چهارشنبه - 2017 نوامبر 22 - 4 ربيع الاول 1439 - 1 آذر 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 190214
تاریخ انتشار : 11 شهریور 1395 14:31
تعداد مشاهدات : 317

مدرسه علمیه حضرت ولی عصر (عج)

ارکان توبه در کلام امام جواد علیه السلام

برای توبه شرایطی گفته شده که از جمله آنها...


انسان به علل و عواملی ناچار است که توبه کند و به مسیر درست بازگردد. بازگشت به مسیر درست از همان جایی که خطا و اشتباه و گناه کرده، نیازمند زمینه هایی است که در کلام امام جواد(ع) به آن اشاره شده است. نویسنده در این مطلب به این موضوع پرداخته است.
***


توبه خدا و توبه بنده
توبه از واژه عربی «توب» و به معنای رجوع و بازگشت است. (معجم مقاییس اللغه، ج1، ص357، «توب») در فرهنگ قرآن، توبه نخست به خدا نسبت داده شده و سپس به بنده و سپس به خدا، این بدان معناست که توبه دارای سه مرحله بازگشت رحمت خداوندی، توفیق توبه از سوی بنده و قبول آن از سوی خداست. خداوند در آیه 37 سوره بقره می فرماید: فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم؛ آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت کرد، پس خداوند توبه اش را پذیرفت و بر او بخشید؛ چرا که خداوند بسیار توبه پذیر و مهربان است.
از آموزه های قرآنی به دست می آید که توبه از سوی بنده، همان بازگشت از معصیت و خطا و پشیمانی از آن است؛ و توبه از جانب خدا، به معنای فراهم آوری زمینه و بستر توبه برای بنده و توفیق توبه و همچنین پذیرفتن توبه او است. (نگاه کنید: مجمع البیان، ج2-1، ص200؛ لسان العرب، ج2، ص61، «توب»)
باید توجه داشت که در زبان عربی هرگاه لفظ توبه به خدا نسبت داده شود، با حرف «علی» و هرگاه به بنده نسبت داده شود با حرف «الی» به کار می رود مثل: اتوب الی الله.


فلسفه توبه
یکی از بهترین و مهم ترین آموزه های دینی اسلام توبه است؛ توبه ظرفیتی بی پایان برای تحول کمالی انسان است؛ زیرا توبه به انسان اجازه می دهد تا همواره در خوف و رجا باشد و امید را در دل ها زنده می کند و نومیدی را می زداید؛ براساس آموزه های قرآنی انسان از هر چیزی می تواند توبه کند و به مسیر درست بازگردد، تو گویی تازه از مادر زاده شده و پیش از آن هیچ مسیر خطا و گناه و اشتباهی را نپیموده است.
در آیات قرآن بر این نکته تأکید شده که انسان حتی از کفر و شرک که بزرگترین گناهان هستند (لقمان، آیه13) می تواند توبه کند بی آنکه آثار و پیامدهای رفتار زشت و اسرافی گذشته در او باقی بماند. خداوند در آیه 53 سوره زمر این بشارت را به همه گناهکاران در هر درجه و مرتبه ای می دهد که توبه آنان پذیرفته خواهد شد: بگو: «ای بندگان من- که بر خویشتن زیاده روی روا داشته اید- از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را می آمرزد، که او خود آمرزنده مهربان است.
پس توبه به همه بشر این اماکن را می دهد که در مسیر کمال قرار گیرند و دوباره از نو شروع کنند و نیازی نیست که از رحمت الهی نومید شوند و به دلیل نومیدی دست به گناهان بزرگی بزنند و وضعیت خود را بدتر کنند.
البته درهای رحمت الهی برای پذیرش توبه و توفیق بدان تا پیش از احتضار و مرگ است؛ اما زمانی که مرگ رویت شد دیگر این امکان برداشته می شود و دیگر توبه کسی پذیرفته نیست؛ چنانکه توبه فرعون هنگام غرق پذیرفته نشد. (یونس، آیات 90 و 98)


ارکان توبه
برای توبه شرایطی گفته شده که از جمله آنها

1- داشتن اخلاص در توبه (تحریم، آیه8)، 2- اعتراف و اقرار به گناه (اعراف، آیه 23؛ توبه، آیه 102؛ نمل، آیه 44)، 3- توسل به پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) برای پذیرش توبه از سوی خدا (نساء، آیه64؛ بقره، آیه 37 و روایات تفسیری؛ مجمع البیان، ج2-1، ص200؛ الدرالمنثور، ج1، ص119)، 4- ذکرخدا با تسبیح و حمد او (بقره، آیه 37 و روایات تفسیری تفسیر عیاشی، ج1، ص41، ح25)


امام جواد(ع) درباره ارکان توبه می فرماید:

التوبه علی أربع دعائم: ندم بالقلب، و استغفار باللسان، و عمل بالجوارح، و عزم أن لایعود؛ شرایط پذیرش توبه چهار چیز است: پشیمانی قلبی، استغفار با زبان، جبران کردن گناه- نسبت به همان گناه، جبران حق الله و یا حق الناس- تصمیم جدی بر اینکه دیگر مرتکب آن گناه نشود. (ارشاد القلوب دیلمی، ص160)
1- پشیمانی قلبی: اولین گام در توبه، پذیرش اشتباه، خطا و گناه است. به این معنا که به این درک و فهم برسد که مسیر نادرستی را رفته است. این امر زمانی رخ می دهد که آدمی حق وباطل و درست و نادرست را تشخیص بدهد. پس از درک این موضوع، این علم و یقین به شکل باور و ایمان درآید و قلب نیز آن را بپذیرد؛ زیرا بسیاری از مردم به امری یقین و قطع پیدا می کنند ولی برخلاف آن، رفتار می کنند؛ زیرا قلبشان بدان ایمان نیاورده و باور ندارد. (نمل، آیه14) پس انسان خطاکار وقتی باور کرد که اشتباه کرده است، آنگاه نادم می شود. این نخستین مرحله از مراحل اصلی توبه است که امام جواد(ع) به آن توجه داده است.
2- استغفار زبانی: پس از آنکه انسان پشیمان شد و شرم خطا و گناه بر دل و چهره اش آشکار شد، می بایست استغفار کند و از خداوند طلب آمرزش و مغفرت کند. این طلب باید به زبان ابراز شود. بسیاری از مردم با آنکه در برابر خطا و اشتباه خویش اقرار باطنی و قلبی دارند، ولی حاضر به گفتن یک کلمه «اشتباه کردم» نیستند. اقرار زبانی به آدمی کمک می کند تا دست از استکبار و غرور بردارد. اینکه ابلیس گرفتاری اش بیشتر شد به خاطر همین غرور و استکبار بیجا بود. از این رو آدم(ع) توبه می کند ولی ابلیس حاضر به توبه نیست و حتی استکبار و غرورش موجب می شود که رفتار زشت خود را توجیه کرده و برای آن دلیل و برهان بیاورد که من بهتر از او هستم و باید من این مقام را داشته باشم و خلافت خدا، حق من است و حالا که نمی پذیری من آدم و فرزندانش را گمراه می کنم. به هر حال، اقرار زبانی نشانه ای از خضوع و خشوع و دوری و رهایی از استکبار است. اصولاً اهل استکبار و غرور حاضر به دعا و عبادت و استغفار و مانند آن نیستند و دست به دعا و استغفار بلند نمی کنند.
3. عمل بدنی: مرحله سوم از مراحل توبه آن است که انسان پس از استغفار، رفتار و اعمالی از خود بروز دهد که جبران آن رفتار پیشین شود و به مسیر درست درآید و از راه و مسیر پیشین دور شود. پس اگر حق افرادی بر گردنش است آن را بردارد و به شکلی جبران گذشته کند. به عنوان نمونه اگر غیبت می کرد، دیگر غیبت نکند یا اگر ظرف کسی را شکسته آن را در صورت  امکان مالی، جبران کند و یا از او حلالیت بطلبد و اگر در دسترس نبود از خداوند بخواهد به طوری که شایسته است زمینه جبران را فراهم آورد؛ چنانکه در دعای روز دوشنبه شیوه آن آموزش داده شده است.
4. عزم بر ترک: مقام عزم، مقام عمل است یعنی دیگر به آن عمل زشت پیشین بازنگردد و آن را انجام ندهد. این مرحله آخر از مراحل توبه واقعی است که امام جواد(ع) بدان تکیه دارد. البته بسیاری از مردم اگر به کاری زشت عادت کرده باشند به سادگی نمی توانند آن را ترک کنند و مانند معتادین به مواد مخدر می مانند که با کوچک ترین شرایط مهیا، به اعتیاد برمی گردند.  از این رو امام جواد(ع) بر عزم، تاکید دارد؛ زیرا عزم، اراده ای قوی و همتی عالی است که انسان چنان خود را مقید می کند که حتی اگر همه شرایط بازگشت به گناه فراهم شود به آن باز نگردد. خداوند بیان می کند که عزم در امور مهم و اساسی نیازمند صبر و شکیبایی و حلم و بردباری بسیار است؛ چرا که شرایط سخت و دشوار برگشت به مسیر درست و وسوسه های شیطانی و هواهای نفسانی نمی گذارد تا انسان بر جزمی که داشته ثبات قدم داشته و تا آخر بر آن بماند. خداوند در آیه 115 سوره طه بیان می کند که حتی حضرت آدم(ع) نتوانست در برابر هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی بر جزم و علم قطعی و یقینی خود بماند. از این رو گرفتار خوردن از میوه درخت ممنوع می شود. خداوند می فرماید که ما در آدم(ع) عزمی نیافتیم؛ یعنی نتوانست در برابر وسوسه شیطانی مقاومت کند. به هر حال یکی از مهم ترین مراحل توبه همان عزم به عدم بازگشت به گناه در هر شرایطی است؛ چرا که بسیاری از انسان ها پس از توبه توان مقاومت در برابر گناهی که بدان عادت کرده اند را نداشته و دوباره گرفتار گناه و خطا می شوند.


عواقب تاخیر در توبه
انسان می بایست در توبه کردن تاخیر روا ندارد؛ زیرا ممکن است توفیق توبه نیابد. برخی از مردم گمان می کنند چون تا آخر عمر و قبل از حالت احتضار امکان توبه برایشان فراهم است آن را به تاخیر می اندازند؛ در حالی که ممکن است هرگز توفیق توبه پیدا نکنند.
جواد الائمه، حضرت امام محمدتقی(ع) فرمودند: تاخیر در توبه و پشیمانی، غرور است، ادامه تاخیر، حیرت است و سرگردانی، امروز و فردا کردن با خدا، هلاکت است و تکرار گناه، ایمنی از مکر خداست «و از مکر خدا جز زیانکاران ایمن نباشند» (سوره اعراف، آیه 99؛ تحف العقول، صفحه 729)


پس برای تاخیر توبه چهار افت بزرگ است:
1. غرور: غرور از جمله  آفات بزرگ تاخیر در توبه است؛ زیرا انسان این گونه فریب خواهد خورد و هرگز توفیق توبه نمی یابد؛ همین غرور موجب شد که ابلیس توبه نکند و روز به روز در گناه و گمراهی و عصیان غرق شود و از خداوند دورتر و دورتر گردد و توفیق توبه نیابد.
2. حیرت: از دیگر آفات تاخیر در توبه حیرت و سرگردانی است. انسانی که گرفتار گناه است، دچار سرگردانی می شود و نمی تواند حقیقت را از باطل تشخیص دهد و همین سرگردانی نیز او را به هلاکت خواهد انداخت.
3. هلاکت: اینکه انسان، امروز و فردا کند موجب می شود تا شرایط را بر خود سخت تر کند. چنین انسانی همانند معتاد است که اگر بازگردد دوباره به گناه اقدام کرده و در نهایت نمی تواند توفیق توبه واقعی را بیابد و موجبات هلاکت خود را فراهم می آورد.
4. مکر الهی: کسی که توبه نمی کند و هر روز آن را به تاخیر می اندازد در حقیقت مکر می ورزد و می خواهد با مکر خویش به ظاهر در آخر کار توبه کرده و به بهشت درآید؛ ولی این شخص باید بداند که نمی توان خداوند را دور زد و مکر ورزید. تاخیر در توبه مکری است که مکر الهی را به دنبال خواهد داشت و خداوند توفیق توبه را از او می گیرد.


استغفار دایمی
بر اساس آموزه های قرآنی و روایی انسان باید به طور مداوم استغفار کند، زیرا  استغفار دارای سه کارکرد جلب منفعت، دفع مضرت و رفع مضرت است. در آیات قرآنی بر کثرت استغفار تاکید شده است.


امام جواد(ع) در این باره می افزاید:

ثلاث یبلغن بالعبد رضوان الله: کثرهًْ الاستغفار، و خفض الجانب، و کثرهًْ الصدقهًْ؛ سه چیز، سبب رسیدن به رضوان خدای متعال است: زیاد استغفار کردن، اهل تواضع بودن و صدقه و کارهای خیر بسیار انجام دادن. (کشف الغمهًْ، ج 2، ص 349)
به هر حال انسان باید همواره هوشیار و بیدار باشد و اجازه ندهد که گناه و خطا در جانش نفوذ کند و هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی او را به سمت و سوی گناه بکشاند و فرصت استغفار و توبه را از او سلب کند. در روایات است که هر گاه در مجلسی نشسته اید پس از برخاستن استغفار و توبه کنید تا آثار و پیامدهای رفتار و سخن نادرستی که در مجلس خواسته و ناخواسته گفته اید یا کرده اید از میان برود. استغفار و توبه باید از رفتارهای عادی و روزمره مردم باشد. در روایات تاکید شده است که بنده دست کم در شبانه روز هفتاد بار استغفار کند.

محمد چگینی معارفی از کیهان



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :