چهارشنبه - 2017 سپتامبر 20 - 29 ذيحجه 1438 - 29 شهريور 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 181560
تاریخ انتشار : 15 اردیبهشت 1395 10:0
تعداد مشاهدات : 250

مدرسه کریمه اهل بیت علیهم السلام

تفسیری کوتاه از سوره مبارکه ضحی؛ به مناسبت مبعث

«وَ الضُّحى‏، وَ اللَّیْلِ إِذا سَجى» این شب تمام می شود همه ی این سختی های دوران بعثت نبی اکرم و دوران بعد سختی هایی است که گذرا است «أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ» (هود/81) صبح (ظهور) نزدیک است .
بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ الضحَي‏(1) وَ الَّيْلِ إِذَا سجَي‏(2) مَا وَدَّعَك رَبُّك وَ مَا قَلي‏(3) وَ لَلاَخِرَةُ خَيرٌ لَّك مِنَ الأُولي‏(4) وَ لَسوْف يُعْطِيك رَبُّك فَترْضي‏(5) أَلَمْ يجِدْك يَتِيماً فَئَاوَي‏(6) وَ وَجَدَك ضالاًّ فَهَدَي‏(7) وَ وَجَدَك عَائلاً فَأَغْني‏(8) فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ(9) وَ أَمَّا السائلَ فَلا تَنهَرْ(10) وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّك فَحَدِّث‏(11)


مگر یتیم نبودی خدا پناهت داد * * * خدا که در حرم امن خویش راهت داد

هجوم جهل و خرافه هجوم تاریکی * * * خدا پناه در آن دوره ی سیاهت داد

خدا خدا و خدا آن خدای بی مانند * * * همان که عصمت پرهیز از گناهت داد

همان که جان نجیب تو را مراقب بود * * * همان که سینه ی خالی از اشتباهت داد

چقدر واقعه ی آسمانی و شفاف خدا * * * به یمن دعاهای صبح گاهت داد

خدا که عاقبتی خیر و خوش عطایت کرد * * * خدا که آینه را نور با نگاهت داد

قسم به روز که خورشید شمع خانه ی توست * * * قسم به شب که خدا برتری به ماهت داد

یتیم آمده ام مانده ام پناهم ده  * * * مگر یتیم نبودی خدا پناهت داد


 بعد از بسم الله الرحمن الرحیم دو سوگند است «وَ الضحَي، وَ الَّيْلِ إِذَا سجَي» قسم به ضحی و قسم به لیل اذا سجی. ضحی به نور خورشید گفته می شود وقتی که بالا می آید خورشید و بسط پیدا می کند گاهی به کل نور خورشید یا روز هم اطلاق ضحی می شود. پرتو خورشید وقتی فراگیر می شود و خورشید میاد در وسط آسمان یا بالا می آید تعبیر به ضحی می شود. 

دوم والیل اذا سجی شب هنگامی که آرام می گیرد گویا شب به تدریج می آید «وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى» (لیل/1) پرده ای بر خورشید می اندازد گویی خورشید را می پوشاند تا بیاید قرار بگیرد یک زمانی می گیرد که می گوییم هوا بین روشن و تاریک است وقتی استقرار پیدا می شود شب مستقر می شود پس وقت سکون لیل را می گویند «وَ الَّيْلِ إِذَا سجَي» 

حالا این دو قَسمی که در صدر سوره خورده شده مقدمه ای برای مطالب بعدی است «مَا وَدَّعَك رَبُّك وَ مَا قَلي» پروردگار تو تودیع با تو نکرده تو را ترک نکرده «و مَا قَلي»  یعنی به تو غضب نکرده. نه تو را رها کرده و نه غضب کرده این قسمت دوم سوره. نتیجه ی این قسم ها است. 

در فراز سوم «وَ لَلاَخِرَةُ خَيرٌ لَّك مِنَ الأُولي» آخرت برای شما از اولی بهتر است یعنی همه ی مسیر شما خیر است بهترین معنایش همین است ولی آخرت آن پایانی که برای شما در نظر گرفته شده از این اولی بسیار بهتر است 

«وَ لَسوْف يُعْطِيك رَبُّك فَترْضي» غیر از این خدای متعال به شما عطایی خواهد کرد آن قدر عطا می کند که شما راضی شوی در حد رضای شما این هم فراز سوم سوره است .

بعد اشاره می کند به گذشته های وجود مقدس نبی اکرم و توضیح می دهد که آیا خدای متعال «أَلَمْ يجِدْك يَتِيماً فَئَاوَي» خدای متعال شما را یتیم نداد «فَئَاوَي» خودش به شما پناه داد «وَ وَجَدَك ضالاًّ فَهَدَي» شما را ضال نیافت و هدایت کرد این ضال باید معنی شود به معنی در گمراهی بودن حضرت نیست شاید معنی اش این است که هر مخلوقی به خودی خود فاقد هدایت است هدایت از طرف خدای متعال است یعنی اگر هدایت خدا نباشد همه در ضال اند «وَ وَجَدَك عَائلاً فَأَغْني» شما را عائل و فقیر یافت و شما را غنی کرد.

 در فراز پایانی سه دستور می دهد «َأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ» با یتیم رفتار قهر آمیز همراه با تحقیر و تذلیل نداشته باشید «وَ أَمَّا السائلَ فَلا تَنهَرْ» نسبت به سائل برخوردتان برخورد راندن و از خود دور کردن همراه با شدت که نهر یعنی این نباشد. «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّك فَحَدِّث» نسبت به نعمت های پروردگار تحدیث بکنید و گفتگو بکنید این ترجمه ی بسیار نازل سوره است. 


حالا یک سوال جدی وجود دارد سوال های متعددی ذیل این سوره است سوال مهمی که شاید کلید فهم کل جریان سوره باشد این است که گویا از این سوره استفاده می شود که توهم این معنا شده که خدای متعال این پیامبر را رها کرده بعد از این که دستش را گرفته او را رها کرده او را به پیغمبری رسانده ولی رهایش کرده اداره اش نمی کند گویا غضب کرده نسبت به ایشان یک چنین توهمی بوده که خدای متعال قهر و غضبی نسبت به حضرت دارند. خدای متعال می خواهد این توهم را دفع بکند بنابراین فهم این که این توهم از کجا ناشی شده چه اتفاقی افتاده که این توهم پیدا شده در فهم این سوره دخیل است .

 سه احتمال مطرح است:

 یک احتمالی که بزرگان فرموده اند علامه طباطبائی رضوان الله تعالی علیه این احتمال را تائید می کنند می فرمایند با قسم های آغاز سوره هم خیلی تناسب دارد این است که بعد از این که حضرت مبعوث شد وحی به حضرت رسید حضرت پیغمبر شد مدتی وحی قطع شد بعضی توهم کرده اند که پیغمبر شدی چرا این رشته ی ارتباط قطع شد ارتباط خاصی که بین انبیا برقرار می شود آن رابطه به نحو کامل برای حضرت برقرار شد در 40 سالگی در تجلی اعظم در شب 27 رجب مبعث اعظم تجلی های الهی واقع شد و بعد گویا قطع شد توهم شد که گویا حضرت رها شده یا خدای متعال غضب شده کاری از حضرت العیاذ بالله سر زده که قهر الهی موجب شد حضرت را رها کند که خدا می فرماید نه چنین نیست «وَ الضحَي، وَ الَّيْلِ إِذَا سجَي » مرحوم علامه طباطبائی می فرمایند که این قسم خیلی تناسب دارد به دنبال روز روشن شب تاریکی است این شب تاریک معنایش این نیست که خدای متعال به مردم غضب کرده که هوا تاریک شود این یک نعمت است این نعمت دومی سکون در شب با روز روشنی که زمان تلاش و کوشش است مکمل هم هستند به هر حال فاصله ی این دوران آرامش و دورانی که وحی می شد مکمل این ماموریت شما هستند نه این که خدای متعال شما را رها کرده یا غضب بر شما کرده این یک احتمال. 

احتمال دیگری که داده شده بعضی مفسرین فرموده اند این است که خدای متعال پیامبر را دعوت به زهد کرده زاهد در دنیا باش همه ی دنیا را رها کن پشت پا به خوشی های دنیا بزنی و باید هم همین طور باشد هم حضرت و هم امت. اول قدمی که ما در سیر الی الله به او دعوت می شویم زهد و فراغت از دنیا است رها کنیم باید خوشی ها را زهد مکرر عرض شده زهد معنایش داشتن و نداشتن نیست معنایش فراغت باطنی است که انسان اگر به فراغت رسید زاهد می شود و طبیعتا در مسیر این زهد سختی هایی وجود دارد ممکن است کسی تلقی کند خدای متعال این پیامبر را مورد غضب قرار داده اند یا رها کرده اند که باید دنیایشان با این سختی ها بگذرد می فرماید این طوری نیست. به این روایت هم استشهاد کرده اند وجود مقدس نبی اکرم وارد شدند بر فاطمه ی زهرا صلوات الله و سلام الله علیهما دیدند با دست آسیاب می کنند و لباس شان پوشش خشن و نا مناسب است برای شئون ظاهری ایشان و الا در روایت دارد چادر ایشان گاهی دوازده وصله داشت عایدات عظیم فدک را داشتند و دوازده وصله گاهی به چادرشان می خورد آن سختی را وقتی دیدند اشک در چشمان مبارک شان جمع شد فرمودند این تحمل سختی ها را بکنید در مقابل نعمت آخرت حضرت خدا را حمد کردند فرمودند سختی نیست الحمدلله خدا را شکر کردند در مقابل نعمت ها شکر عظیمی این آیه نازل شد «وَ لَسوْف يُعْطِيك رَبُّك فَترْضي» پس کانه در مقابل این سختی ها و زهد و فراغتی که باید داشته باشند خدای متعال وعده ی آخرت می دهد این زندگی زاهدانه و طلب این زندگی بر حضرت به معنی قهر و غضب نیست .

 احتمال سوم نزدیک این احتمال است و شاید لطیف تر و دقیق تر از این احتمال باشد این است که زندگی این پیامبر و امت شان همراه با سختی های بسیار سنگینی بود خود این پیامبر قبل از بعثت چه رنج های عظیمی کشیدند برای این که آماده ی بعثت شوند تحمل این وحی مقدماتی می خواست خدای متعال ریاضت داده این پیامبر را تا آماده اش کرده برای این مقام در زیارت جامعه است یک تعبیر بسیار زیبایی است لاَ یَسْبِقُکُمْ ثَنَاءُ الْمَلاَئِکَةِ هیچ ملک مقربی در خضوع و ثنای شما در مقابل خدای متعال سبقت نمی گیرد آن هایی که صاحب حال خضوع هستند احدی از آن ها بر شما سبقت نمی گیرد و هم عرض شما نمی شود چرا؟ چطور می توانند ملائکه هم سنگ شما شوند در حالی که شما قلوبی دارید که خدای متعال مستقیم ولی قلب شماست و ریاست قلب شما را خودش متولی شده شما را ریاضت داده تا ظرف حمد و شکر قلب شماست هر حامد دیگری زیر پرچم شماست. لوای حمد دست حضرت است. پس هیچ ملکی در ثنای الهی بر شما سبقت نمی گیرد ریاضتی که خدای متعال می دهد انبیا بیش از همه در سختی بودند اِنَّ اَشَدَّ النّاس بَلاءً الاَنبياءُ ثُمَّ الَّذينَ يَلُونَهُم هم قبل از بعثت شان هم بعد از بعثت سختی های بعد از بعثت خیلی هایش سختی هایی است که برای شفاعت امت است پیامبر برای این که امتی را ببرد باید رنج بکشد لذا بار سنگینی روی دوش حضرت گذاشته می شود ابتلائات عظیمی پیش می آید که این ابتلائات برای شفاعت است. یک قسمتی از زحمات انبیا برای هدایت دیگران بوده. بخش عمده از تلاش و رنج هایی که می کشیدند حضرت نبی اکرم برای بردن یک امت از تاریکی است. برای بردن این امت باید یک رنج عظیمی بکشند تا بتوانند قلوب را هدایت بکنند یک نمونه اش عاشوراست. پس وجود مقدس بخش عمده ای از زحماتی هم می کشیدند رنج های فراوانی برایشان پیش می آمده برای هدایت امت پس یک قسمت دشواری هایی بوده که برای انبیا بوده در بین انبیا هم که هیچ پیغمبری مثل حضرت رسول اذیت نشده چون هدایتی که ایشان آورده هدایت سنگین تری است ماموریت ماموریت عظیم تری است دشمن ها دشمنان بزرگ تری هستند طبیعتا دشواری ها دشواری های بیشتری است پس این پیامبر رنج فراوانی برد امت شان هم همین طور وقتی پیامبر آمدند مدت ها در مکه در محاصره بودند در شعب ابی طالب بعد آمدند مدینه جنگ های فراوان اصحاب صفه داشتند که گاهی غذایی برای خوردن نداشتند در بعضی جنگ ها یک خرما را چند نفر در یک روز تقسیم می کردند می خوردند این همه رنج در مقابل آن همه گشایش هایی که برای کفار قریش به ظاهر بود در ایران و روم کسی نگاه بکند بین این دو این انسانی که محدود نگر است وقتی نگاه می کند می گوید چه طور ادعا می کنید بر حق هستید. این سوال سوال تاریخی هم است در مقابل همه ی انبیا این سوال بوده انبیا وقتی می آمدند همراه با آمدنشان دشواری ها می آمد این سنت الهی است «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ» (انبیاء/25) متعدد در قرآن آمده «وَلَقَدْ أَرْسَلنَآ إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ» (انعام/42) ما قبل از شما پیامبری می فرستادیم هر پیامبری می آمد دنبالش سختی ها می فرستادیم این سختی ها می آمد برای این که آن ها به تضرع و خشوع و بندگی برسند وقتی پیامبر می آید خدایی که رب است بستر بیرونی پذیرش این دعوت را فراهم می کند سختی ها همراه با پیامبر می آید این سختی ها که همراه با انبیا می شد موجب می شده یک عده ای کم کم در برابر سختی ها شک می شوند. به موسی می گفتند قبل از این که بیایی در سختی بودیم الآن هم که در سختی هستیم پس چه فرقی کرد؟ خدا با ماست اگر خدا با شماست که همه چیز آن طرف است همه ی خوشی و نعمت دست فرعون است آن ها غرق در بهجت و لذت اند شما آمدی گفتیم جا به جا می شود خوشی ها می آید طرف ما شما هم که آمدی هنوز در سختی هستیم لابد خدا شما را رها کرده اگر خدای متعال کمک تان می کرد فقط یک ماموریتی نمی داد یک ماموریت ابتر وقتی می آمدید همه چیز درست می شد این انتظارات ظاهری ماست. یعنی آبادی که ما به آن آبادی می گوییم باشد چون آبادی در نگاه ما با نگاه خدای متعال کاملا متفاوت است ما آبادانی و توسعه ای که می گوییم توسعه نمی گویند آبادانی هم نمی گویند. نمی خواهم بگویم دین دنبال ایجاد رفاه و امنیت بر مردم نیست نه دین حتما رفاه می آورد امنیت می آورد ولی این نگاه که ما خیال کنیم دین می آید با هدف این که زود مشکلات حل شود شکم ها سیر شوند این طور نیست انبیا می آیند یک هدایت برتری را می آورند و تا بستر های پذیرش این هدایت فراهم شود یک امتحاناتی از عباد گرفته می شود امر توحید این طور است وقتی می خواهد بیاید «إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ» (انشقاق/6) هر قدم بخواهد گشوده شود دری از وادی توحید باز شود رنج ها و ریاضت ها لازم است بخشی از این ریاضت ها را به ما دستور داده اند خودتان ببرید بخشی اش را خدای متعال خودش فراهم می کند در داستان جنگ احد که خیلی به مسلمان ها سخت گذشت حادثه ی سنگینی برای مسلمان ها بود خدای متعال می فرماید «وَ لِيُمَحِّصَ ما في‏ قُلُوبِكُمْ » (آل عمران/154) بناست آن چه در باطن شما است مورد ابتلا قرار بگیرد و قلب تان پاک شود قلب شما خالص برای خدا شود پس وقتی انبیا می آیند این سختی ها است همه ی امم هم همین طور بودند از این دست آیه ای که خواندم زیاد دارم «لاَّ أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ» (اعراف/94) اگر کسی این نگاه را بکند می گوید شما آمدید یک روز دو روز ده روز بیست روز بیست و سه سال است شما پیغمبرید در مکه سال هاست هستید ما گفتیم مشکل حل می شود در مدینه آمدیم گفتیم حالا مشکل حل می شود هر روز کار از کار دشوار تر شد و این دشواری در امت حضرت است تا عصر ظهور می بینید که گشایش ها گشایش های موقت است تا عصر ظهور این سختی ها است به خصوص الآن که این دوره چیرگی ظاهری قدرت های مسلط و مستکبر مادی در جهان است ممکن است کسی توهم کند رها شدیم این چه حقانیتی است همه ی قدرت ها آن طرف شما ادعای حقانیت می کنید اتفاقا این شبهه ی همین امروز است که شبهه ی دیرین همه ی امم بوده به انبیا می گفتند شما حقید پس علائم حقانیت شما کو؟ در جنگ ها هم اتفاقا همین حرف ها را می زدند در سوره ی آل عمران است می گویند اگر ما بر حق بودیم این صحنه ها پیش نمی آمد عین این حرف را می زدند نباید کشته می شدیم نباید این صحنه های سخت پیش می آید اگر حق با ما بود اگر واقعا چیزی دست ما بود بنابراین چیزی دست ما نیست.

 انبیا وقتی می آیند به خصوص وجود مقدس حضرت که اعظم ابتلائات عالم را دارند و یک سختی های سنگینی برای امت پیش می آید این سختی ها ممکن است این توهم را ایجاد بکند که پیغمبر را خدای متعال رها کرده. حقانیتی نیست و اگر بوده اول راه بوده و الآن رها شده قرآن می فرماید این طور نیست ما شب و روز را همه این ها مکمل هم هستند این طور نیست شب تاریک می شود خداوند بر همه غضب می کند. ما روز روشنی هم داریم دوره ی ظهور دوره ی ضحی است ولی این دوران که دوران سختی و درگیری است به معنی غضب خدا و قهر خدای متعال نیست. این پیامبر ازلا و ابدا تحت حمایت خدای متعال بوده به طور کلی یک سنت الهی است که وقتی پیغمبر می فرستد همراه پیامبر سختی ها می آید و این سختی ها برای این است که مردم آماده شوند تحمل ولایت الله و ولایت معصوم امر دشواری است مردم باید آماده شوند این آمادگی بخشی اش با تکالیف ماست و بخش عمده ای اش با رضایت هایی است که خدای متعال خودش تدبیر می کند رب ما است بستر های عالم را فراهم می کند از اختیار ما هم گاهی بیرون است و خدا تدبیر می کند سختی ها را گاهی فردی است گاهی جنبه ی اجتماعی است بعد قرآن می فرماید«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ» (اعراف/96) اگر به مرحله ی ایمان می رسیدن «لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَٰتٍۢ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ» (اعراف/96) درهای آسمان و زمین برای آن ها باز می شد همه ی خیرات مال متقین است مال اهل ایمان است آن ها اگر چیزی می خورند از کنار دست مومنین می خورند نه این که آن ها اصل هستند ولی این مقدمات برای این است که آن ها به تقوا و ایمان برسند اگر به آن مرحله رسیدند که آمد و شد نعمت ها آن ها را مشغول نمی کند همه ی در ها را باز می کند تا به آن جا نرسیده اند وقتی پیامبر می آید ما درها را می بندیم تا غافل نشوند دنبال پیغمر راه بیفتند به رشد برسند وقتی به رشد برسند همه ی درها به روی آن ها باز می شود. این قسمت اول سوره بود.

پس خدای متعال به پیامبر گرامی می فرمایند این سختی هایی که است و سختی هایی که به امت شما و به امم دیگر داده شده و مستمر و تاریخی است به این معنی نیست که شما و به تبع شما امت شما رها شده یا خدای متعال به شما غضب کرده بلکه این ها مقدمه ی گشایش بعدی است این ها دوران گذار و دوران عبور به سمت دولتی است که خدا به حضرت وعده داده دو نمونه اش در این سوره ذکر شده «وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولى» یکی آخرت است این آخرت در بعضی روایات تعبیر شده به رجعت حضرت که شما رجعتی دارید آن دوران دوران خوبی است این دوران هم خوب است دوران سازندگی و سیر امت است تا برسند به آن گشایش. این یک که می شود ظهور و بعد از ظهور هم رجعت که دوران ظهور دوره ای است که حضرت نورشان تجلی می کند در عالم مکرر آیاتش را ملاحظه کرده اید «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا، وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاهَا، وَالنَّهَارِ إِذَا جَلاهَا» (شمس/3-1) وقتی روز رسید خورشید در آن روز تجلی می کند خورشید نبی اکرم تجلی می کند بیت النور نبی اکرم می شود همه ی عالم ظلمت برداشته می شود شب تاریک می شود دوران ظهور و بعد رجعت دوران تجلی نور نبی اکرم و ظهور نبوت نبی اکرم و هدایتی که حضرت آورده اند که از سنخ نور است این هدایت و نوری که پیامبر با خودشان آورده اند تجلی می کند می شود دوران روشن و همه در فضای نورانی زندگی می کنند آن جا همه چیز در اختیار است «رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ» (نور/37) لذا گشایش اول برای حضرت این جاست این گشایش هم از سنخ توسعه نیست من با صراحت عرض می کنم قطعا از سنخ توسعه ی غربی نیست که حالا خیال کنیم این عدالت و رفاهی که این ها می گویند یک مقدار بالاتر و بهترش برای وجود مقدس امام زمان است این مقوله جمع می شود جهان دیگری فراهم می شود و این جنسی نیست کما این که بهشت این جنسی نیست عالم رفیع تری است با مناسبات رفیع تری ظهور معنایش همین است و الا چه اتفاقی می افتد اگر بنا باشد دستگاهش همین باشد و فقط ظهور جسمانی تعریف کنیم حقیقت نبوت و ولایت ظهور پیدا می کند جهان دیگری می شود مناسبات جهان فرق می کند. دوم «وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى» یک آینده ی دیگری است که آن قدر خدای متعال به شما می دهد که راضی شوید این آینده در قیامت است حضرت در قیامت شفاعتی که می کنند این قدر دستگیری می کنند و آن قدر درجات را بالا می برند فقط به لحاظ کمی نیست که شما هر کس را بخواهید می توانید دستگیری کنید نه شفاعت شما ظاهر می شود در آن عالم شفاعت حضرت از قبل بوده شفاعت در بهشت شفاعت در توحید است چون بهشت دار توحید است شفاعت در بهشت این است که مردم را وارد توحید کند این از قبل شروع شده ظهورش در قیامت است همه ی امم بدهکار این شفاعت اند روز قیامت حتی انبیا در درجاتشان دستگیری می شوند و بعد امت خودشان را شفاعت می کنند ولی شفاعت اصلی مال حضرت است آن چیزی که به حضرت می دهند فقط کمی نیست که هر کسی را خواستید شفاعت کنید بلکه هر قدر هم بخواهید ببخشید دست تان را باز می کنند هر مقامی از مقامات توحید را که بخواهید بدهید موحدین را درجاتشان را بالا ببرید هر مقامی از مقامات بهشتی را بخواهید این قدر می دهیم که راضی شوید این ثمره ی مقام محمود حضرت است خدای متعال این اذن را به حضرت داده اند که«یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى» لذا نقل شده یک بار جبرئیل این آیه را به حضرت آورد که در بستر شهادت و رحلت بودند جبرئیل آمد همه ی آسمان را آماده کردیم ملائکه در صف منتظرند گفت بگو چیزی که من خوشحال شوم عرض کرد چه چیزی شما را خوشحال می کند فرمود با امت من چه می شود جبرئیل عرض کرد «وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى» بنابراین دشواری های امت دو روز قطعی در پیش رو دارد که سامان قطعی پیدا می کند یکی ظهور است یکی هم قیامت شما در نگاه بلند ببینید نگاه تان کوتاه نباشد اگر آدم فقط امروز را ببیند می گوید این ها در دشواری هستند آن ها در رفاه ولی کار عظیمی که پیامبر می کنند این شخصیت بزرگ معطوف به امروز و فردا نیستند معطوف به یک عمل طولانی هستند بنابراین در مقابل این دولتی که به اهل باطل می دهیم و خوشی های ظاهری که همه اش هم همراه با رنج است «وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا» (طه/124) این معیشت ضنک چشم شما امت را خیره نکند «وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنيَا» (طه/131)نگاه تان به این متاعی که به آن ها دادیم نباشد بنابراین در مقابل این اگر کسی با آن نگاه ببیند یک دولتی در دوره ی ظهور و رجعت و قیامت است که دولت نبی اکرم است و امت نبی اکرم به آن فرج ها می رسند این دوران هم دوران خوبی است نه این که دوران بدی است این دوران مقدمه است اگر این دوران نگذرد امت آن دوران را نمی تواند درک کند لذا خوبان این امت رجوع می کنند رجعتی دارند که آن دوران را درک می کنند دورانی که ولایت حضرت ظهور پیدا می کند هدایت حضرت تجلی پیدا می کند نعیم حضرت محقق می شود و این آینده هم آینده ی نزدیکی است قرآن وقتی در مورد قیامت و ظهور صحبت می کند تعبیرش این است «أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ» (هود/81) صبح نزدیک نیست؟ تمام می شود دیگر. «وَ الضُّحى‏، وَ اللَّیْلِ إِذا سَجى» این شب تمام می شود همه ی این سختی های دوران بعثت نبی اکرم و دوران بعد و ظهور سختی هایی است که گذرا است و البته یک تحول معرفتی می خواهد که انسان بتواند این قرب را درک بکند و الا به ما گفته اند شما ظهور را قریب بدانید اگر دور دیدید ظهور را اگر قیامت را دور دیدید مبتلا به قساوت قلب می شوید ولی این تحول معرفتی می خواهد.

برگرفته از سخنان حجت الاسلام والمسلمين سید محمد مهدی میرباقری در برنامه سمت خدا     http://samtekhoda.tv3.ir/


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :