شنبه - 2017 نوامبر 18 - 29 صفر 1439 - 27 آبان 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 190219
تاریخ انتشار : 12 شهریور 1395 17:22
تعداد مشاهدات : 265

مدرسه علمیه کریمه اهل بیت علیهم السلام

علی (ع) ؛ جان پیامبر(ص)

ابتدا صاحبان سقيفه، اميد دريافت مأموريّت براي ابلاغ و قرائت سوره برائت را داشتند، ولي همان وحيي كه تبرّي را آورد، دستور ابلاغش را نيز داد كه اين تبرّي را بايد كسي كه خود مظهر تولّي و تبرّي است، ابلاغ كند.

اول ذی الحجه و اولین واقعه

در دهه نخست ذيحجه مهمترين حادثه تاريخي كه رخ داد نزول سوره برائت و ابلاغ آن به دست امير تبرّي، علي‏ بن ابي‏طالب(سلام‏ الله ‏عليه) است. ابتدا صاحبان سقيفه، اميد دريافت مأموريّت براي ابلاغ و قرائت آن سوره را داشتند، ولي همان وحيي كه تبرّي را آورد، دستور ابلاغش را نيز داد كه اين تبرّي را بايد كسي كه خود مظهر تولّي و تبرّي است، ابلاغ كند، و اي پيامبر! جز تو يا آنكه از تو و به منزله جان توست شايستگي اين مسئوليت را ندارد: «لا يؤدّيها إلاّ أنت أو رجل منك». از اين‏رو امير مؤمنان، امام علي(عليه ‏السلام) كه نفْس رسول اكرم‏ صلي الله عليه و آله و سلم است،عهده‏ دار تبليغ آن شد: (وأذان من الله ورسوله إلي النّاس يوم الحج الأكبر أنّ الله بري‏ء من المشركين ورسولُه)

(صهباي‏ حج ،نوشته حضرت آیه الله جوادی آملی ،نشر اسراء ، صفحه 74)


در سال نهم هجرت بود كه رسول خدا صلى الله عليه وآله ابتدا ابوبكر را براى خواندن سوره برائت و اعلام بيزارى خدا و رسولش از مشركان، به مكه فرستاد؛ اما وقتى به نيمه هاى راه رسيد، جبرئيل نازل شد و به پيامبر دستور داد كه اين سوره بايد توسط خود شما يا كسى كه از خود شما و همانند شما است خوانده شود.
پس از آن، پيام آور خدا اميرمؤمنان عليه السلام را به دنبال ابوبكر فرستاد تا آيات قرآن را از او بستاند، ابوبكر را برگرداند و خود آن را موسم حج در مكه بخواند.
ابوبكر كه از اين قضيه به شدت ناراحت شده بود، با چشمان گريان بازگشت و دليل آن را از پيامبر پرسيد، آن حضرت نيز فرمود كه خداوند دستور داده است كه اين مأموريت را يا خودت انجام بده يا شخصى همانند خودت.

أُمِرْتُ أَنْ لَا يُبَلِّغَهُ إِلَّا أَنَا، أَوْ رَجُلٌ مِنِّي. 
و اين مسأله يكى از مسائلى بود كه حقد و كينه را نسبت به اميرمؤمنان عليه السلام شعله ور ساخت. آتش اين كينه ها، پس از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سر برافراشت، خانه وحى را سوزاند و شخصى را كه نامه اعلام برائت را از ابوبكر گرفته بود، تا سال ها بعد خانه نشين كرد.

 

اين فضيلت بى نظير از طرفى برترى مطلق اميرمؤمنان عليه السلام را بر خليفه اول ثابت مى كند؛ زيرا بر طبق اين روايت، اميرمؤمنان عليه السلام نزديك ترين شخص به پيامبر خدا و مطيع كامل آن حضرت بوده است؛ چنانچه خداوند از زبان حضرت ابراهيم عليه السلام مى فرمايد:
فَمَنْ تَبِعَني‏ فَإِنَّهُ مِنِّي‏. ابراهيم/36.
هر كس از من اطاعت كند؛ پس او از من است.
و در اين روايت نيز آمده است كه رسول خدا فرمود:
لاَ يَذْهَبُ بها الا رَجُلٌ مني وأنا منه.
شايسته نيست كه اين مأموريت را كسى انجام دهد؛ مگر شخصى كه از من است و من از اويم.

و اين يعنى اين كه اميرمؤمنان عليه السلام جان پيامبر صلى الله عليه وآله است، هيچ تفاوتى با آن حضرت نداشته و در حقيقت يك روح در دو بدن هستند؛ همان طورى كه خداوند در آيه مباهله، اميرمؤمنان عليه السلام را «جان پيامبر» خوانده است.

 

از طرف ديگر ثابت مى كند كه ابوبكر داراى چنين ويژگى نبوده است و قاعده «فمن تبعنى فإنه مني» شامل حال او نمى شود و بلكه او حتى شايستگى خواندن چند سوره قرآن و رساندن پيام خدا و رسولش را براى مشركان نداشته است؛ چه رسد به خلافت و جانشينى آخرين پيامبر خدا.

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :