چهارشنبه - 2017 دسامبر 13 - 25 ربيع الاول 1439 - 22 آذر 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 188141
تاریخ انتشار : 12 مرداد 1395 12:36
تعداد مشاهدات : 152

جامعه آلوده به فساد اقتصادی آماده ظهور نیست

بیش از ده هزار روایت از پیغمبر اکرم و از ائمّۀ طاهرین سلام الله علیهم، راجع به موضوع مهم مهدویّت صادر شده است. از آیات قرآن کریم نیز استفاده می شود که روزی به دست شیعیان و به رهبری امام زمان ارواحنا فداه، پرچم اسلام روی کرۀ زمین افراشته می شود و عدالت اسلام، سرتاسر جهان را در بر می گیرد. در آن زمان، قوانین اسلام صد در صد در جهان پیاده می شود و وقتی چنین شد، یک زندگی بهشتی برای مردم دنیا ایجاد می گردد


بیش از ده هزار روایت از پیغمبر اکرم و از ائمّۀ طاهرین سلام الله علیهم، راجع به موضوع مهم مهدویّت صادر شده است. از آیات قرآن کریم نیز استفاده می شود که روزی به دست شیعیان و به رهبری امام زمان ارواحنا فداه، پرچم اسلام روی کرۀ زمین افراشته می شود و عدالت اسلام، سرتاسر جهان را در بر می گیرد. در آن زمان، قوانین اسلام صد در صد در جهان پیاده می شود و وقتی چنین شد، یک زندگی بهشتی برای مردم دنیا ایجاد می گردد. زندگی منهای فقر، زندگی منهای بیماری و درد، زندگی منهای غم و غصّه و اضطراب خاطر و نگرانی و زندگی منهای اختلاف و خلاصه یک زندگی صد در صد آرام که همۀ انسان ها آن را بپسندند. در چنین محیطی، همگان شاد و با نشاط و در رفاه هستند و امکانات مورد نیاز زندگی مانند خوراک، پوشاک، مسکن و ازدواج برای همه فراهم است.

انقلاب حضرت مهدی ارواحنافداه، یک انقلاب جهانی و سراسری است و حکومت ایشان، بهشت موعود در دنیاست. انقلاب و حرکت جهانی حضرت ولی عصر ارواحنافداه، امری مسلّم در ادیان سابق بوده و پیغمبر اکرم و ائمّۀ طاهرین صلوات الله علیهم نیز مقیّد بودند که در هر فرصتی، وقوع این انقلاب و حرکت جهانی را گوشزد کنند.

 

انقلاب دفعی

انقلاب های لازم برای تشکیل حکومت جهانی حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» دو قسم است: یکی انقلاب دفعی و دیگری انقلاب تدریجی.

انقلاب دفعی، در دست امام زمان ارواحنافداه و با ارادۀ خداوند متعال است. در انقلاب دفعی، حضرت ولی عصر ارواحنافداه در یک شبانه روز بر جهان مسلّط می شوند و سپس در شش شبانه روز در جهان مستقر می گردند و بالاخره با معجزه و خرق عادت، یک بهشت برای بشریّت و جهان هستی ایجاد می فرمایند. این حرکت و انقلاب، با خواست خدا و همراه با معجزه و خرق عادت خواهد بود. به عنوان مثال، خدایی که حضرت موسی علیه السّلام و قوم مستضعفش را به یک لحظه بر سر فرعون مسلّط کرد و فرعون و فرعونیان را غرق نمود، آن خدا، چنین حکومتی را به شیعه خواهد داد.

 

حکومت جهانی حضرت ولیّ عصر عجل الله فرجه وعدۀ خداوند

واگذای حکومت به شیعیان و به رهبری امام زمان ارواحنافداه وعده ای است که خداوند در قرآن کریم داده است: «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ، وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ» [i]

 

وقتی حضرت ولی عصر ارواحنافداه به دنیا آمدند، امام حسن عسکری سلام الله علیه به حکیمه خاتون فرمودند: فرزندم را بیاور. حکیمه خاتون این پارۀ ماه را بر سر دست بلند کرد و در مقابل امام یازدهم آورد. حضرت مهدی ارواحنافداه پس از سلام، همین آیۀ مبارکه را تلاوت فرمودند: «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ، وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ»[ii]

 

آیۀ شریفه می فرماید که خداوند می خواهد شیعیان که همیشه در طول تاریخ مستضعف و مظلوم بوده اند، ناگهان بر کرۀ زمین مسلط شوند و کرۀ زمین را به ارث ببرند. همینطور که وقتی پدر مُرد، ناگهان تمام اموالش به فرزندش می رسد و فرزند بدون دردسر اموال فراوانی را صاحب می شود، کرۀ زمین و حکومت این جهان، به صورت ارث به شیعیان واگذار می گردد و خداوند شیعیان را بر استکبار جهانی مسلّط می کند و استکبار جهانی از آنچه می ترسد، به سرش خواهد آمد. در نتیجه یک بهشت دنیوی برای همۀ بشریّت فراهم می شود.

 

مثالی برای انقلاب دفعی

در مورد این که چگونه با خرق عادت و به یکباره، شیعیان به رهبری حضرت ولی عصر ارواحنا فداه بر جهان مسلّط می شوند، می توان قضیۀ آصف بن برخیا را مثال زد. قرآن کریم، کتاب تاریخ نیست، کتاب اخلاق است و در عین حال، مطالب تاریخی فراوانی نیز دارد. تاریخ، معلّم اخلاق بشریّت است و از این جهت، قرآن شریف برخی از قضایای تاریخی را برای عبرت انسان ها نقل می فرماید.

 

قصّۀ حضرت سلیمان علیه السّلام در قرآن کریم، قصّۀ جالب و پندآموزی است. در این داستان آمده است که برای حضرت سلیمان خبر آوردند: مردم یک سرزمین خورشیدپرست هستند و یک زن به نام بلقیس بر آنها حکومت می کند و تخت عظیمی نیز دارد. حضرت سلیمان با سران حکومت خویش جلسه گرفت و گفت: چه کسی هست که در یک لحظه به عنوان فتح آن شهر، تخت بلقیس را با خودش برای من بیاورد؟ یکی گفت: در نصف روز آن را می آورم! حضرت سلیمان علیه السّلام گفت: زیاد است. دیگری گفت: قبل از اینکه از جای خود بلند شوید، آن را می آورم؟ باز حضرت سلیمان علیه السّلام قبول نکرد. قرآن کریم می فرماید: «قالَ الَّذی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ أَنَا آتیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ؛ کسی که یک قطره از دریای علم قرآن را داشت، یعنی «آصف بن برخیا» گفت: من به یک چشم بر هم زدن آن را می آورم». [iii]

 

به قول اهل ادب، تنوین «عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ»، تنوین نکره ای است که بر قلّت دلالت می کند؛ یعنی یک قطره از دریای علم قرآن را داشت. «در حالی که همۀ علم قرآن، در نزد ائمّۀ طاهرین سلام الله علیهم است». [iv]

 

حضرت سلیمان علیه السّلام اجازه داد و آصف بن برخیا آن تخت کذایی را به یک چشم به هم زدن از سبا به شام آورد و با انقلاب دفعی و ناگهانی، آنجا به دست کسی که قطره ای از دریای علم امام زمان (یعنی قطره ای از علم قرآن) را داشت، فتح شد.

 

وقتی تخت بلقیس به نزد حضرت سلیمان علیه السّلام آمد، حضرت سلیمان علیه السّلام خدا را شکر کرد و بعد به بلقیس گفت: آیا این تخت توست؟ بلقیس جواب داد: «کَأَنَّهُ هُوَ؛ گفت مثل اینکه تخت من است»! [v]

 

امّا کجا بوده و چه شده است؟! و بالاخره حضرت سلیمان علیه السّلام با یک چشم به هم زدن و با یک انقلاب دفعی، سبأ را فتح کرد.

 

حال آن کسی که همۀ علم قرآن در نزد اوست و آن کسی که دریای این علم را داراست، نمی تواند به یک چشم به هم زدن، دنیا را فتح کند؟! مسلّماً می تواند. گرچه این کار معجزه و خرق عادت است. اما قرآن کریم و روایات معصومین سلام الله علیهم می گویند: تعجّب نکن و خواست خداست. کسی که عالم به علم قرآن است، هرکاری که بخواهد، می کند.

 

لذا آن انقلاب دفعی، آنی و بدون سر و صدا و کشت و کشتار واقع می شود. کشت و کشتار، از آدم های ناتوان، بی عرضه و نانجیب و به عبارت دیگر از استکبار جهانی سر می زند، امّا کسی که عدالت صرف است و برای گسترش عدالت صرف آمده، بدون ظلم و جنایت و بدون سر و صدا، ظلم را ریشه کن می کند. همانگونه که در روایات نیز آمده است که در شش شبانه روز با خرق عادت بر جهان مسلّط می شود.

 

انقلاب تدریجی مقدّمۀ انقلاب دفعی

نکتۀ قابل توجّه آن است که این انقلاب دفعی، یک مقدّمه به نام انقلاب تدریجی دارد. در قرآن کریم و روایات فراوانی، راجع به انتظار فرج مطالب مختلفی بیان شده و ثواب بسیاری نیز برای آن وجود دارد. از مجموع آیات نورانی قرآن کریم و روایات گهربار معصومین سلام الله علیهم برداشت می شود که انتظار فرج، به معنای تهیّأ و همان انقلاب تدریجی است. قرآن کریم در مورد انقلاب تدریجی می فرماید: اگر شیعه بخواهد بر جهان مسلّط بشود، خود باید عادل، موحّد و متّقی باشد. زیرا یک آدم ظالم، نمی تواند برای گسترش عدالت، با ظلم بر جهان مسلّط شود. اگر او بخواهد با ظلم مسلّط شود، نتیجه همین حضور آمریکا در عراق و افغانستان می شود.

 

آیۀ «استخلاف» در قرآن کریم، هم به موضوع انقلاب دفعی و هم انقلاب تدریجی می پردازد و می فرماید: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ» [vi]

 

خداوند متعال خواسته و وعده داده است که این شیعه، حکومت جهانی پیدا کند. از این رویداد تعجّب نکنید، زیرا این امر امکان پذیر است، همانطور که حضرت موسی و حضرت سلیمان و حضرت داوود علیهم السّلام، با خرق عادت، بر استکبار زمان مسلّط شدند.

 

حضرت موسی علیه السّلام یک چوب دستی بیشتر نداشت، امّا آن چوب دستی، دست خدا بود. در اطراف حضرت موسی علیه السّلام نیز فقط تعدادی مستضعف و پابرهنه و مظلوم، بودند، امّا ناگهان فرعون زمان با تمام قدرت و امکاناتش نابود شد و حکومت به دست مستضعفین افتاد.

 

قرآن کریم در آیات دیگر می فرماید: این حکومت فقط به معنای گرفتن کرۀ زمین نیست، بلکه وقتی به دست شیعه و به رهبری امام زمان ارواحنافداه، پرچم اسلام روی کرۀ زمین افراشته می شود، عدالت سر تا سر جهان را می گیرد و ظلم و جور به کلّی نابود می شود. «وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ» [vii]

 

وقتی عدالت سرتاسر جهان را فرا گرفت، به دست حضرت ولی عصر ارواحنافداه قسط و عدل سراسری می شود: «یَمْلَأُ الْأَرْضَ بِهِ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا» [viii]

 

در حقیقت «نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ» به این معناست که به پیروی از عدالت، انسان ها از هر نظر در رفاه قرار می گیرند. اگر تبعیض، غم و غصّه و دلهره و اضطراب خاطر در طول تاریخ وجود داشته است، به خاطر ظلم است و اگر ظلم نباشد، همگان از هر نظر در رفاه خواهند بود. هنگامی که عدالت سرتاسر جهان را می گیرد، مقام امین که قرآن دارد، برای انسان ها پدیدار می شود.

 

قرآن کریم می فرماید: این وعدۀ خداوند متعال است؛ این وعدۀ پروردگار به شما شیعیان است؛ پس ای شیعه! انقلاب تدریجی کن و تهیّأ و آمادگی داشته باش.

 

ایجاد آمادگی برای ظهور

قرآن شریف تهیّأ و آمادگی را این گونه معنا می کند: «یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ، وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ » [ix]

 

جملۀ «لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ » بسیار امید بخش است. خداوند متعال دوست دارد که به انسان ها خصوصاً شیعه رحم کند و دوست دارد که شیعیان بر جهان مسلّط شوند و نه تنها خود در رفاه قرار گیرند، بلکه به واسطۀ ایشان، جهان را در رفاه قرار دهد. برای تحقّق این امر، نیاز است که مؤمنین انقلاب تدریجی داشته باشند و این انقلاب تدریجی، در دست خود آنان است. «یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئاً» باید همۀ اقسام توحید، اعمّ از توحید ذاتی و توحید صفاتی و توحید عبادی و توحید افعالی در شیعیان زنده باشد و یک موّحد به تمام معنا باشند. قرآن کریم، کسانی که از هوی و هوس متابعت می کنند و به شیطان روی آورده اند را در زمرۀ موحّدان نمی داند!

 

فساد اخلاقی موجود در اجتماع امروز، از شرک سرچشمه گرفته است: «أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلی عِلْمٍ؛ یا رسول الله! آیا می خواهی مشرکان را به تو معرّفی کنم؟ آنان کسانی هستند که از هوی و هوس متابعت و پیروی می کنند»! [x]

 

بی عفّتی، بی حجابی، وضیعیّت بد و نابهنجار اجتماعی موجود و.. . همگی از شرک نشأت گرفته است. قرآن کریم به شیعیان می فرماید: اگر می خواهید انقلاب تدریجی داشته باشید و برای ظهور تهیّأ و آمادگی پیدا کنید، باید دست از شرک با تمام معانی آن بردارید. اگر چنین شد، آنگاه انقلاب دفعی از جانب ماست.

 

شیطان پرستی، مانع ظهور

متأسفانه در جامعۀ کنونی، شیطان بیش از خداوند متعال پرستش می شود. البته شیطان پرستی نه به این معنا که جمعی گرد هم قرار گیرند و شیطان را به عنوان معبود خویش عبادت کنند. آنکه نوعی جنون و دیوانگی است؛ بلکه منظور از شیطان پرستی، متابعت از امر شیطان است. کسی که مخالف دستورات خداوند و مطابق خواستۀ شیطان عمل کند، در حقیقت شیطان پرست است. قرآن کریم نیز متابعت از شیطان را به معنای پرستش او و در مقابل عبادت خداوند متعال ذکر کرده است: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ؛ ای بنی آدم! مگر ما در ازل با هم معاهده نکردیم که تو خداپرست باشی، نه شیطان پرست؟» [xi] از رسول الله متابعت کنید، نه از شیطان؟

 

خداوند متعال در این آیۀ شریفه، متابعت از شیطان را شرک می داند، در حالی که جهت آمادگی برای ظهور، می فرماید باید هیچ گناهی، در اجتماع، در زندگی و در دل نباشد: «یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئاً» [xii]

 

اختلاف های موجود در اجتماع و فحّاشی ها نسبت به یکدیگر، که حتّی گاهی به عنوان دین نیز مطرح می شود، ریشه در شرک دارد. فحش نامه شدن برخی از روزنامه ها، تهمت زدن، شایعه پراکنی، غیبت و توهین به دیگران، خصوصاً به مراجع، علما و بزرگان به عنوان دین و امثال این ها، با خواست خداوند مبنی بر «یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئاً» سازگار نیست.

 

هنگامی جامعه می تواند مدعی شود که مشرک نیست و خداوند را عبادت می کند که فساد اخلاقی، فساد اداری، فساد اقتصادی و سایر مفاسد در آن نباشد. جامعه ای که به این مفاسد آلوده است، آمادۀ ظهور نیست. باید فساد اخلاقی کنار برود، اقتصاد، سالم سازی شود، فقر، بدبختی و بی نوایی از اجتماع رخت بربندد تا زمینۀ ظهور متحقّق شود. لذا قرآن کریم می فرماید اگر انقلاب تدریجی می خواهید، باید «یَعْبُدُونَنی» با همۀ جوانب و زوایای آن رعایت شود. سپس تأکید می کند که باید گناه در خانه ها، در اجتماع و در دل نباشد. یعنی «لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئاً»

 

تأکید قرآن بر تهیّأ و آمادگی

قرآن کریم پس از تأکید بر دوری از انواع و اقسام شرک و پرستش غیر خدا، باز مسألۀ آمادگی برای ظهور را رها نمی کتد و می فرماید: ای شیعیان! حال که بناست انقلابی جهانی صورت دهید و دنیا را اصلاح کنید و به معنای حقیقی کلمه، همه آدم شوند، آیا خود اصلاح شده اید؟! باید در وقت نماز، مساجد پر از جمعیّت باشند، هنگام نماز جماعت، خیابان ها خلوت، پارک ها و سینماها بسته و مساجد باز و پر حمعیّت باشند: «وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ»[xiii] اگر شیعۀ حقیقی هستید و می خواهید دنیا را گلستان کنید، باید به اندازۀ وسع خود، قانون مواسات و رسیدگی به دیگران داشته باشید: «وَ آتُوا الزَّکاةَ» خودخواهی، خودخوری و خودمحوری، ناپسند و زشت است. سپس می فرماید: «وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ». قرآن، پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم و اهل بیت سلام الله علیهم سرمشق زندگیتان باشند؛ در این صورت خداوند رحمان، به شما رحم خواهد کرد و در ازای این انقلاب تدریجی شما، بلافاصله انقلاب دفعی را به وجود می آورد: «لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ» [xiv]

 

غیبت امام زمان ارواحنافداه تقصیر ماست

اگر امام زمانارواحنا فداه ظهور نمی فرمایند، تقصیر خود ماست. امام زمان ارواحنا فداه آماده و مهیّای ظهور هستند، ولی شیعیان آمادگی ظهور را ندارند! فقط دشمنان مانع ظهور نیستند، بلکه عدم آمادگی شیعیان نیز مانع مهمّی برای ظهور است!

 

امام زمان ارواحنافداه آماده اند تا با یک انقلاب دفعی، ظلم را به کلّی و یکباره نابود کنند، امّا این امر، نیازمند انقلاب تدریجی شیعیان و آمادگی آن هاست. پس ای شیعه! تو باید انقلاب تدریجی کنی تا امام زمان ارواحنا فداه ظهور فرمایند.

 

از این آیۀ شریفه که مورد بحث قرار گرفت و بسیاری از آیات و روایات دیگر، می توان به این نتیجه رسید که اگر تهیّأ و انتظار فرج به درستی بین شیعیان ایجاد شود، حتماً امام زمان ارواحنا فداه می آیند. طبق قاعدۀ لطف، که در علم کلام و فلسفه و عرفان مطرح می شود، وقتی به راستی شیعه مهیّای ظهور شود، به خواست خداوند، بر امام زمان ارواحنا فداه واجب است که ظاهر شوند. اما هرچه هست از قامت ناساز بی اندام ماست! شیعیان موظّفند با ایجاد آمادگی، فراق حضرت ولی عصر ارواحنافداه را به وصال مبدّل کنند.

 

معنای انتظار فرج

آیۀ استخلاف، گرچه آیۀ عجیبی است، امّا نظیر آن در قرآن و روایات فراوان وجود دارد. وقتی روایات مربوط به انتظار فرج را معنا کنیم و در آنها دقّت نماییم، به خوبی می فهمیم که معنای انتظار فرج، آن است که شیعبان باید برای امر ظهور، مهیّا و آماده شوند و اگر این آمادگی ایجاد شد، انقلاب دفعی و جهانی حضرت مهدی ارواحنا فداه به یک باره رخ می دهد و شیعیان به رهبری ایشان، در یک شبانه روز بر جهان مسلّط شده و در شش شبانه روز، در جهان مستقر می شوند: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ» [xv]

 

پی نوشت ها:

 

[i] قصص، 6- 5.

 

[ii] طوسی، الغیبة، ص 236.

 

[iii] نمل، 40.

 

[iv] الکافی، ج 1، ص 229.

 

[v] نمل، 42.

 

[vi] نور، 55.

 

[vii] قصص، 6.

 

[viii] دیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب، ج 2، ص 420.

 

[ix] نور، 56-55.

 

[x] جاثیه، 23.

 

[xi] یس، 60.

 

[xii] نور، 55.

 

[xiii] همان، 56.

 

[xiv] همان، 56.

 

[xv] همان، 55.

منبع : سایت دفتر حضرت آیت الله مظاهری , آیت الله مظاهری، حسین

سایت حوزه



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :