
آسمانها و زمين اى صاحب جلالت و بزرگوارى * اى زنده و اى پاينده*
ده مرتبه يا حَنّانُ يا مَنّانُ ده مرتبه يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ ده مرتبه امينَ

اى پرعطا اى پرنعمت * اى كه معبودى جز تو نيست * اجابت كن  *
دعا و نيايش
 

  8- ذكر صلوات از حضرت صادق عليه السلام

 اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ يا مَنْ هُوَ اَقْرَبُ اِلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ يا
 خدايا از تو خواهم اى كسى كه او نزديكتر است به من از رگ گردن
مَنْ يَحوُلُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ يا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الاَْعْلى وَبِالاُْفُقِ
كه حائل شود ميان انسان و دلش اى كه او در ديدگاه اعلى است و در افق
الْمُبينِ يا مَنْ هُوَ الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى يا مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ
آشكارى است اى كه او بخشاينده است و بر عرش استيلا دارد اى كه نيست مانندش
شَىْءٌ وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ محمد
چيزى و او شنوا و بينا است از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد .
و بخواه حاجت خود را كه برآورده خواهد شد انشاءالله تعالى پس بخوان اين صَلَوات را كه از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر كه بخواهد مسرور كند محمّد و آل محمّد را در صَلَوات بر ايشان بگويد:

اَللّهُمَّ يا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطى وَ يا خَيْرَ
خدايا اى بخشنده ترين عطابخشان و اى بهترين
مَنْ سُئِلَ وَيا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى
درخواست شدگان و اى مهربانترين كسى كه از او مهربانى جويند خدايا درود فرست بر محمد و آلش در
الاَْوَّلينَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الاَّْخِرينَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ
زمره پيشينيان و درود فرست بر محمد و آلش در زمره پسينيان و درود فرست بر محمد
و َآلِهِ فِى الْمَلاَءِ الاَْعْلى وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْمُرْسَلينَ
و آلش در ساكنين عالم بالا و درود فرست بر محمد و آلش در زمره مرسلين
اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّداً وَآلَهُ الْوَسيلَةَ وَالْفَضيلَةَ وَالشَّرَفَ وَالرِّفْعَةَ
خدايا عطا كن به محمد و آلش مقام وسيله و فضيلت و شرف و رفعت
وَالدَّرَجَةَ الْكَبيرَةَ اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِه
و درجه بلند خدايا من ايمان آوردم به محمد صلى الله عليه و آله
وَلَمْ اَرَهُ فَلا تَحْرِمْنى فِى الْقِيمَةِ رُؤْيَتَهُ وَارْزُقْنى صُحْبَتَهُ وَ تَوَفَّنى
با اينكه او را نديده ام پس در روز قيامت از ديدارش محرومم مفرما و مصاحبت و همنشينى او را روزيم فرما
عَلى مِلَّتِهِ وَاسْقِنى مِنْ حَوْضِهِ مَشْرَباً رَوِيّاً سآئِغاً هَنَّيئاً لا اَظْمَاءُ
و بر كيش او بميرانم و بنوشانم از حوض او (حوض كوثر) نوشاندنى سيراب و جانبخش و گوارا كه
بَعْدَهُ اَبَداً اِنَّكَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى
پس از آن هرگز تشنه نشوم كه براستى تو بر هرچيز توانايى خدايا من ايمان آورده ام به محمد صلى
اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَلَمْ اَرَهُ فَعَرَِّفْنى فِى الْجِنانِ وَجْهَهُ اَللّهُمَّ بَلِّغْ مُحَمَّداً
الله عليه وآله و او را نديده ام پس در بهشت رويش را به من نشان ده خدايا برسان به محمد
صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ مِنّى تَحِيَّةً كَثيرَةً وَ سَلاماً .
صلى الله عليه و آله از جانب من تحيتى بسيار و سلامى .
9- دعاي ام داود خوانده شود .
10- تسبيحي را كه ثواب آن بسيار است ودرمفاتيح آمده است گفته شود.

11- دعاي امام حسين عليه السلام در روز عرفه خوانده شود.

12- در آخر روز عرفه اين دعا خوانده شود :
يا رَبِّ اِنَّ ذنُوبى لا تَضُرُّكَ وَاِنَّ مَغْفِرَتَكَ لى لا تَنْقُصُكَ فَاَعْطِنى ما لا
پروردگارا همانا گناهان من زيانى به تو نزند و محققاً آمرزش تو از من نقصانى به تو نرساند پس عطا كن به من
يَنْقُصُكَ وَاغْفِرْ لى ما لايَضُرُّكَ و ايضا بخوان : اَللّهُمَّ لا تَحْرِمْنى خَيْرَ ما
آنچه را نقصانت نرساند و بيامرز برايم آنچه را زيانت نزند * خدايا محرومم مكن از آن خيرى كه
عِنْدَكَ لِشَرِّ ما عِنْدى فَاِنْ اَنْتَ لَمْ تَرْحَمْنى بِتَعَبى وَ نَصَبى فَلا
نزد تو است بخاطر آن شرى كه در پيش من است پس اگر تو به رنج و خستگيم رحم نمى كنى پس
تَحْرِمْنى اَجْرَ الْمُصابِ عَلى مُصيبَتِهِ
محرومم مدار از پاداش مصيبت ديده اى بر مصيبتش .

13- دعاي مشلول خوانده شود.

منبع: مفاتيح الجنان


15 ذي الحجه ولادت با سعادت امام هادي عليه السلام

مشخصات حضرت امام هادي
نام: امام علي (ع)  
القاب معروف: هادي، نقي (ع)  
کنيه: ابوالحسن سوم (ع)  
پدر و مادر: امام جواد (ع)، سمانه (س)  
وقت و محل تولد: 15 ذيحجه‏ي سال 212 هجري در روستاي صريا، نزديک مدينه.  
وقت و محل شهادت: سوم رجب سال 254 در سن 41 سالگي در شهر «سامرا» بر اثر زهري که با دسيسه‏ي «معتز» (سيزدهمين خليفه عباسي) توسط معتمد عباسي، به آن حضرت خوراندند، به شهادت رسيد.  
مرقد شريف: شهر سامرا، واقع در عراق.  


دوران زندگي: در سه بخش:  
1. حدود هشت سال قبل از امامت (از ذيحجه سال 212 تا 220 ه. ق)  
2. دوران امامت، در زمان خلفاي قبل از متوکل، دوازده سال (از سال 220 تا 232 ه. ق)  
3. دوران امامت در سخت‏ترين شرايط، در زمان خلافت پانزده ساله‏ي ديکتاتوري متوکل (دهمين خليفه عباسي) و سپس خلفاي بعدي که عبارت بودند از: منتصر، المستعين، و المعتز.  
آن حضرت حدود 33 سال امامت کرد.

 
نگاهي بر زندگاني امام
امام هادي (ع) دهمين رهبر آسماني است که از سوي پيامبر گرامي (ص) براي اداره امور امت اسلامي معرفي شده است. از نگاه پيروان اهل بيت (ع) امامت و رهبري جامعه تا دوازده نسل بر اساس فرمان الهي و پيامبر (ص) و امامان قبلي تعيين و به جامعه معرفي شده اند، در اين زنجير نوراني امام علي النقي معروف به امام هادي و ابوالحسن ثالث دهمين خورشيد هدايت امت اسلامي است.
اين رهبر بزرگوار، فرزند امام جواد (ع) نوه امام رضا (ع) است که در روستايي از اطراف مدينه به نام «صريا» به دنيا آمد. مادرش کنيزي با فضيلت و پارسا بود که سمانه نام داشت.


تأملي در معني و مفهوم «هادي» که معروف ترين لقب آن بزرگوار است، بسياري از حقايق را روشن مي سازد.
هدايت در کتب لغت دو معناي «ارائه طريق » و «رساندن به مقصد و مطلوب» را در بردارد. و معمولاًٌ در ارائه راه مطلوب و مثبت به کار مي رود.
در فرهنگ قرآن و عترت هدايت و هادي، بار مفهومي و معنايي بسيار عميق تر از رهنماي جغرافيايي دارد. شناخت راه، شناخت مقصد، شناخت امت و کاروانيان همراه، شناخت موانع و مشکلات مسير، شناخت دزد ها و گردنه ها، ايجاد انگيزه براي حرکت، دميدن روح استقامت در رهروان، حفظ اتحاد و هماهنگي کاروان، حمايت و حفاظت از جان و مال و حقوق کاروانيان وظيف دليل و رهنماي کاروان و بخشي از مفهوم «هادي» در فرهنگ اسلامي است.
امام هادي، حضرت علي بن محمد النقي و معروف به ابن الرضا (ع) خورشيد نورافشاني بود که از سالهاي 220ق تا سال 254 رسالت رهبري و هدايت امت بزرگ اسلامي را بر دوش داشت و حدود سي و چهار سال ناخداي کشتي اسلام در ميان امواج وحشتناک عصر عباسي بود.
آن بزرگوار در تاريک ترين روزگار سلط اشرار به زندگي بشريت نور و گرمي بخشيد و در دشوارترين شرايط فرزندان پيامبر و قرآن را حمايت و سرپرستي کرد.
هادي آل محمد (ع)هم قبله را به خوبي مي شناخت، هم قبيله را، هم مردم را، هم مردان ساحت سياست را، او راه دست يابي به مقام قرب خدا را از اولياي او آموخته بود. از حيله ها و نيرنگ ها و مطامع و خواسته هاي دشمنان توحيد و عدالت آگاه بود. او ضعف ها و کمبود ها و جهل و غفلت عمومي و بيماري انسانهاي عصر خويش را به خوبي مي شناخت. قربانيان بيماري هاي اجتماعي را مي ديد و از درد و رنج و مشکلات زندگي مردم مي سوخت. پزشکي بود که با مريض به خوبي آشنا و مهربان بود. آفات و آسيب ها و خطرها و بيماري ها مسلمانان و نامسلمانان را به خوبي تشخيص مي داد.
او در حدود چهل و يک سال زندگي و سي و چند سال رهبري، بر آسمان زندگي بشريت فروغ هدايت پاشيد و خورشيدوار گمشدگان وادي غفلت و حيرت و گرفتاران کوير شرک و بيداد را رهايي بخشيد. در روزگاري که جهل و غفلت عمومي از يک سو و شهوات و شبهات حکومتي از سوي ديگر، فضاي زندگي را از ظلمت و ظلم پر کرده بود و به دست گرفتن شمعي کوچک هم، گناهي بزرگ تلقّي مي شد، هادي امت، خورشيدوار بر آفاق زندگي بشريت تابيدن گرفت و بشريت مظلوم و حق طلب را از افتادن در پرتگاه هواپرستي و جهالت و چاهسار بيداد و کفر و شرک و نفاق مصون داشت.

القاب مبارک پيشواي دهم
حضرت هادي عليه‏السلام داراي ده لقب بدين قرار مي‏باشد:  
1. نقي 2. طيب 3. امين 4. هادي 5. ناصح 6. فتاح 7. مرتضي 8. فقيه 9. عالم 10. متوکل.  
لقب دهم آن بزرگوار مخفي و پوشيده بود؛ زيرا امام عليه ‏السلام به شيعيان خود سفارش مي‏کرد که اين لقب را در انجمن‏ ها نگويند و اين سفارش بدان جهت بود که امام عليه ‏السلام احتمال مي‏داد متوکل عباسي براي اين لقب مزاحم آن بزرگوار شود.  
 
انواع و ابعاد هدايت

هدايت در برابر شبکه جهاني شرک.
هدايت از ميان امواج متراکم کفر.
هدايت در برابر دام و دانه منافقان و عالمان درباري.
هدايت در برابر سلط سازمان يافته ظلم و بيدادگري.
هدايت در برابر طوفان و گردباد اختلافات فکري و فرهنگي.
هدايت امت نسبت به تأمين آبرومندانه نيازهاي زندگي.
هدايت در برابر هجوم حمايت شده فساد اخلاقي.
هدايت در برابر وسوسه هاي دروني و نيازهاي عزيزي.
و در يک سخن نجات بشريت از ظلمات به سوي نور، رسالتي سنگين و دشوار است، که هميشه بر دوش پيامبران الهي و رهبران آسماني قرار داشته و دارد و اين وظيفه الهي و قدسي در عصر سياه متوکل عباسي بر دوش امام هادي (ع) قرار داشت.
هاديان الهي، از يک سو به هدايت و رهايي ملت ها مي انديشند، از سوي ديگر به هدايت دولت ها. هم به مردم فکر مي کنند، هم به مردان صحن سياست و مديريت. هم گروه هاي و اصناف اجتماعي را در مدّ نظر دارند. هم افراد و اشخاص را، هم به نسل حاضر مي انديشند و هم به آيند امت مي نگرند.
براي آنان يک انسان هم مهم است و هدايت او با احياي بشريت برابري مي کند. امنيت و عدالت و سلامت و سعادت، حق همه است، حقي که خداوند قرار داده است و امام مرزبان «حدود و حقوق الهي» است رهبري با اين نگاه ـ که به «کرامت انسان» مي انديشد و پاسداري از حق و عدل را وظيف خويش مي داند و «عرفان الهي» و «اخلاق ملکوتي» را قلّه هاي پرواز جامعه مي شناسد ـ دشوارترين مسئوليت است.

خلفاي معاصر پيشواي دهم
امام هادي عليه‏السلام در مدت امامت خود با چند تن از خلفاي عباسي معاصر بود که به ترتيب عبارتند از:  
1. معتصم عباسي، برادر مأمون که از سال دويست و هفده تا سال دويست و بيست و هفت خلافت کرد.  
2. واثق، پسر معتصم که از سال دويست و بيست و هفت تا سال دويست و سي و دو خلافت نمود.  
3. متوکل عباسي، برادر واثق که از سال دويست و سي و دو تا سال دويست و چهل و هشت بر مسند خلافت تکيه زد.  
4. منتصر، پسر متوکل عباسي که از سال دويست و چهل و هشت تا سال دويست و پنجاه و دو خليفه بوده است.  
5. مستعين، پسر عموي منتصر که از سال دويست و چهل و هشت تا سال دويست و پنجاه و دو خلافت کرد.  
6. معتز، پسر ديگر متوکل عباسي که از سال دويست و پنجاه و دو تا سال دويست و پنجاه و پنج خليفه بوده است.  
امام هادي عليه‏السلام در زمان خليفه‏ي اخير يعني معتز مسموم شد و به شهادت رسيد و در خانه‏ي خود به خاک سپرده شد.


عصر هادوي
رهبري و امامت هميشه رسالتي سنگين است که آسمان و زمين و کوه ها از تحمل آن مي گريزند و تنها فرزندان فاطمه و آموزش ديدگان مدرسه علوي (ع) با حول و قوه الهي مي توانند، اين بار امانت را بر دوش کشند. عصر امام هادي (ع) عصر دشواري است که نمرود رداي ابراهيم (ع) بر تن دارد و فرعون عصاي موسي به دست گرفته است. ابوسفيان در جايگاه پيامبر نشسته و يزيد نداي توحيد و اخلاق بر مي آورد. هدايت امت در اين شرايط که اتحاد زر و زور و تزوير بر کرسي رهبري نشسته چقدر دشوار است.
عباسيان به بهانه وابستگي به پيامبر (ص) بر کرسي خلافت نشسته اند و خلافت و حکومت و دولت ابزاري براي بهره کشي از مردم و غارت «جان» و «مال» و «نواميس» محرومان شده است. متوکل کاخهاي متعدد مي سازد، کاخ شاه، کاخ عروس، کاخ شبداز، کاخ بديع، کاخ غربت، کاخ برج که هفتصد هزار دنيار فقط هزينه ساخت، کاخ برج شده است.[1] .
متوکل دوازده هزار کنيز در کاخ خود دارد وقتي براي پسرش «عبدالله معتز» جشن ختنه سوران مي گيرد فرشي با يکصد ذراع طول با عرض پنجاه ذراع آماده مي شود، چهار هزار صندلي از طلا و مرصع به جواهر در تالار قصر مي چيند و بيست ميليون درهم براي نثار بر سر خدام و حاشيه نشينان فراهم مي آيد و غارت بيت المال به اوج مي رسد.[2] .
ميگساري و فسق و فجور و رقص و موزيک بر کاخ ها و درباريان حاکم است و فقر و شمشير و توهين و تحقير بر توده هاي مردم و بالاترين فشار ها و زندان و تبعيد و فرار و اعدام و تعقيب علويان و فرزندان فاطمه (س) را تهديد مي کند.
متوکل، شخصي به نام عمر بن فرج رخّجي را والي مکه و مدينه کرده بود و او مردم را از هر گونه احسان و نيکي به آل ابوطالب منع مي کرد و هر کس با آنان مهرباني مي کرد، مورد تعقيب و آزار قرار مي گرفت. به حدّي کار بر بانوان علوي سخت شد که لباس درستي نداشتند که در آن نماز بخوانند. تنها يک پيراهن مناسب براي نماز در دست آنان بود که به نوبت در آن نماز مي خواندند. ولي پس از نماز آن را در مي آوردند و به همان جامه هاي کهنه و بدون جامه به چرخ ريسي مي پرداختند.[3] .
در اين دوران سخت جاهليت عباسيان ـ روزگار متوکل ـ دوباره دنيا بر مدار کفر و مراد جور مي گردد.
شمشيرهاي دفاع از اسلام و اهل بيت (ع) شکسته، و حلقوم ها بريده و دارها برچيده و خون ها شسته اند. و بر مزارآباد شهيدان و قبرستان سرد و ساکت زندگان، شب سياه هراس و خفقان سايه افکنده و واي جغدي هم به گوش نمي رسد.
جاهليت جديد عصر بني عباس، سياه تر و وحشي تر و سنگين تر از طغيان طاغوت هاي اموي است در اين فضاي سرد و يأس و طوفان بيم و هراس، باز هم مردي از مدينه النبي (ص) تا بغداد و سامرا، مشعل اميد و روشنايي و بيداري و قيام و آزادي در دست دارد. او امام هادي (ع) است که رداي پيامبر بر دوش و فرياد علي و فاطمه (س) در گلو و دانش قرآن در سينه و عشق و آزادي مسلمانان در سر، چه کسي جز او مي تواند در برابر اقتدار کفر و بيداد و جاذبه هاي فسق و فجور از فرياد قرآن و آزادي انسان حمايت کند.


رسالت بزرگ
رسالت بزرگ پاسداري از همه ارزش ها در برابر هجوم بي مرز بر دوش فرزند رشيد امام جواد (ع) و نوه خورشيد خراسان، ابن الرضا (ع) ، حضرت امام هادي (ع) است.
پاسداري از کتاب هدايت و نور،
پاسداري از فطرت سليم و پاک انساني،
پاسداري از نيروي عقل و خردورزي،
پاسداري از ميراث گرانبهاي حديث نبوي (ص)
پاسداري از رهنمودها و دستاوردهاي اوصياي پيشين رسول خدا (ص) و انتقال کامل اين معارف به جامعه، برنامه زندگي امام هادي (ع) است.
امام نقش رساندن پيام قرآن به گوش عصرها و نسل ها را بر عهده دارد، ولي در ميان هلهله مستانه و طبل و کرناي ارتش خونريز متوکل و موسيقي مدام خنيانگران و رقاصگان و جشن و پايکوبي و بازي ها، مسابقات و جشن هاي هزار و يک شب عباسيان، چگونه قرآن تلاوت کند و در کجا تفسير قرآن بگويد و چگونه جامعه را به شناخت و احياي سنت هاي نبوي فراخواند.
امام از هشت سالگي رسالت بزرگ رهبري امت را بر دوش گرفته است، ولي از همان آغاز به بهانه تربيت و آموزش در خانه اي در صريا اطراف مدينه تا حدود 13 سالگي تحت نظر قرار مي گيرد و سپس در تبعيد گاه سامرا 20 سال رايت نوراني امامت را برافراشته نگه مي دارد.
ده سال با معتصم برادر مأمون،ده سال در عصر واثق پسر معتصم.
و حدود 16 سال با متوکل ـ دژخيم ترين غدّه بدخيم در روزگار امام.
6 ماه با منتصر پسر متوکل،4 سال با مستعين پسر عموي منتصر و 3 سال با معتز پسر متوکل معاصر است.
ويژه نامه امام هادي (ع) که حرفي از هزاران و قطره اي از اقيانوس ارزش ها، انديشه ها، و اخلاق و رفتار آن بزرگوار است به همين اميد فراهم آمد که ما را بيشتر با سيماي آسماني او آشنا کند و در هجوم تاتاروار مغول هاي غربي و مزدوران انگليس و آمريکا به مرقد پاک پيشوايان سامرا، دفاعي فرهنگي از آفتاب سامرا باشد.


صلوات بر امام هادي
«بارالها! بر علي بن محمد (امام هادي) درود فرست.
او که جانشين اوصياي پيامبر (ص) و پيشواي پارسايان است.
و جايگزين رهبران دين و حجت بر تمام آفريدگان.
بارالها! همانگونه که او را نوري قرار دادي تا مؤمنان از او فروغ بگيرند. او به پاداش بزرگ تو بشارت داد و از کيفر تو مردم را بر حذر داشت و آيات تو را يادآور گرديد، حلال تو را حلال دانست و حرام تو را حرام شمرد. آئين تو و واجبات تو را روشن کرد و مردم را به عبادت تو برانگيخت. و به طاعت تو فرمان داد و از معصيت تو بازداشت.
خدايا! بر او درود فرست برترين درودي که بر هر کدام از اولياي خودت و ذرّيه پيامبرانت مي فرستي اي معبود جهانيان» .



در اين صلوات که از امام حسن عسکري (ع) درباره هر کدام از چهارده معصوم نقل شده درباره امام هادي (ع) چنين آمده است:
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي‏ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَصِيِّ الْأَوْصِيآءِ، وَاِمامِ الْأَتْقِيآءِ، وَخَلَفِ اَئِمَّةِ الدّينِ، وَالْحُجَّةِ عَلَي الْخَلائِقِ اَجْمَعينَ، اَللّهُمَّ کَماجَعَلْتَهُ نوُراً يَسْتَضيي‏ُ بِهِ الْمُؤْمِنوُنَ فَبَشَّرَ بِالْجَزيلِ مِنْ ثَوابِکَ، وَاَنْذَرَ بِالْأَليمِ مِنْ عِقابِکَ، وَحَذَّرَ بَاْسَکَ، وَذَکَّرَ بِآياتِکَ، وَاَحَلَّ حَلالَکَ، وَحَرَّمَ حَرامَکَ، وَبَيَّنَ شَرايِعَکَ وَفَرايِضَکَ، وَحَضَّ عَلي‏ عِبادَتِکَ، وَاَمَرَ بِطاعَتِکَ، وَنَهي‏ عَنْ مَعْصِيَتِکَ، فَصَلِّ عَلَيْهِ اَفْضَلَ ما صَلَّيْتَ عَلي‏ اَحَدٍ مِنْ اَوْلِيآئِکَ، وَذُرِّيَّةِ اَنْبِيآئِکَ، يا اِلهَ الْعالَمينَ.
پي نوشته ها :
[1] سيره پيشوايان، ص593.
[2] همان، ص594.
[3] تتمة المنتهي، ص323.

 

 

غدیر، کامل ترین مظهر وحدت

غدیر

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اعلام کرده بود این آخرین حج اوست و می خواهد روش صحیح حج را به مردم یاد داده، تمام آداب حج را اجرا نماید. مسلمانان بسیاری برای درک آخرین حج فرستاده خدا عازم حج گردیدند و حال پس از اتمام حج راهی سرزمینهای خود بودند. برخی حاجیان از آبگیر[1] «خم» رد شده بودند و گروهی آرام آرام به آنجا نزدیک می شدند. منطقه «خم» مانند تقاطعی بود که راهها در آنجا از هم جدا می شد. ناگاه پیک های رسول خدا صلی الله علیه و آله، حاجیانِ از «خم» عبور کرده را فراخواندند تا به آن باز گردند.
آنچه را بر من وحی کرده ادا می کنم

رسول الله صلی الله علیه و آله دستور داد همه صبر کنند تا آنان که عقب تر هستند نیز برسند. سپس بر منبر گونه ای، که از جهاز شتران درست شده بود، بالا رفت. آن روز به قدری گرم بود که مردم ناچار شدند عباهای خود را زیر پا پهن کنند تا پاهاشان از شدت حرارت نسوزد.[2] در این هنگام بود  که همه حاجیان دیدند پیامبر خدا صلی الله علیه و آله  کسی را بالای جهاز شتران در کنار خود آورد، دستش را بلند کرد و شروع به خطبه خواندن نمود:

«حمد مخصوص خدایی است که... علمش همه چیز را در بر گرفته است... رازهای درون آدمی را فهمیده... هیچ امر مخفی، برای او پنهان نبوده و مشتبه نمی شود. آن خدایی که به همه چیز احاطه داشته، بر همه چیز غلبه، در همه چیز قوت و بر همه کار قدرت دارد... شکننده ی هر ستمکارِ خیره سر و نابود کننده ی هر شیطنت پیشه ی شورش گر است... در آشکار و نهان و در سختی و آسایش حمدش می کنم.... به فرمانش گوش داده، آن را اطاعت کرده، به هر چه  راضیش کند مبادرت ورزیده و تسلیم قضای او هستم... آنچه را بر من وحی کرده ادا می کنم از بیم آنکه اگر ادا ننمایم عذابی کوبنده مرا فرا گیرد که هیچ کس نتواند نجاتم دهد... زیرا خدا به من اعلام کرد که اگر آنچه را بر من فرستاده ابلاغ نکنم اصلا رسالت او را ابلاغ نکرده ام و البته او خود نگهداری مرا برایم ضمانت کرده است و  او خدای کافیت کننده و کریم است. خداوند به من وحی نمود: «بسم اللَّه الرحمن الرحیم یا أیُّها الرسولُ بَلِّغْ ما أنزِلَ إلَیكَ مِن ربِّك‏ و إن لَم تَفعَلْ فَما بَلَّغتَ رِسالَتَه و اللَّهُ یَعصِمُكَ مِن الناسِ‏»...[3]

 
انسان آرمانی اسلام در آینه غدیر

هر چند به اعتقاد شیعه نصب امام علی بن ابی طالب علیه السلام توسط پیامبر گرامی اسلام برای حکومت و خلافت بلافاصله ی بعد از خود، امری است که در واقعه غدیر خم و در جای جای خطبه رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آن روز[4] به صورتی آشکار نمایان است، اما «غدیر یك مسأله‏ى اسلامى است؛ یك مسأله‏ى فقط شیعى نیست. در تاریخ اسلام، پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله  یك روز سخنى بر زبان رانده و عملى انجام داده است كه این سخن و این عمل، از ابعاد گوناگون داراى درس و معناست.... مضمون حدیث غدیر، فقط مسأله‏ى نصب آن حضرت به خلافت نیست؛ مضامین دیگرى هم دارد كه همه‏ى مسلمانان مى‏توانند از آن بهره ببرند».[5]

پیغمبر صلی الله علیه و آله ، در قضیه‏ى غدیر، كسى را در مقابل چشم مسلمانان و دیدگان تاریخ قرار دادند كه از ارزشهاى اسلامى، به طور كامل برخوردار بودند؛
این اقدام رسول خدا صلی الله علیه و آله بیان کننده آن است که شخصیت مطلوب اسلام، شخصیتی است با ویژگیهای امام علی علیه السلام

یکی از آن مواردی که اختصاص به شیعه نداشته و برای همه مسلمانان قابل استفاده است این است که در ماجرای عظیم غدیر خم، رسول خدا صلی الله علیه و آله ، امام علی بن ابی طالب علیه السلام را به تمام مسلمانان طول تاریخ و بلکه به جامعه بشریت معرفی کرده است. کاری که نبی مکرم اسلام در طول زندگی خود برای هیچ کس دیگر انجام نداد. «پیغمبر صلی الله علیه و آله، در قضیه‏ى غدیر، كسى را در مقابل چشم مسلمانان و دیدگان تاریخ قرار دادند كه از ارزشهاى اسلامى، به طور كامل برخوردار بودند؛ یك انسان مۆمن، داراى حد اعلاى تقوا و پرهیزكارى، فداكار در راه دین، بى‏رغبت نسبت به مطامع دنیوى، تجربه شده و امتحان داده در همه‏ى میدانهاى اسلامى».[6] این اقدام رسول خدا صلی الله علیه و آله بیان کننده آن است که شخصیت مطلوب اسلام، شخصیتی است با ویژگیهای امام علی علیه السلام.

هر چند خدا ترسی، فداکاری و علم امام علی بن ابی طالب علیه السلام فوق آن است که در توصیف کتابها آید اما بیان چند نمونه می تواند روزنه ای باشد به سوی انسان آرمانی اسلام که رسول الله صلی الله علیه و آله در غدیر خم به بشریت معرفی نمود.

 
خداترسیِ فردی و اجتماعی

مراعات شدید امام علی علیه السلام در مورد بیت المال از سویی و احوال غریب آن جناب در مناجات با خدای متعال از سوی دیگر  هر دو بیانگر خداترسی شدید آن جناب چه در امور فردی و چه در امور اجتماعی است.

روزی عبدالله بن جعفر[7] در محضر امام علی علیه السلام از شدت تنگ دستی گلایه کرده، از امام تقاضا می کند دستوری صادر نماید تا از بیت المال به او کمک کنند. امام به عبدالله می گوید: «به خدا سوگند چیزی برای تو ندارم مگر اینکه به عمویت دستور دهی که برایت دزدی کند.[8]».[9]

شبیه این ماجرا برای عقیل برادر بزرگتر امام نیز اتفاق افتاد. امام در پاسخ به درخواست عقیل که در وضع بسیار بد اقتصادی به سر می برد فرمود تا روز جمعه در نماز جمعه حاضر شود. پس از اتمام نماز امام رو به عقیل کرد و گفت: «نظرت در مورد کسی که به همه این مردم خیانت کند چیست؟» عقیل پاسخ داد: «چنین کسی چه انسان بدی خواهد بود». امام فرمود: «این در حالی است که تو به من می گویی به اینها خیانت کرده، از بیت المال به تو بدهم!»[10]
امامت

بر بلندای بندگی

این سخت گیری در برابر درخواست برادر و برادر زاده از امیری که از آنسوی مصر تا افغانستان دامنه قلمرو حکومتش را تشکیل می دهد نشان از خوف عمیق او از خداست.

امام باقر علیه السلام روزی پدرش را مشغول عبادت می بیند. شدت عبادت با پدر چنان کرده که رنگ مبارکش زرد شده، چشمانش از شدت گریه چرکین گشته، بینی اش از کثرت سجده زخم شده و پاهایش به دلیل زیاد ایستادن در نماز ورم نموده بود. امام باقر علیه السلام می فرماید: چون پدر را در این حال دیدم نتوانستم جلوی گریه خود را بگیرم. بعد از مدتی پدر به من نگاهی کرده فرمود یکی از کتابهایی که در آن از عبادتهای علی علیه السلام چیزی نوشته بود برایش ببرم. چون کتاب را برایش بردم اندکی از آن را خواند و سپس با حالی اندوهگین و منزجر کتاب را رها نموده، فرمود: «چه کسی می تواند مانند علی عبادت کند!!»[11]

 
پروانه ای بر گرد شمع نبوت

ماجرای لیلة المبیت و آنچه در جنگ احد اتفاق افتاد دو نمونه از صدها نمونه فداکاری امام علی بن ابی طالب علیه السلام در راه اسلام است. پس از آنکه قریش تصمیم به قتل رسول خدا صلی الله علیه و آله گرفتند جبرئیل بر آن جناب نازل شد و او را از تصمیم آنها مطلع کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله که قصد ترک مکه را داشت از امام علی علیه السلام خواست تا در رختخوابش بخوابد تا قریش که شب با شمشیرهای آماده خانه را محاصره می کنند با دیدن رختخواب گمان کنند رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن خوابیده است. امیرالمۆمنین علیه السلام این خواسته رسول خدا صلی الله علیه و آله را اجابت نمود و در دامن خطر رفت تا جان ایشان در امان باشد.[12]

حضرت علی علیه السلام در تمام جنگهایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در آنها بود حاضر شد.[13] در جنگ احد آنگاه که جنگ دشوار شد دندان رسول خدا صلی الله علیه و آله شکسته شد و بسیاری از مسلمانان آن حضرت را رها کرده فرار کردند در حالی که پیامبر صلی الله علیه و آله آنان را صدا می زد، امام علی علیه السلام چون پروانه ای گرد شمع رسول خدا صلی الله علیه و آله گردید و از جان ایشان دفاع نمود. این صحنه به قدری دشوار بود که شمشیر امام علی علیه السلام شکست و امام نود زخم برداشت.[14] فداکاری و شجاعت امام در این صحنه آنقدر بود که جبرئیل پس از مشاهده این ماجرا ندا داد: «لا سیف الا ذوالفقار و لا فتی الا علی».[15]

 
باب علم رسول

در باب علم امام علی علیه السلام مطالب بسیاری نقل شده است. ذکر چند مورد از آنچه در کتب اهل سنت آمده است نشان می دهد آن تابلوی بلندی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز غدیر نصب نمود، اختصاصی به شیعه ندارد و همه می توانند از آن استفاده کنند.

غدیر یك مسأله‏ى اسلامى است؛ یك مسأله‏ى فقط شیعى نیست... مضمون حدیث غدیر، فقط مسأله‏ى نصب آن حضرت به خلافت نیست؛ مضامین دیگرى هم دارد كه همه‏ى مسلمانان مى‏توانند از آن بهره ببرند

در منابع اهل سنت آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «من شهر علمم و علی درب آن است هر کس علم می خواهد از درب آن وارد شود».[16]

عبدالرحمن بن ابی لیلی می گوید عمر بن خطاب گفت: «علی در امر قضاوت از همه ما آگاه تر بود».[17]

سعید بن مسیب نیز می گوید: «همیشه عمر از مشکلی که برای حلّش علی نباشد به خدا پناه میبرد».[18]

ضحاک بن مزاحم از ابن عباس نقل می کند که گفت:«به خدا سوگند نُه دهم علم به علی داده شده است و البته در یک دهم باقی نیز علی با بقیه مردم شریک است».[19]

آنگاه که خبر شهادت امام علی علیه السلام به معاویه رسید، او گفت: «فقه و علم با مرگ علی رفتند».[20]

عبد الملک بن ابی سلیمان می گوید: از عطاء پرسیدم: آیا در اصحاب محمد از علی عالمتر هم بود؟ او جواب داد: نه![21]

 
عَلَم هدایت در سر راه بشریت

اینها تنها قطره هایی ناچیز در برابر اقیانوس فضایل کسی است که تمام مسلمانان می توانند با افتخار خود را پیرو دینی بدانند که او هم پیروش بود. امام علی علیه السلام تنها  کسی است که رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله در اجتماعی هفتاد هزار نفری او را به عنوان عَلَمی در سر راه بشریت قرار داد تا هر که خواست راه هدایت را پیدا کند راهنمایی آشکار داشته باشد. با چنین نگاهی به روز غدیر، به آسانی، «غدیر» عید تمام مسلمانان خواهد بود حتی اگر آن جنبه از غدیر که شیعه به آن اعتقاد داشته، و در ماجرای غدیر نیز کاملا روشن است، مورد پذیرش سایر مسلمانان قرار نگیرد.

 

پی نوشت:

[1] - غدیر به معنای آبگیر و برکه است. غدیر خم یعنی آبگیری که در منطقه خم قرار داشته است. با گذشت زمان روز نصب امیر المۆمنین علیه السلام به حکومت با همین نام مشهور گردید.

[2] - این در حالی است که عربهای حجاز به گرما عادت داشتند.

[3] - الإحتجاج، ج‏1،ص 58 و59.

[4] - برای مشاهده ی کل خطبه ر.ک: الإحتجاج (الطبرسی)،ج‏1،ص55 به بعد و تفسیر الصافی،ج‏2،ص56 و الیقین باختصاص مولانا علی بإمرة المۆمنین،ص346 و بحار الأنوار،ج‏37،ص204 و تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب،ج‏4،ص174.

[5] - بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا علیه السلام در مشهد مقدّس‏ 06/ 01/ 1379.

[6] - بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان و كارگزاران نظام، به مناسبت عید غدیر خم  30/ 03/ 1371.

[7] - عبدالله فرزند جعفر بن ابی طالب است. جعفر برادر امام علی علیه السلام است که در رکاب رسول خدا صلی الله علیه و آله شهید شد و رسول الله صلی الله علیه و آله لقب جعفر طیار را به او داد.

[8] - منظور حضرت آن است که اگر از بیت المال به تو سهم بیشتری بدهم، حق سایر مسلمانان را ضایع کرده ام و این کار دزدی است!

[9] - الغارات (ط - القدیمة) ؛ ج‏1 ؛ ص43.

[10] - همان؛ ج‏2 ؛ ص379.

[11] - الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص: 142.

[12] - این ماجرا علاوه بر کتب شیعی در کتب اهل سنت نیز به طرق مختلف آمده است. به عنوان نمونه ابن اثیر در اثر مشهور خود اسد الغابه با چهار سند این  ماجرا را نقل میکند: ر.ک: أسدالغابة،ج‏3،ص:592 و600 .

[13] - به جز جنگ تبوک که خود پیامبر به ایشان دستور داد در مدینه بماند: الاستیعاب،ج‏3،ص:1096 و أسدالغابة،ج‏3،ص:588.

[14] - تفسیر القمی، ج‏1، ص: 116.

[15] - الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج‏1، ص: 84.

[16] - الاستیعاب،ج‏3،ص:1102 و أسدالغابة،ج‏3،ص:597.

[17] - همان.

[18] - «عن سعید بن المسیّب، قال: كان عمر یتعوّذ باللَّه من معضلة لیس لها أبو حسن». عبارت «کان یتعوذ» دلالت بر تکرار و استمرار دارد. همان، صص1102و1103.

[19] - همان، ص1104.

[20] - همان، ص1108.

[21] - أسدالغابة،ج‏3،ص:597.



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :